گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت اشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت اشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی


پرسش و پاسخ (انجام برخی مراقبات بدون اذن استاد)

بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام خدمت حضرت استاد، سوالی که از محضر مبارکتان داشتم این است که برای کسی که دسترسی به استاد ندارد، آیا می تواند به این چند دستور اولیه اخلاقی که هر استادی دستور می دهد عمل کند یا نه؟... پاسخ از حجت الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام خدمت حضرت استاد، سوالی که از محضر مبارکتان داشتم این است که برای کسی که دسترسی به استاد ندارد، آیا می تواند به این چند دستور اولیه اخلاقی که هر استادی دستور می دهد عمل کند یا نه؟

1.ترک سخنان بیهوده و مالایعنی و جز در موارد ضرورت حرف نزدن و بنابراین بیشتر اوقات در حال سکوت بودن. چون تجربه کردم اگر بنایم را بر سکوت و ترک سخنان بیهوده نگذارم به راحتی به گناهان زبان سوق داده می شوم

2.ترک کارهای بیهوده به مقتضای آیه شریفه ی «والذین عن اللغو معرضون»، و بنابراین ترک کارهای از قبیل تماشای فوتبال ها و فیلم های تلویزیون و بسیاری از برنامه های لغو آن، و ترک مجالسی که از هر جایی حرف می زنند و غالباً در مورد دنیا و امور آن و بیشتر موارد خالی از گناهانی مثل مجادله و غیبت نیست. که باعث می شود ذهن پر از افکار پراکنده شود.

3.جز در موارد ضروری با دوستان و آشنایانی که اهل دنیا هستند ارتباط و انس برقرار نکردن به مقتضای آیه شریفه ی «فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِکْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا» و این حدیث شریف از امام صادق علیه السالم که در کتاب شریف نور مجرد آمده است «هر کس که در امر دینت به تو نفعی نمیرساند، به او اهمیتی نده و در همنشینی و مصاحبت با او رغبت ننما، زیرا هر آنچه غیر از خداوند تبارک و تعالی است نابود است و عاقبت و وخیمی دارد» چون تجربه نشان داده ارتباط با افرادی که هم و غم آنها دنیاست دل را می میراند و اصالً اشتیاقی به سلوک و این حرف ها پیدا نمی کند.  

این ها سه موردی بود که می خواستم از محضر استاد سوال کنم، که اینکه آیا می توانم این موارد ومشابه آن را بدون دستور استاد عمل کنم و به دوستان خود نیز توصیه کنم؟ چون اگر کسی به موارد فوق عمل کند و مراقبه شدید بر آنها داشته باشد کم کم حال عزلت و انقطاعی از کثرات و اعتباریات عالم دنیا به او دست می دهد که اشتیاق و شور سلوک را در قلب او زنده می کند، بر خالف عمل نکردن به این سه مورد که قلب انسان پر از غفلت و همّ و غم دنیا می شود و روز به روز بیشتر در کثرات و اعتباریات آن غرق می شود و به راحتی مبتال به گناهان می شود،

این چیزی بود که تجربه کرده بودیم و خواستم از محضر استاد سوال کنم عمل خودسرانه به این سه مورد باعث نمی شود که نفس خود را تباه و عقیم کنیم! چون مسلم است که مستلزم ریاضت ها و فشارهایی است؟! چون از یک طرف عمل نکردن به آنها باعث غرق در دنیا و گناهان و از طرف دیگر عمل کردن به آنها باعث فشارهایی است که نمیدانیم بدون استاد اشکالی دارد یا نه؟ از این که متن یه خرده ای طوالنی شد شرمنده ام. والسلام

پاسخ از حجت الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

هوالعلیم. علیکم السلام؛ در باب لزوم استاد و ضرورت آن در سیر الی الله آنقدر تاکید شده است که جای هیچ بیانی را باقی نگذاشته است و به اذعان بسیاری از اهل معرفت این معنا را حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه به زیباترین وجه در کتاب روح مجرد بنیادین نموده اند و تمام سالکان راه خدا قبل از اینکه وارد این وادی بشوند باید آن قسمت را مطالعه نمایند و وقتی آن مبانی از هر جهت برایشان حلّ شد به دنبال استاد باشند و حتما و حتما بر خدای متعال توکّل نمایند و از معصومین علیهم السلام مخصوصا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در این امر استمداد نمایند.

آنچه از مستحبات و اعمال که برشمردید، مراقباتی هستند که تحت دستورات عام سلوکی قرار می گیرند که اولا بدون آن ابدا سلوک الی الله و طیّ مراتب نفس محال است و ثانیا در اصل انجام آن نیازی به اجازه استاد نیست، اما نه به این معنا که نیازی به استاد هم نباشد یعنی همین دستورات عام را هم باید تحت نظر استاد و بر اساس تشخیص او انجام داد چرا که این دستورات ممکن است حالات و خطوراتی را برای نفس بیاورد که علم و معرفت و شهود استاد را می طلبد.

مساله نفس بسیار پیچیده و خطرناک است لذا باید عنان نفس را به دست استاد داد. نفس تا قبل از عالم فناء دارای امیال و آمال است و از هوا رهایی نجسته است اینجاست که ممکن است حتی عبادت او از روی هوای نفس باشد عزلت او از روی هوای نفس باشد ترک سخن موجب تقویت نفس گردد درحالیکه انسان ابدا از این مساله مطلع نمی گردد بلکه گمان هدایت و سعادت دارد.

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُم بِالاخْسَرِینَ أَعْمَلًا* الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِى الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا.

(بگو (اى پیامبر!) آیا من شما را آگاه بنمایم بر آن کسانیکه اعمالشان زیان‏بارتر است؟! آنان کسانى هستند که سعى و کوشش آنها در راه تحصیل زندگانى پائین‏تر و پست‏تر گم شده است در حالیکه خودشان مى‏پندارند که از جهت کار و کردار، نیکو عمل مى‏نمایند!)

در احوال مرحوم آیت الله بروجردی رضوان الله علیه نقل می کنند: بعضی فضلا از ایشان خواستند که نصیحتی بفرماید و ایشان یک جمله ای گفت : دعا کنید از آنهایی نباشیم که قرآن فرمود قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُم بِالْأَخْسَرِ‌ینَ أَعْمَالًا الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا و در این را با حالت گریه بیان کردند.

مرحوم عارف واصل حضرت آیت الله آقا شیخ محمدجواد انصاری همدانی اعلی الله مقامه می فرمودند:

«باید خیلی مواظبت کرد که اعمال از روی هوای نفس نباشد. عبادتی که می کنی هوای نفس نباشد، صحبتی که می کنی برای خود معرفی کردن نباشد. این جا می آیی برای هوای نفس نباشد، و باید استاد ببینی تا تشخیص این هوای نفس و انانیت و نفسانیت آسان تر شود.»

گاهی افراد در اصل معنای دنیا و عزلت از آن دچار اشتباه می شوند! گاهی در اصل اینکه چه چیزی لغو است و چه چیزی لغو نیست دچار خطا می گردند یا اینکه در اندازه گیری آنها به مشکل برمی خوردند که عدم توجه به این امور چنان عواقبی برای نفس دارد که برای همیشه او را ضایع می گرداند.

تخم مرغ به تنهایی قابل استفاده است و با آن می‏شود غذاهای مختلفی طبخ کرد ولی اگر آن را زیر پای مرغ گذاشتند باید تا آخر بماند تا تبدیل به جوجه شود و تکامل خودش را به دست آورد و اگر در نیمه راه آن را بردارند، هم خوب بودن اولش را از دست می‏دهد و هم چنان فاسد شده که بوی تعفنش آزار دهنده است.

نفس هم مانند همان تخم مرغ است اگر ضایع شود دیگر قابلیتش را از دست می دهد و سرخورده گشته در نهایت به انکار می گراید؛ لذا باید نفس را از اول راه تحت تربیت استاد درآورد.

به این معنا خوب باید دقت داشت که همانطور که در مسائل ظاهری و احکام انسان نمی تواند به مرجع تقلیدی که از دنیا رفته است اقتدا کند و در احکامش از او تقلید نماید، همینطور در مسائل باطنی و سیر الی الله هم نمی توان به سبک و دستورات بزرگان ماضی عمل کرد و این مساله ایست که در لسان اهل معنا مغفول مانده است اما جای صحبت دارد.

گرچه تمامی آنچه که اولیای الهی و کُملین از عرفا بیان داشتند عین حق بوده اما آن دستورات در زمان خودشان و مقتضی با شئون نفس خود و شاگردانشان مناسب بوده که بسیار هم درست بوده است اما همان عمل و دستور را نمی توان برای نفسی که در زمان حاضر و با شرائط دیگری قرار دارد تجویز کرد که این مساله به طور کامل شامل دستورات خاص و به طور جزئی شامل حتی دستورات عام هم می شود.

بنابراین تقلید در دستورات سلوکی هم جایز نیست 

و از این بالاتر حتی همین دستورات عام را (چه رسد به دستورات خاص) در زمان حاضر نمی توان برای نفوس مختلف و چند نفر تجویز کرد هر کسی یک نفس دارد و یک طریق خاص به سوی خدا.

نکته مهم دیگر اینکه در ابتدا راه سالک الی الله فقط باید نفس خود را دریابد و ابدا به دیگری کاری نداشته باشد اگر دیگری هم قابل باشد خدا دست او را می گیرد که مخصوصا سیدنا الاستاد حضرت علامه بر این مساله بسیار تاکید داشتند.

وَ مَنْ یُرِدِ اللهُ أنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإسْلَامِ (آیه 126 از سوره مبارکه أنعام)

(و کسى را که خداوند بخواهد هدایت کند؛ دل و سینه وى را براى پذیرش و قبول اسلام باز میکند و منشرح می گرداند)

البته انجام مراقبه هایی که بیان داشتید اگر به افراط کشیده نشود خوب بل لازم است.

ارسال نظر و طرح سوال

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.