گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه


کتاب "نورالعین" (آداب جامع ظاهری و باطنی زیارت عتبات) زیارت معصومین علیهم السلام از اوجب واجبات است که هر چه مراعات آداب و اعمال وارده بیشتر باشد بهره زائر بیشتر خواهد بود؛ کتاب حاضر به آداب جامع ظاهری و باطنی عتبات عالیات در عراق می پردازد که حجت الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی را بر اساس متن روایات و با برداشت از سیره بزرگان خصوصا حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه به صورت اختصار بیان می کنند.

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب «نور العین» (آداب جامع ظاهری و باطنی زیارت عتبات بر اساس سیره بزرگان)

تالیف حجت الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

مقدمه:

قال الله الحکیم فی محکم کتابه العظیم:

فِى بُیُوتٍ أَذِنَ اللَهُ أَن تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاصَال‏. (آیه سى و هفتم از سوره مبارکه نور)

(انوار طیبه معصومین که متحقق به نور الهی گشتند، در خانه ‏هائى هستند که خداوند به آنها اجازه داده است که داراى رفعت معنوى گردیده، و در آنها اسم خدا بر دلها برده شود. بطور مستمرّ و مداوم در آن خانه‏ها صبحگاهان و شامگاهان تسبیح خداوند را مى‏نمایند)

در کتاب «الدّرّ المنثور» از منابع محکم عامّه با تخریج ابن مردویه از أنس به مالک و بُرَیدَه روایت کرده است که گفتند: رسول اکرم صلّى الله علیه و آله و سلّم چون این آیه را قرائت نمودند که: فِى بُیُوتٍ أَذِنَ اللَهُ أَن تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ، مردى برخاست و گفت: اى پیغمبر خدا! کدام خانه ‏هائى هستند این خانه ها؟! فرمود: بُیُوتُ الانْبِیَآءِ. «خانه‏ هاى پیغمبران.»

در این حال أبو بکر به سوى رسول الله برخاست و گفت: یَا رَسُولَ اللَهِ! هَذَا الْبَیْتُ مِنْهَ، لَبَیْتُ عَلِىٍّ وَ فَاطِمَةَ؟! قَالَ: نَعَمْ! مِنْ أَفَاضِلِهَ! «اى رسول خدا! این بیت از آن بیوت مى‏ باشد، بیت علىّ و فاطمه؟! فرمود: بلى! این بیت از جمله با فضیلت‏ ترین آن بیوت است‏. (الله شناسى، ج‏1، ص: 42)

در زیارت جامعه کبیره مى‏خوانیم: خَلَقَکُمُ اللَهُ أَنْوَارًا فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ حَتَّى مَنَّ عَلَیْنَا بِکُمْ فَجَعَلَکُمْ فِى بُیُوتٍ أَذِنَ اللَهُ أَن تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ. (مفاتیح الجنان، ص 547)

(خداوند شما را با ماهیّت نور آفرید. پس چنان شما را قرار داد تا پیوسته گرداگرد عرش او دور بزنید و احاطه کنید، تا آنکه بواسطه شما بر ما منّت گذارد و شما را در خانه‏هائى قرار داد که خدا اجازه داده است رفیع المنزله باشد و اسم خدا در آن خانه ‏ها برده شود)

حرم معصومین از مصادیق آیه نور است

طبق روایات جایی که حرم معصومین قرار دارد مانند جایی است که خود آن ذوات مقدّسه حضور دارند، پس حرم ایشان مصداق آیه نور می باشد؛ لذا حرم معصومین سلام الله علیهم اجمعین، بیت الله و حرم الله و محل تجلّی خدا و انوار الهی است و زائر قبور معصومین زائر حقیقی خودشان و خداست.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: مَنْ زَارَنَا فِی مَمَاتِنَا فَکَأَنَّمَا زَارَنَا فِی حَیَاتِنَا. (بحار الأنوار، ج‏97 ؛ ص124)

(هر کسی بعد از مرگ ما، ما را زیارت کند، گویا در دوران زنده بودن ما، ما را زیارت کرده است.)

زیارت معصومین از اوجب واجبات است

در جای خود ثابت شده است که زیارت امام معصوم علیه السلام مخصوصا زیارت سید الشهداء علیه السلام از اوجب واجبات است حال یا به وجوب تشریعی که در زمانی بعضی از فقهاء قائل بودند و در صورت استطاعت آن را واجب می دانستند یا به وجوب تکوینی و سلوکی و معرفتی.

امام رضا علیه السلام نیز می‌فرمایند: هر امامی پیمانی بر گردن شیعیان و دوستانش دارد یکی از شرایط وفای به عهد و نیکو ادا کردن آن، زیارت مزار آنان است. پس هرکس با رغبت به زیارت آنان برود و زیارتشان کند و آن چه را که امامان بدان رغبت داشته‌اند تصدیق کند، در روز قیامت امامان شفاعت کنند‌گانشان خواهند بود.

مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه در اینباره می فرمایند:

زیارت‌ قبور ائمّه‌ علیهم‌ السّلام‌ حکم‌ دخول‌ در آب‌ کرّ دارد که‌ زائر را پاک‌ و از هر آلودگی‌ منزّه‌ می ‌سازد. چون‌ نتیجۀ زیارت‌ ارتباط‌ با روح‌ متوفّی‌ است‌ و زیارت‌ کننده‌ از آن‌ روح‌ مَدد می گیرد ؛ بنابراین‌ هر چه‌ روح‌ متوفّی‌ پاکتر و عالی ‌تر باشد، زائر بهرۀ بیشتر و وافرتری‌ خواهد برد.

روح‌ متوفّی‌ به‌ قبر خود ارتباط‌ بیشتری‌ دارد و لذا زیارت‌ ارواح‌ در سر قبورشان‌ اثر بیشتری‌ دارد. و لذا مؤمن‌ زائر بواسطۀ دریچۀ قبر، خود را به‌ روح‌ آن‌ معصوم‌ و مقرّب‌ درگاه‌ خدا مرتبط‌ نموده‌ و بدین وسیله‌ با تمام‌ فُسحت‌ عالَم‌ معنی‌ و ارواح‌ ارتباط‌ پیدا می کند و بهره‌ می گیرد. (معادشناسی، ج 3 ص 227)

رعایت آداب در زیارت بهره انسان را بیشتر می کند

اما باید دانست زیارتی که از ناحیه خود معصومین علیهم السلام از ما خواسته شده است زیارتی از سر معرفت است حال این معرفت عمده اش از طریق ادب باطن که همان عرفان و تهذیب نفس و سیر الی الله حاصل می شود و بخشی از آن از طریق رعایت آداب ظاهری است که نه در آداب باطنی باید از آداب ظاهری غافل بود و نه در آداب ظاهری از آداب باطنی دست شست بلکه معرفت به جمع بین آندو است و هر کدام تکمیل کننده دیگری است.

انسان از طریق زیارت معصوم خداوند را زیارت می کنید چرا که معصوم فانی در خدا و مضجع و مرقد او نیز فانی در نور و تجلی خداست زیارت آن مضجع و مرقد نیز زیارت اسم الله و نور الله است و از آنجا که اسم الله نیز فانی در خداست بنابراین زیارت معصوم در اصل زیارت خداست و به خصوص زیارت امام حسین علیه السلام که در روایتی نقل است که: «من زار الحسین بکربلا فقد زار الله فی عرشه» کسی که امام حسین علیه السالم را در کربلا زیارت کند به درستیکه خداوند را در فوق عرش زیارت کرده است.

زائرانی که با آداب زیارت آشنا نیستند امکان ارتباط نزدیک و بهره‌برداری کامل را ندارند و کمتر استفاده می‌کنند. آنان که در صحن‌ها و رواق‌ها و اطراف ضریح مطهر و قبور منور حضور دارند، لیکن باب ورودی به وادی رحمت را نمی‌کوبند مانند گرسنگان و تشنگانی هستند که خود را از راه دور به باغی سرسبز و پرمیوه می‌رسانند ولی در اطراف باغ دور می‌زنند و در آن را نمی‌زنند که بکوبند و دستی دراز نمی‌کنند که دستگیری شود. رعایت ادب حضور و توجه به آیین زیارت برای شکسته دلان و قاصدان حقیقی این امکان را فراهم می‌کند تا حضور را به صورت جدی درک کنند و مدارا بشنوند و پیام هدایت را به جان بسپارند، آنگاه حرکت معنوی خود را آغاز کنند و یا به انجام نهایی برسانند.

لزوم فراگیری آداب زیارت

آداب زیارت و تشرف را باید قبل از تشرف رعایت کرد چرا که محل دریافت انوار الهی قلب است باید قلب را مناسب و درخور آن مقام شستشو داد.

آیینه شو جمال پری طلعتان طلب                 جاروب کن خانه و آنگه مهمان طلب

هر چه قبل از تشرف مراقبه و حضور قلب و سکون بیشتر باشد دل تهیأ و آمادگی بهتر و بیشتری برای دریافت انوار الهی پیدا می کند که این سکون قلب بیش از هر چیزی با دوام طهارت و سکوت و عدم توجه به مظاهر دنیا و مکان های پر رفت و آمد و مجالست با اهل دنیا و قطع علاقه های نفسی و اعتباری و در یک کلام فقط و فقط با مراقبه حاصل می شود.
در مقابل مجالست و مصاحبت با اهل معنا و علم و کسانی که دیدارشان انسان را به یاد خدا می اندازد کلامشان به فهم و ادراک و عقل انسان اضافه می نماید و عملشان یاد آخرت را در نفس تقویت می کند، موثر و بسیار خوب است.
شست و شویی کن و آن گه به خرابات خرام

آنچه به عنوان آداب زیارت در این قسمت بیان می شود برگرفته از آیات و روایات و سیره علمای ربانی و عرفای بالله می باشد.

آداب تشرّف به نجف اشرف و حرم مطهر مولانا امیر المومنین علیه السلام

بهتر این است که برنامه سفر طوری تنظیم شود که ابتدا به نجف و از آنجا به کربلا و سایر اعتاب مقدسه مشرف شد. ادب شیعه امیر المومنین علیه السلام و مرامش اقتضاء می کند یکسره بار را بر شهر ولایت نجف اشرف علی شاهدها آلاف التحیه و الثناء انداخت و در آنجا توطن گزید.

دل به غیر از خم زلفت نرود جای دگر

اول باید غسل نمود و لباس طاهر به تن کرد، عطر استعمال نمود که در صورت توان و مقدوریت برای هر بار تشرّف، غسل بسیار موکد است؛ و اگر مقدور نیست برای هر روز یک غسل انجام شود.

زیارت به نیت طواف

هنگام تشرف به حرم مطهر آقا امیر المومنین علیه السلام نیت را طواف قرار دهید طواف به این است که هفت شوط (دور) به دور حرم امام معصوم علیه السلام گردش کرد به همان شکل طواف بر خانه خدا که البته الآن بخاطر جداسازی ضریح به مردانه و زنانه، این امر از داخل مقدور نیست اما خوب است این ادب با فضیلت و موکّد را حداقل برای هر امام یک بار از بیرون ضریح و داخل صحن یا خیابان اطراف انجام داد.

من به گرد کعبه می گردم به یاد روی تو

بهترین حال برای زائر

بهترین حال در حرم مولا این است که انسان خود را فانی در ولایت آن حضرت ببیند و در واقع نفس را غرق در دریای بیکران ولایت حضرت نماید؛ توجه فقط و فقط به آن حضرت باشد و هیچ شخص یا چیز دیگری را به حساب نیاورد و زمزمه کرد:

گرچه سیه رو شدم غلام تو                          هستم خواجه مگر بندۀ سیاه ندارد

پسندیده است بدون تکلم با دیگری و نگاه به جایی حضور پیدا کرد حضوری با وقار و طمأنینه و تأدب تام و با حالی بدهکارانه (نه طلبکارانه) بر آن حضرت وارد شد مانند عبدی که نمک خورده و نمکدان شکسته که با حالی شرمسار بر مولای خود وارد می شود و حتی زبان طلب بخشش هم ندارد زبان حال این باشد که آمدیم اما با دستانی خالی و با حالی بدتر از یک گناهکار، یعنی کسی که وجودش را عین گناه می بیند.

که قمر ز شرمساری بشکست چون هلالی

رسم است وقتی به خدمت بزرگی می رسند تحفه ای را پیش کش کنند اما عبد چه ببرد که شایسته مولا باشد او که از خود هیچ ندارد چه باید ببرد آنجایی که غنای محض است و هر چه بخواهد ببرد زیره به کرمان است؟ گویند: بهترین سوقات چیزی است که در نزد آنان نباشد که آن همان فقر و نیاز مطلق و گدایی و بندگی است.

مسیر تشرف به حرم از مکانی خلوت باشد

مسیر تشرف تا جایی که ممکن است از بازار نباشد و اگر بود به جایی متوجه نشد هر چقدر چشم را کمتر به اینطرف و آنطرف انداخت ظرف قلب طاهر و سالم تر می ماند گاهی یک لباس یک صورت انسان را با خودش می برد.
دیو چو بیرون رود فرشته درآید

کیفیت خواندن زیارت نامه

بعد از هر زیارت اگر مقدور است در بالای سر نماز زیارت و یکی از زیارتنامه های وراده از ناحیه معصومین خوانده شود.

حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه می فرمودند: به حرم که مشرّف می شوید همیشه یک زیارت نامه را نخوانید بلکه مختلف و متنوع بخوانید: امین الله، جامعه، مطلقه، مخصوصه و در مورد زیارت نامه های طولانی مانند جامعه کبیره می فرمودند: اگر خسته شدید ادامه ندهید، بلکه قط کنید و در تشرّف بعدی ادامۀ آن را بخوانید و خلاصه کیفیّت را فدای کمیّت نکنید و اینکه در اثناء زیارت نامه ورق می زنید تا ببینید چقدر مانده، یعنی خسته شده اید.

باید سعی کرد زیارت نامه ها صحیح و بدون غلط خوانده شود. در روایت است که دعای "ملحون" بالا نمی رود. دعای ملحون یعنی دعایی که غلط خوانده می شود. چقدر خوبست انسان مومن مقداری از وقتش را که صرف لغو و لهو می شد، صرف درست خوانی ادعیه و زیارت نامه ها کند.

نگاه کردن به ضریح مطهّر

در آداب زیارت بیت الله الحرام وارد است که مستحبّ است انسان بنشیند و به کعبه نگاه کند که بزرگان و اولیای الهی بر این عمل بسیار نظر داشتند؛ حال از آنجایی که مزار شریف معصومین سلام الله علیهم حقیقت کعبه است و اصلا شرافت کعبه به وجود ایشان است، خوب است در زیارت ها با حالت توجّه، چند دقیقه ای به ضریح منوّر حضرات معصومین چشم دوخت و از آثار آن بهره مند گشت.

در حالات مرحوم قاضی رحمة الله علیه نقل است که هر شب جمعه به زیارت امام حسین علیه السلام می شتافت و تا صبح در حرم بیتوته می کرد و عمده کارش نشستن و به ضریح نگریستن بود. وقتی به ایشان می گفتند: آخر این چه عملی است؟ می فرمود: شما نمی دانید من چه می بینم! من شب های جمعه در کنار این ضریح مطهّر همۀ انبیای الهی را مشاهده می کنم و هر کدام از آنان عالَمی دارند.

در حالات مرحوم حداد رحمة الله علیه هم نقل می کنند: وقتی به حرم حضرت زینب سلام الله علیها مشرف شده بود، فرموده بود: من در این مرقد انبیا را زیارت کرده ام.

نماز های واجب حتی المقدور در حرم خوانده شود.

خوب است حد اقل نیم ساعت قبل از نماز برای حضور قلب و سکونت دل در محل نماز به سکوت و توجه و تفکر نشست و موضوع تفکر ربط ما به عنوان عبد و رعیت با مقام ولایت باشد و در این مورد محاسبه نفسی داشته باشیم که تا بحال چطور بوده و از این به بعد چطور باشیم.

کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی؟

سکون قلب در زیارت

حرم ائمه اطهار علیهم السلام را نباید تبدیل به مجالس روضه خوانی و دعا خوانی با صدای بلند کرد آن هم با آن شلوغی و سر و صدا و گریه های آنچنانی، حرم محل امن است امنیت دل و جان؛ محلی آرام برای ربط و توجه همگان به مقام ولایت و دل شستن از غیر؛ مشغول کردن مردم فقط و فقط به این مسائل بدون توجه به توحید و ولایت معطل کردن نفوس است باید خود را در حضور امیر المومنین مانند آن شیعیان و اصحاب سرّ آن حضرت مانند مالک و عمار و عثمان بن مظعون دانست.
باید به دنبال حالی بود که وقتی از حرم بیرون می آییم اثرش تا ماه ها باشد نه اینکه اشکی بریزیم و بهره را محدود به یک سینه زنی و گریه و روضه کنیم و پا را از حرم بیرون نگذاشته به همان تخیلات و نیات و کارهای گذشته بازگردیم اینجاست که معلوم می شود از آن دریای بیکران ولایت و تربیت و معرفت طرفی نبسته ایم و به کمترین از امور نفس را قانع کرده ایم این را خسران و حرمان عظیم گویند.

توجه به امور ظاهری خصوصا تغذیه در حین سفر 

به تغذیه مناسب و سالم باید توجه نمود چراکه جسم مرکب روح است و روح سالم و آماده در جسم سالم است باید بجای حجم غذا به کیفیت و مقوی بودن آن توجه شود. شکم نه آنقدر خالی باشد که ضعف مانع عبادت باشد و نه آنقدر سنگین که مزاحمت ایجاد نماید مخصوصا شب ها به جهت بیداری سحر و نشاط روحی، هر چه معده سبک تر باشد دریافت انسان بیشتر و عالی تر و نورانی تر خواهد بود.

بهتر این است که شب ها را زودتر خوابید تا از فیوضات بیداری سحر و تهجد و راز و نیاز و خلوت در محضر ائمه اطهار علیهم السلام بیشتر بهره مند شد و دانست که دل تشنه است و از دست دادن این فرصت ها تشنه ای را از لب چشمه ناکام برگرداندن است.

زیارت قبور علمای مدفون در حرم

نسبت به زیارت قبور اولیای الهی و علمای ربانی که در حرم مطهر مولا علی بن ابیطالب علیه السلام هستند، زیارت کردن آنها در روز آخر آن هم بعد از زیارت مولا مانعی ندارد و اولویت را به قبور اولیای الهی و عرفای ربانی قرار دهید اما توجه و توسل و طلب شفاعت در آن حرم از غیر از مولی پسندیده نیست و قطعا بر خلاف خواست آن ارواح مطهره است.
اما همانطور که تاکید شد زیارت اولیاء و قبورشان باید بعد از زیارت امام معصوم باشد. یکی از رفقای ما و از شاگردان سیدنا الاستاد علامه طهرانی رحمة الله علیه نقل می کرد در یکی از دفعاتی که مرحوم آقا مریض بودند و از بیمارستان مرخص شدند مجلس ملاقاتی ترتیب دادند به ما با تلفن اطلاع دادند که مثلاً فردا از ساعت 4 تا 6 آقا وقت ملاقات دارند از تهران به قصد مشهد سوار هواپیما شدم که وقتی به مشهد رسیدم نیم ساعت بیشتر به پایان ساعت ملاقات نمانده بود ولی ترسیدم که اگر به زیارت امام رضا علیه السلام نروم ما را قطع کنند، فوری به زیارت امام رضا رفتم السلام علیک یا علی بن موسی‌الرضا گفتم، دو رکعت نماز زیارت خواندم ده دقیقۀ آخر خودم را رساندم خدمت ایشان، که فرمودند: اگر اول می‌آمدید به سراغ من تا ابد شما را قطع می‌کردم.

آنچه سلطان ازل گفت بکن آن کردم...

حضور در مسجد سهله و مسجد کوفه و آداب آن

دو مسجد در نجف اشرف بعد از حرم آقا از همه اماکن مقدس ترند اول مسجد سهله دوم مسجد کوفه که مسجد سهله به مراتب از مسجد کوفه هم با فضیلت تر است.

مسجد سله:

در مسجد سهله به نیت خدمت رسی و تشرف و حضور به محضر آقا امام زمان علیه السلام و عرض ولایت و تکمیل زیارت مشرف بشوید خلوتی را اختیار نمایید و اول نماز خود حضرت و بعد نماز تحیت مسجد و بعد به سایر نوافل به قدر حوصله و ضرورت پرداخته شود و لازم نیست که همه اعمال آنجا را بجا آورد نفس را باید سرحال و با نشاط نگه داشت و دأب بزرگان این نبوده که همه اعمال را با هم انجام دهند.

در آن مسجد خود را در محضر امام زمان علیه السلام ببینید اکثر کسانی که به طور قطع به صورت ظاهری (نه خواب و مکاشفه و خیال) خدمت حضرت رسیده اند در همین مسجد سهله بوده است. بیتوته اولیای الهی مانند آقا سید مهدی بحرالعلوم و آقا سید احمد کربلایی و مرحوم آقای قاضی و علامه طباطبایی و مرحوم آقای بهجت و سیدنا الاستاد علامه طهرانی رحمة الله علیهم در آنجا بوده است.

و اما در مسجد کوفه به چند امر خوب است توجه داشت:

اول: الزامی به انجام همه اعمال و نمازها و حضور در مواقف متعدد نیست البته خواندن نماز تحیت مسجد بسیار خوب است و تا آنجا که حال دارید و نفس به شلوغی و تشویش نمی افتد نمازها را انجام دهید اما بر نفس نباید سخت گرفت که شلوغی و تراکم حضور قلب را بر هم بزند تا آن اصل توجه و حضور دل از بین برود.

دوم: توجه در مسجد کوفه به مولا امیر المومنین علیه السلام باشد آنجا محل خلافت و تصمیم ها و خطبه ها و قضاوت های حضرت است آن آثار هنوز هست و کسانی که با دلی پاک و چشمی ملکوتی به آنجا مشرف می شوند آن آثار را مشاهده می کنند چه دردها که در این مکان بر دل امیر المومنین ننشست و چه رنج ها که حضرت از دل مردم برنداشتند باید به قصد این رفت که حضرت بیایند و زخم ها و دردها و رنج هایی که از گناه و دوری از توحید و ولایت بر دل هایمان نشسته برطرف نمایند و از ما به عنوان فقرا و ضعفای شیعه و درماندگان راه خدا دستگیری نمایند و بر ما رحم و ترحم کنند.
فقیر و خسته به درگاهت آمده ام رحمی                        که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز

سوم: یکی از مکان های نورانی و پر تاثیر مسجد کوفه حضور در محل عبادت و نافله و خلوت های شبانه حضرت است که همیشه محل نوافل معصومین با فضیلت تر است از محل اقامه نماز های واجب. اما باید دانست محراب ضربت مولی امیر المومنین علیه السلام آن محرابی نیست که طلاکوب شده و همگان برای زیارت بدان تبرک می جویند بلکه طبق تحقیق و اشارات اولیای الهی محل ضربت آن حضرت محراب نافله بوده که در مسجد و رواق سمت چپ آن محراب معروف است محلی که با سنگ مرر سفید بنا شده و نسبتا خلوت است (تحقیقی دراینباره تحت عنوان "محراب عشق" در سایت گوهر معرفت موجود است)

چهارم: از بهترین اعمال در مسجد کوفه خواندن مناجات امیر المومنین علیه السلام در مسجد کوفه است.

پنجم: اگرچه خواندن نماز در مسجد کوفه تمام است اما نظر حقیر بر این است که خواندن نماز در حرم امیر المومنین علیه السلام با فضیلت تر است و صِرف تمام بودن نماز در جایی دلیل بر رجحان آن نسبت به سایر اماکن مقدسه نیست و مسجد کوفه از چهار موضعی است که نماز گزار مخیر بین خواندن نماز به صورت تمام یا شکسته است که تمام خواندن افضل است. اصولا در جاهایی که نمازگزار مخیر بین تمام و قصر است تمام خواندن نماز افضل است.

ششم: حتما به زیارت جناب مسلم علیه السلام و جناب هانی که از اولیای الهی بودند به قصد طلب شفاعت مشرف بشوید. اما زیارت جناب مختار که به تازگی مورد توجه ایرانیان قرار گرفته خیلی مورد نظر نیست اما منعی هم ندارد و می توان آن را بعد از زیارت قبور جناب مسلم و هانی انجام داد و فقط به خواندن فاتحه و طلب مغفرت برای ایشان اکتفا کرد؛ مومن و سالک نباید بر اساس احساسات و به تقلید از عوام امور خود را انجام دهد باید تابع ملاکات واقع و بر اساس مبانی توحیدی و ولایی عمل نمود.

استفاده و بهره از قبرستان وادی السلام نجف اشرف

توجه به وادی السلام نجف

یکی دیگر از اماکن بسیار نورانی شهر نجف زیارت وادی السلام است و این مکان نباید فقط بخاطر مرقد مرحوم آقای قاضی رحمة الله علیه مورد توجه قرار گیرد، بلکه آنجا محلی است که زمینش از آثار ملکوتی عجیبی برخوردار است و اولیای الهی بدان توجه بسیار داشتند

وادی‌ السّلام‌ وادی‌ امن‌ و امنیّت‌ و سلامت‌ است‌ طبق روایات ارواح همه مومنین در هر جای دنیا که رحلت کنند در عالم برزخ در جایی به نام وادی السلام اجتماع می کنند و ظهور آن‌ وادی‌ در این‌ دنیا، سرزمینی‌ است‌ در نجف‌ اشرف‌ که همین قبرستان وادی السلام باشد.

علاوه اینکه قبور بیشماری از اولیا و علما و صلحا در آنجا مدفون است و از حیث ملکوت با قبرستان های دیگر بسیار متفاوت است. البته بسیار خوب است که به زیارت قبور اولیای الهی در آن قبرستان رفت مانند مرحوم قاضی و مرحوم آسید جمال گلپایگانی اما قبور انبیایی که در آنجا هستند خیلی معتبر نیست اگرچه رجاء مانعی ندارد.

خوب است زیارت وادی السلام در بین الطلوعین و بعد از زیارت مولی امیر المومنین علیه السلام انجام شود. (درباره قبرستان وادی السلام و حقیقت آن به کتاب معادشناسی علامه طهرانی رحمة الله علیه مراجعه شود)

کیفیت زیارت بزرگان در نجف 

باید توجه داشت که هرگز زیارت علمای ربانی و عرفای بالله زیارتی در دریف و قسیم زیارت مولای ما امیر مومنان علیه السلام نیست و اگر دستور و تکلیف از ناحیه همان حضرت نبود به جای دیگری نمی بایست سرک کشید

زیارت قبور اولیای الهی و علمای ربانی و والدین مومنین از سیره و سنت پیامبر و ائمه هدی علیه‌السلام می‌باشد. خود پیغمبر عادت داشت سر خاک بزرگان می‌رفت مثل حمزه سیدالشهدا مثل کسانی که از صحابه از دنیا رفتند ، سر قبر خدیجه حاضر می‌شد ، سر قبر حضرت ابوطالب پدر امیرالمومنین می‌رفت و بعد ائمه هدی هم این مطلب را جزء سیره قرار داده بودند یکی از احادیثی که داریم این است که: "مَن زارَعَبدالعظیمُ بِرِی کَمَن زارَ حُسینُ بِکَربَلا" جز سیره است. از سوی ایشان تأکید گردیده و سفارش شده است. (مرحوم علامه در جلد 3 معاد شناسی از صفحه 226 تا 230 آداب و آثار این زیارت قبور اولیا و علما را بیان فرموده اند)

اولیای الهی که در صدر ایشان مرحوم آقای قاضی هستند فانی در امیر مومنان هستند و زیارت ایشان زیارت خود مولاست و به قصد قرب و توجه و استفاده بیشتر از ولایت آن حضرت است زیارت قبور اولیای الهی همچون مرحوم آقای قاضی رحمة الله علیه تکلیف است چرا که ایشان مانند پدری مهربان بر ذمه همه مومنین و سالکان حق حیات دارند پس رفتن به مزار ایشان هم ادای دین است و هم بهره مندی از انفاس قدسی ایشان در طول ولایت امیر مومنان علیه السلام که باید از آنها طلب همت و ادب کرد و حتی حاجت خواستن از اولیای الهی و پدر و مادر در روایات آمده است.

سیدنا الاستاد می فرمودند: مشهور است‌ که‌ در سر قبر علماء حاجت‌ بیشتر برآورده‌ است‌، و اصولاً در جاهائی‌ که‌ مردمان‌ بزرگ‌ و اولیاء خدا دفن‌ شده‌اند نورانیّت‌ و وحدت‌ بیشتر است‌؛ و محسوس‌ است‌ که‌ آن‌ بقاع‌ و اماکن‌ روشنی‌ و سعۀ خاصّی‌ دارد و گرفتگی‌ و تاریکی‌ ندارد، به‌ خلاف‌ قبور کفّار که‌ تاریک‌ است‌ و خسته‌ کننده‌ و موجب‌ قبض‌ و تنگی‌ میگردد. (معادشناسی جلد سوم ص 227)

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه...

(در قسمت سوم از سلسله مقالات "احترام حرم" به طور تفصیل درباره زیارت قبور علما و عرفا سخن به میان آمده است.)

آداب تشرف به کربلای مُعلّی و زیارت حرم مطهر سید الشهداء علیه السلام

هنگام تشرف مستحب است زائر حال حزن و بکاء داشته باشد در تشرف اول غسل و تعویض لباس دستور نیست و مستحب است با همان حال و وضعی که انسان از راه می رسد به حرم مُشرّف شود اما برای دفعات بعدی غسل مانند سایر زیارات ائمه اطهار مستحب است.

اگر کسی حالت بکاء در او ضعیف است خوب است قبل از تشرف سه روز روزه بگیرد و انفاق کند و حتی اگر مقدور است سفره اطعامی برقرار نماید اینها در نرمی و رقّت دل موثرند.

هنگام تشرف به محضر آقا امام حسین علیه السلام آداب زیارت را طبق آنچه در مورد زیارت امیر المومنین علیه السلام گفته شد بجا آورید اما بجای زیارت امین الله زیارت وارث و یا زیارت عاشورا خوانده شود.

یکی از دستورات مهم در حرم سید الشهدا علیه السلام این است که در جاهای مختلف بنشینید و به عبادت و توجه بپردازید به یک مکان نباید عادت کرد همه جا نور است و از همه جا برای شهادت در روز قیامت باید استمداد طلبید علاوه بر اینکه در جای جای آن حرم بزرگانی دفن شده اند که هم زائر از انفاس آنان استفاده می کند و هم آن ارواح از زائر استفاده می نمایند.
علامه طباطبایی رضوان الله علیه می فرمودند: مرحوم قاضی رحمة الله علیه در زیارت سیدالشهدا علیه السلام، آن گوشه ای که محلِ پای حضرت و سرِ  مبارک جناب علی اکبر علیه السلام است، (از طرف پشت سر حضرت، همانجا که زائران برای زیارت قبور شهدا وارد می شوند) را اهمیت می داد و می فرمود : آنجا محل غمار رحمت است (لبریز از رحمت حضرت حقّ سُبحانه)

برای تشرف مستحب است از پایین پا وارد شد و در بالای سر نشست زیر قبه سید الشهداء برای ادراک مقام آن حضرت و دستگیری و سفاعتشان برای خود و دیگران دعا نمایید که آنجا دعا مستجاب است.

یکی از جاهایی که مسافر مخیر است بین تمام خواندن نماز یا قصر حرم سید الشهداء علیه السلام است و البته نه همه جای حرم بلکه فقط تحت قبه و اطراف ضریح و هر جا که شک داشتید نماز را شکسته بخوانید.

مقدم کردن زیارت حضرت عباس بر امام حسین غلط است

تشرف به حرم مطهر آقا ابا الفضل العباس علیه السلام باید بعد از زیارت امام حسین علیه السلام باشد و اینکه در میان عوام مردم و شاید بعضا خواص مرسوم شده که اول باید خدمت حضرت عباس علیه السلام رفت و از آن حضرت برای تشرف به حرم سیدالشهدا اجازه گرفت هیچ مبنای صحیح و منطقی در نزد اهل توحید و معرفت ندارد و فقط یک حرف و روش عوامانه و مستند به احساس و تخیلات است و مطلبی است که طبق مبانی و اصول مخالف با خواست خود حضرت عباس علیه السلام است.

تقدم زیارت امام حسین بر حضرت عباس علیهما السلام

ابتدا باید حتما و حتما باید به حرم خود مولی سید الشهدا علیه السلام مشرف شد و یکسره به آنجا رفت و حتی ذهن را از رفتن به محضر حضرت عباس علیه السلام و زیارت ایشان خالی کرد و فقط و فقط به سید الشهداء علیه السلام توجه نمود.

فرزند مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه می نویسند:

(حضرت علامه) در کربلا ابتداء به زیارت حضرت سیدالشهداء می رفتند و طبق آداب وارده، آن حضرت و سپس حضرت علی اکبر علیهماالسلام و سپس شهدای کربلا رضوان الله علیهم را زیارت می نمودند و بعد به زیارت حضرت أباالفضل العباس علیه السلام مشرّف می شدند. (نور مجرد، ج 2 ص 423) 

حضرت عباس علیه السلام در حکم عبد است و ماموم و سید الشهداء مولاست و امام؛ صاحب اجازه امام است نه ماموم؛ باید از امام برای رفتن به نزد ماموم و غیر او اجازه گرفت نه برعکس، اما چون ما در کارهایمان، همیشه همه چیز را بر اساس ادارک نادرستی که از مقام توحید و ولایت داریم مقدم بر امام و امامت و ولایت می دانیم، آنجا هم بر اساس همین عادت رفتار می کنیم.

انسان در نظر اول باید امام را ببیند و بس و اینکه از مرحوم آقای قاضی رحمة الله علیه در جواب اینکه آیا تا به حال خدمت امام زمان علیه السلام رسیده اید؟ نقل است که فرمودند: کور است چشمی که در هر صبح در اولین نگاه چشمش به امام زمان علیه السلام نیفتد، معنایش همین است که موحد و مومن و شیعه کسی است قبل از توجه به هر چیزی اول توجهش و نگاه و نظرش بر امام و مقام ولایت باشد و به باقی امور بر اساس آن توجه نماید نظر نظر به مقام ولایت است دیگران در پرتو مقام ولایت امام معصوم علیه السلام قابلیت برای نگاه و توجه پیدا می کنند.

وجود حضرت عباس علیه السلام فانی در امام است

وجود حضرت عباس علیه السلام در زمان حیاتشان و تقدس و طهارت و رفتار ایشان و تمام کسانی که در کربلا حضور داشتند بر اساس بودن در محضر امام حسین علیه السلام و امضای ایشان بهاء و ارزش دارد و از خود هیچ ندارند.

در طول تاریخ جنگ و خون دادن و شجاعت و ایثار و از خودگذشتگی و تشنگی کم اتفاق نیافتاده است اما آنچه داستان کربلا و وفاداری و جان فشانی و از خودگذشتگی ها را شاخص می نماید و گوی سبقت را از سایر وقایع قبل و بعد خود می رباید و تا روز قیامت بدون مثل باقی می ماند به طوریکه ابدا قابل قیاس و برابری با واقعه دیگری نیست، فناء و خلوص و طهارت و صداقت بر محوریت وجود امام معصوم علیه السلام به عنوان سکان دار آن واقعه می باشد و بس.
بنابراین بر همه لازم است که وقتی به حضور معصوم علیه السلام مشرف می شوند همان حال را داشته باشند یعنی اول نگاه به او باشد فقط او را ببینند و توجه شان به سایر امور در مرتبه بعد از آن و با اذن ایشان باشد. کما اینکه این مطلب منطبق با قانون و حیث تکوین است که سیر خلقت و تکوّن تمام موجودات بر اساس توحید و در مرتبه بعد از مقام ولایت و به برکت آن بوده است که فرمود: اول ما خلق الله نور نبیک یا جابر (اولین چیزی که خدای متعال خلق کرد نور پیامبر بود) که آن کسی که این نور را ادراک کرد و دید و به حساب آورد راه را گم نخواهد کرد.

حقیر در این مقام از آیات و روایات و کلمات بزرگان و حکایات اولیای الهی و حتی خواست حضرت عباس علیه السلام، مطالب زیادی در نظرم هست که این فرصت را مجال بازگوی آنها نیست همینقدر بگویم که تمام قامت و وجود حضرت عباس علیه السلام درس فناء در امام و بندگی نسبت به وی و برداشتن واسطه ها و رفع حُجُب و از طرفی درس ادب در رفتار با امام است که مقدم داشتن آن حضرت در زیارت قطعا مخالف خواست آن حضرت و مما لایرضی به صاحبه است.
همینقدر عرض کنم که بعضی از اولیای خدا اینطور نبودند که هر بار به حرم آقا امام حسین علیه السلام مشرف می شدند بلافاصله به حضور آقا اباالفضل علیه السلام مشرف شوند می فرمودند: ادب اقتضاء دارد بین مقام مولی و عبد فرق گذاشت.
مقام عصمت را درجاتی است که حدأعلی و أتم و أکمل آن، اختصاص به حضرات 14 معصوم علیه السلام دارد که عصمت ذاتی و کبری دارند و مراحل پس از آن را نیز برخی از بزرگان دین، نظیر امامزادگان عظیم الشأن مانند: حضرت زینب و حضرت معصومه و حضرت علی اکبر علهیم السلام، دارا هستند و معصوم به عصمت صغری می باشند.

یکی از شخصیت های ممتازی که به مراحل عالی از عصمت رسیده و در رتبه و مقام، آن چنان برتری یافته که برخی احکام و آداب حریم حرمش، احکام و آداب حرم امامان معصوم می باشد؛ حضرت قمر بنی هاشم، ابوالفضل العباس علیه السلام می باشد.

آداب زیارت حضرت عباس علیه السلام

در این جا به سه مورد از آن اشاره می کنیم:

اول: زائر در هنگام خواندن زیارتنامه نسبت به تمامی معصومین علیه السلام، طوری می ایستد که پشت به قبله و رو به آن حضرت باشد، اما غیرمعصومین را باید پشت سرشان رو به قبله ایستاد و زیارت کرد، به جز حضرت عباس علیه السلام که مانند معصومین زیارت می شود.

دوم: نماز زیارت، اختصاص به حضرات 14 معصوم دارد و برای امامزادگان، نماز زیارت وارد نشده است. به غیر از حضرت عباس که برای ایشان، مانند دیگر امامان معصوم، نماز زیارت وارد شده است. برای امامزادگان می توان نماز را به نیت هدیه به آن بزرگواران خواند.

سوم: ورود جنب و حائض به حرم امامان معصوم جایز نیست. حرم امامزادگان از این قاعده مستثنی هستند، به جز امامزادگان عظیم الشأن و مشهور نظیر حضرت عباس و حضرت معصومه علیه السلام که اولی و بهتر (مستحب مؤکد) عدم توقف جنب و حائض در حرم آنها می باشد.

تلّ زینبیه سلام الله علیها و خیمه گاه

یکی از مکان های نورانی که از آثاری عجیب برخورداست و تداعی گر خاطره ابتلائات و امتحانات و صبر و گذشت و ایثار اهل بیت علیهم السلام را در قلب انسان می نماید و مخصوصا سالکان راه خدا بدان محتاجند، تلّ (تپه) زینبیه سلام الله علیهاست بزرگان به این مکان و خیمه گاه برای تبرک و تعلّم و کسب معرفت مشرف می شدند.

در تل زینبیه سلام الله علیها خوب است دو رکعت نماز از ناحیه حضرت زینب به نیت اهداء به سید الشهدا علیه السلام خوانده شود.

برخی از مقام ها در کربلا سندیت ندارند

سایر مقام ها مانند مقام جناب حضرت علی اکبر علیه السلام و مقام دستان حضرت عباس علیه السلام استناد و وجهی ندارند.

بین الحرمین

یکی از مکان های مقدس در کربلا بین الحرمین است و خوب است زائرین بعد از زیارت دقایقی را در آنجا با حالت توجه و تأمل درنگ نمایند حال یا بنشینند یا رفت و آمد کنند چراکه آنجا محل رفت و آمد همه انبیاء و اولیاء و صلحاست.

مرحوم قاضی رحمة الله علیه میفرمودند: ثواب رفت و آمد بین حرم شریف حضرت اباعبدالله علیه السلام و حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام از سعی بین صفا و مروه بالاتر است.

تاکید بر حضور در مقام امام صادق علیه السلام

یکی از مکان های متبرک و مقدس و بسیار نورانی و با صفا در کربلا، مقام امام صادق علیه السلام است که این مکان در انتهای بازاری است که در سر آن مقام امام زمان علیه السلام قرار دارد باید توجه داشت که این مقام امام زمان علیه السلام مستند نیست و مورد سفارش هم نمی باشد بخلاف آن مقام امام صادق علیه السلام که بسیار با روح و با نور است و جان را صفا می بخشد و آن غمی که در کربلا بر نفس می نشیند تا حدودی برطرف می نماید ان شاء الله مشرف بشوید و دو رکعت نماز زیارت امام صادق علیه السلام خوانده شود و مدتی را در آنجا بشینید آنجا محلی بوده که هر وقت امام صادق علیه السلام به کربلا مشرف می شدند در آنجا اقامت می گزیدند.

حکم روضه خوانی در حرم

شرکت در روضه هایی که در حرم برپا می شود آن هم روضه های سنگین و با معنا و از روی اخلاص مخصوصا روضه های عربی که از سوز بالایی برخوردار است خوب است به شرط اینکه حالت افراط پیدا نشود و اصل زیارت تحت الشعاع روضه و شرکت در این مجالس قرار نگیرد.

تشرف به کاظمین و سامرا و زیارت آن ائمه اطهار سلام الله علیهم

در زیارت به کاظمین همان آداب عمومی زیارات رعایت شود ابتدا امام کاظم علیه السلام و بعد امام جواد علیه السلام را زیارت کنید و خوب است که خود را از طرف امام رضا علیه السلام و بی بی حضرت معصومه سلام الله علیها نائب الزیاره قرار دهید. مستحبات و زیارات و نماز را طبق همان چیزی که در کتب موجود در آن حرم است انجام دهید بعد از نماز زیارت امام جواد علیه السلام سجده ای با ذکری خاص وارد است از آن غفلت نکنید.

به جهت نا امنی شهر کاظمین از تردد های غیر ضروری برای رفتن به قبور علما و مساجد پرهیز شود.

سامراء

در زیارت امامان مدفون در سامراء همان آداب عمومی رعایت گردد ابتدا امام هادی علیه السلام و بعد امام حسن عسکری علیه السلام زیارت شوند و بعد ابتدا عمه امام زمان و بعد مادرشان که در همان ضریح منور مدفونند زیارت شوند رفتن به سرداب بسیار مورد تاکید است در آنجا باید ب حالت توجه نشست دو رکعت نماز برای امام زمان علیه السلام خوانده شود.
بیان این نکته ضروری می نماید که نسبت به زیارت حرم کاظمین و سامراء علیهم السلام و یا امامزاده سید محمد حتما و حتما باید طبق تشخیص مسئول کاروان عمل کرد و اگر زائرین به صورت انفرادی یا جدای از گروه و به صورت انفرادی مشرف شده اند قبل از هر اقدامی از امنیت کامل مسیر و آن اماکن مقدسه اطمینان حاصل نمایند هیچ عذر شرعی و منطقی برای تشرف همراه با خطر نیست و اینکه گفته شود نهایت شهید می شویم این ها شهادت نیست بلکه خلاف دستور جان را هدر دادن است.

نکاتی درباره قبل و بعد از زیارت

در این مقام توجه به چند نکته در قبل و جریان و بعد از سفرهای زیارتی ضروری است:

اول: از اولین آداب زیارت قبل از تشرف بجا آوردن بالاترین ادب بندگی یعنی شکر است باید خدا را بر مرحمت عنایت زیارت اولیائش شکر کرد طبق روایات مستحب است مومن برای چنین اموری که قطعا از عنایات خاص پروردگار است دو رکعت نماز شکر بجا آورد و بعد از نماز 100 مرتبه ذکر "شکرا لله" در سجد گفته شود. سجده شکر از مهمترین نوافل و مستحبات بعد از نماز و هر عمل خیری است چه واجب و چه مستحب که بیشتر باید به آن توجه شود.

یکی از گله ها و شکایات خدای متعال در قرآن در مورد ناسپاسی بندگان است که مى‏فرماید اکثریت مردم حقّ شناس و سپاسگزار نیستند، وَ لکِنَّ اکْثَرَ النّاسِ لا یَشْکُرُونَ (سوره بقره: 2- آیه 243)

(و لیکن اکثر مردم شکر خداى را به جا نمى‏آورند)

در روایتی از امیر مومنان علیه السلام نقل است که حضرت فرمودند: یکی از اموری که قلب ها را از خرابی و سنگینی نجات می بخشد و با صفا و نورانی می گرداند شکر نعمت هاست.

حضرت ابراهیم علیه السلام به درگاه خدای متعال عرضه می دارد پروردگار من، شیعیان و محبین پیامبر آخر الزمان و اهل بیتش به چه علامت و نشانه‏اى شناخته مى‏شوند؟ خطاب آمد: به پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز، و به بلند گفتن بسم الله الرّحمن الرّحیم، و به قنوت برداشتن قبل از رکوع، و به سجده شکر، و به انگشترى در دست راست نمودن‏.
و چه نعمتی بالاتر از حضور و تشرف به محضر ائمه اطهار و اولیای الهی.

شکر گوئیم و ازین شکر شکر یافته‏ایم‏...

دوم: یکی از آداب مستحب قبل از سفر و زیارت خداحافظی است اما از همه لازم نیست بلکه از اقرباء نزدیک و ارحام اما از سه نفر نباید فقط خداحافظی نمود بلکه واجب است اجاز گرفت و رضایت آن ها را کسب کرد و بعد خداحافظی نمود. اول: استاد سلوکی که وجوب سلوکی و اخلاقی دارد. دوم: پدر برای فرزندان اعم از پسران چه ازدواج کرده باشند یا خیر و دختران در صورتی که ازدواج نکرده باشند و سوم: شوهر برای بانوانی که ازدواج کرده اند رضایت و اذن در مورد دوم و سوم یک تکلیف و واجب شرعی است و الا سفر سفر معصیت است و علاوه بر اینکه حرام است نمازها را هم باید تمام خواند. رضایت و اذن مادر شرط نیست چون مادر ولایت ندارد اما رعایت ادب و کمال احترام و خداحافظی اذن طلبانه از ایشان واجب است. خداحافظی از دوستان مخصوصا آن دسته از دوستان و رفقای سلوکی که نزدیکترند بسیار پسندیده است.
سوم: هر چیزی را که انسان در این راه صرف می کند نباید از دست رفته دانست نباید پولی را که خرج میشود به حساب آورد تا خدایی نکرده منتی گذاشته و طلبکار باشیم این امر بسیار غلط است و زشت است که حتی بر زبان بیاوریم و در جلوی دیگران ابراز نماییم که چه کار کردیم چقدر هزینه نمودیم سختی کشیدیم و غیره؛ اینها با مقام بندگی و ادب فاصله دارد باید دانست عبد و هر چه در اختیار اوست مال مولاست ما عبدیم و امیر المومنین و سایر ائمه اطهار موالیان ما.

چهارم: پرهیز از تک روی و خود سری و در مقابل همراهی کردن با گروه البته همراهی تا آنجایی که اشتغال نفس و فروفتن در کثرات را در پی نداشته باشد و لزوما همراه بودن به معنای با هر کسی نشستن و هر حرفی را زدن و در هر جمعی شرکت جستن نیست خلاصه باید زرنگ بود در عین بودن و انگشت نما نشدن خلوت و توجه و سکون نفس را هم از دست نداد.

پنجم: رعایت ادب نسبت به سایر زائرین مخصوصا مسئولین کاروران و بزرگتر ها بسیار لازم است حرف گوش کردن و مطیع بودن، توفیقات را در اینگونه سفرها زیاد می کند و مخصوصا سالکین راه خدا از اظهار نظر در مورد مسائل کاروان جدا باید خودداری کنند حتی اگر احساس کنند تشخیصشان بهتر از دیگران است.

ششم: نسبت به سایرین و مشکلات آنها بی تفاوت نبودن که روز قیامت از همین مقدار همراهی سوال می شود؛ باید به پیرمرد و پیرزن های کاروان در رفت و آمدها و جابجایی ساک و حتی خرید و سایر نیازمندی هایشان کمک کرد گاهی پرستاری و نگهداری از یک مریض یا سالمند اجری بالاتر از خود زیارت دارد خلاصه به قول سیدنا الاستاد آن رندی را باید اینطور جاها عملی کرد.

هفتم: رضایت قلبی و قولی در طول سفر؛ یکی از عادات بسیار نامناسب، گله مندی و شکایت از وضعیت محل استراحت و کیفیت پذیرایی و ماشین است این را بدانیم که بی ادبی در اینگونه مواقع و عدم تحمل، بی احترامی به میزبان اصلی یعنی ائمه است زائر و سالک باید عزتمند رفتار نماید و وقار را در هیچ زمینه ای از دست ندهد و بداند که میزبان کیست چرا که در برخی موارد مسئولیت کمبودها بر عهده مسئولین کاروان نیست لذا آن ائمه اینطور خواسته اند و ما هم باید راضی باشیم. باید دانست سفر به عتبات مخصوصا کربلا سختی هایی دارد چه اشکالی دارد در این سفرها کمی و نمی از آن بسیار بسیار مشقات و رنج ها و سختی هایی که امام حسین علیه السلام و اهل بیتش در این مسیر تحمل کردند، تحمل نمود. اگر غذا باب میل نیست انسان بدون اینکه کسی بفهمد از بیرون غذایی را تهیه می کند اما عزت نفس را در نظر می آورد و ادب را رعایت می کند و باعث خجالت و شرمندگی دست اندرکاران نمی گردد و از همه بالاتر ادب و حرمت و شرط بندگی را نسبت به موالیان خود حفظ می نماید.

هشتم: نظم و انظباط از امور ضروری در سفر است باید برنامه داشت و طبق برنامه عمل کرد تا وقت انسان برکت کند و برنامه و استراحت را طوری تنظیم نمود که دیگران را در رفت و آمدهای عمومی منتظر نگه نداشت و الا قطعا عمل ما حرام و حق الناس بر گردنمان خواهد آمد و اگر اینطور شد باید از آن جمع طلب حلالیت نمود.

نهم: خرید سوقات و هدیه مستحب است خوب است یک روز را (روز آخر) برای خرید اختصاص داد متاسفانه فرهنگ ایرانیان برای تهیه سوقات پسندیده نیست.

این خوب نیست که هر روز بعد از زیارت مانند یک عمل واجب و ضروری وقتی را در بازارها سپری کرد و در بسیاری اوقات بدون هیچ هدفی فقط در بین این مغازه ها چرخید این غلط است و جز ضایع کردن نفس و هدر دادن اندوخته های او عاید دیگری ندارد و بهره را کم می کند. از آن بدتر اینکه چه کسی گفته باید برای همه هدیه گرفت چون توقع دارند خب این توقع را ما بدون دلیل ایجاد کرده ایم و در بسیاری از موارد تکلف و زحمت و به سختی و مضیقه افتادن را به همراه دارد و چه بسا آن صفای بدست آمده از زیارت به خاطر اینگونه امور تبدیل به کدورت می شود و زیارت و آن همه عظمت و آثار آن را که یک عمر به دنبالش بودند و آروزیش را داشتند به یکباره به خاطر مشاجره و بگو مگو کردن با خانواده بر محور این مسائل از دست می دهند.

تهیه سوقات و هدیه مستحب است به مقدار توان آن هم برای اعضای خانوداه درجه یک نه بیشتر البته رعایت انصاف و تعادل و برابری بین اقربای خود و همسر ضروری است.

دهم: در سفر و مخصوصا سفرهای زیارتی باید نیکویی در اخلاق را چندین برابر نمود مخصوصا آقایان به همسر و اولاد سخت نگیرند مستحب است در سفر گشاده دست بود و خسیسی بسیار زشت شمرده شده است باید تحمل و حوصله به خرج داد خیلی خوب است آقایان اگر با خانواده اند و فرزندان خردسال همراه دارند در بچه داری و مراقبت از آنها به همسرشان کمک کنند که مخدرات هم با آرامش و خیال راحت و سکونت دل به زیارت مشرف شوند.

در حالات بعضی از اولیای خدا آمده که فرزندان و یا نوه ها را نگه می داشتند تاهمسر یا دختر و یا عروسشان راحت زیارت کند.

یازدهم: معمولا وقتی برای خداحافظی از اقرباء و دوستان در سفرهای زیارتی اقدم می کنیم سفارش هایی را می دهند و التماس دعا می گویند و اینکه در فلان موضع خاص ما را یاد کنید که اگر زائر بخواهد به این امور توجه نماید از اصل قصد سفر باز می ماند باید گفت که ابدا این توصیه و سفارش ها و التماس ها هیچگونه تکلیف شرعی و سلوکی به دنبال ندارد بلکه ضمن آنکه انسان در جواب همه این سفارش ها وعده به اتیان و انجام می دهد اما در آن مکان ها لازم نیست کاری انجام دهد بلکه همین که در آن مکان های مقدس حاضر شد آنچه را که برای او می نویسند برای دیگران و کسانی که به او التماس دعایی گفته اند و نفسشان را با آن زائر مرتبط کرده اند ثبت می کنند و این مساله قانون عالم توحید است و از باب اتحاد در ظروف مومنین قطعی است و اصلا لازم به اسم آوردن کسی نیست و الا اگر انسان بخواهد توجه به این مساله نماید تمام توجهش از منبع توحید و ولایت صرف نفوس گشته و دست خالی برمی گردد.

شخصی به کسی که از حج برمی گشت گفت آیا یاد من بودی؟ گفت بله آنجا که از خدا غافل شدم

دوزدهم: یکی از اموری که مخصوصا ساکان راه خدا باید به آن متوجه باشند اینکه در تشرف و زیارت و حضور در هر یک از اعتاب مقدسه حالت تصنع نداشته باشند هیچ دلیلی بر اینکه هنگام تشرف و زیارت حتما باید گریه کنیم نداریم (فقط در زیارت سید الشهداء علیه السلام سفارش شده حال حزن داشته باشیم و این به معنای آن نیست که حالا اگر کسی گریه اش نگرفت خودش را به ناراحتی اندازد و به هر قیمتی بخواهد گریه کند) اگرچه در نجف حال غالب افراد بر بسیار سبک و با نشاط است و این حال بر حال گریه غلبه دارد به عکس در کربلا حال بکاء و گریه و حزن غلبه دارد اما در عین حال اگر کسی حتی در کربلا حالش حال گریه نبود گمان نکند که او را قبول نکرده اند یا اینکه زیارتش تمام نیست بلکه باید دانست حال قبض و گرفتگی و گریه و همینطور حال بسط و نشاط از حالات روحی است و مخصوصا برای اهل دل و مراقبه غیر اختیاری است و یک نوع پذیرایی صاحب خانه از مهمان است علی ای حال سیدنا الاستاد می فرمودند: تصنع برای سالک حرام است. حال باید واقعی و از دل باشد.

سیزدهم: باید دانست این سفر یک سفر عادی نیست آنچه را که سالک الی الله و مومن برای طی طریق بر مسیر صراط مستقیم نیاز دارد در این سفر می تواند بدست آورد و جمع آوری نماید که ان شاء الله در این امر به عنایت و لطف آن ذوات مقدسه موفق خواهد بود اما مهمتر از بدست آوردن نگه داشتن آن است اصل کار در برگشت است کیسه ای را که از زاد و راحله برای طی طریق الی الله دوخته و اندوخته باید محکم نگه داشت و در روزها و ماه ها و سال های آینده ذره ذره از آن بهره برد نباید گذاشت شیطان و نفوس مریض و نفسانی آن را سوراخ کنند که همه اش هدر می رود مراقبه را باید بیش از پیش کرد مخصوصا در روزهای اولیه برگشت خیلی باید مواظب بود شیطان تمام انصار و اعوانش را از انسان و غیره می فرستد از راه خطور نفس و ذهن و صحبت و چشم و زبان و خلاصه از هر راهی می خواهد وارد شود و کیسه را سوراخ نماید روزنه را باید بست اولیای الهی دستور می دادند تا چند روز انسان از منزل جز برای امور ضروری خارج نشود این ها مهم است و باید قدر دانست.

خاتمه

چند نکته را هم به عنوان خاتمه عرض می کنم

نکته اول: باید مقصود از اینگونه سفرها (سفرهای زیارتی) فقط و فقط خدا باشد نه صرفا بهره ها و حضوض نفسانی آن هم از روی عادت بلکه از پس این سفرها باید خدا را خواست و خدا را خواند و جستجو کرد آن هم نه از روی خیال بلکه از روی حقیقت و معلوم است کسی که از روی واقع به زیارت امیر المومنین علیه السلام یا امام حسین علیه السلام می رود نفسش را نسبت به دستورات و احکام الهی و سیره و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله مطیع تر و رام تر می بیند و این زیارات و تشرفات را برای برطرف کردن حجاب های نفسانی و ظاهری و باطنی می خواهد نه اینکه خود این سفر و زیارت برای او حجاب آور باشد آن هم حجاب توجیه کارهای غلط و گناه. نباید رفتن به مسجد و زیارت و حرم برای ما شیعیان حکم کلیسا را داشته باشد که هر کاری را که خواستیم انجام دهیم بعد آنجا مانند کلیمیان که به کلیسا می روند و با پول گناهانشان را می خرند و پاک می شوند برگردیم آنگاه منتی هم بگذاریم که ما پول خرج کردیم حالا باید شفاعت کنید کارهایمان را روبه راه کنید مشکلات را هموار کنید و غیره.

مناسب این مقام است ذکر خاطره ای از مرحوم عارف کبیر آقا حاج سید هاشم حداد روحی له الفداء که سیدنا الاستاد آن را در کتاب گرانسنگ و بی نظیر روح مجرد اینگونه آورده اند که:

حاج سیّد هاشم میفرمود: روزى براى دیدن فلان، در کاظمین که بودم به مسافرخانه‏اش رفتم، دیدم خود با زوجه‏اش ایستاده‏اند و چمدانها و اسباب را بسته و عازم مسافرت به حجّ هستند پس از کرّات و مرّاتى که حجّ رفته بود، و شاید تعدادش را غیر از خدا کسى نداند. به وى نهیب زدم: تو که هر روز کربلا میروى، مشهد میروى، مکّه میروى! پس کى به سوى خدا میروى؟!
وى حقّ سخن مرا خوب فهمید و ادراک کرد، امّا به روى اندیشه خود نیاورد و خود را به نادانى و غفلت زد، و خنده‏اى به من نمود و خداحافظى کرد و گفت: دعاى سفر براى من بخوانید؛ و چمدان ها را دست گرفته بیرون مى‏برد تا به حرکت درآید.
حضرت حاج سیّد هاشم میفرمود: دیده شده است بعضى از مردم حتّى افراد مسمّى به سالک و مدّعى راه و سبیل إلى الله، مقصود واقعیشان از این مسافرت ها خدا نیست؛ براى انس ذهنى به مُدرَکات پیشین خود، و سرگرمى با گمان و خیال و پندار است؛ و بعضاً هم براى بدست آوردن مدّتى مکان خلوت با همراه و یا دوستان دیرین در آن أماکن مقدّسه میباشد.
و چون دنبال خدا نرفته‏اند و نمیروند و نمى‏خواهند بروند و اگر خدا را دو دستى بگیرى- و العیاذ بالله- مثل آفتاب نشان دهى باز هم قبول نمى‏کنند و نمى‏پذیرند، ایشان ابداً به کمال نخواهند رسید. فلهذا در تمام این أسفار از آن مشرب توحید چیزى ننوشیده و از ماءِ عذبِ ولایت جرعه‏اى بر کامشان ریخته نشده، تشنه و تشنه کام باز میگردند، و به همان قِصَص و حکایات و بیان احوال اولیاء و سرگرم شدن با اشعار عرفانى و یا أدعیه و مناجاتهاى صورى بدون محتوا عمر خودشان را به پایان میرسانند. (روح مجرد)

نکته دوم: در دعاها و درخواست ها باید کمال همت را گماشت و فقط خواست و دعا و تمنا را محدود به رفع مشکلات دنیایی و قرض و شفای امراض قرار نداد.

حضرت حدّاد قدَّس الله سرَّه میفرمود: من مى‏بینم در همه حرمهاى مشرّفه مردم خود را به ضریح مى‏چسبانند و با التجا و گریه و دعا میگویند: وَصْله‏اى بر وصله‏هاى لباس پاره ما اضافه کن تا سنگین‏تر شود. کسى نمى‏گوید: این وصله را بگیر از من تا من سبک‏ تر شوم، و لباسم ساده‏تر و لطیف‏تر شود!

حاجات مردم غالباً راجع به امور مادّى است گرچه مشروع باشد، مثل أدا شدن قرض و بدست آمدن سرمایه کسب و خریدن منزل و ازدواج دختر جوان و شفاى مریض و میهمانى دادن در ماه رمضان و امثالها. و اینها خوب است در صورتیکه موجب قرب و تجرّد انسان گردد، نه آنکه بر شخصیّت و أنانیّت وى افزوده کند و هستى او را تقویت نماید؛ زیرا این تقویتِ هستى موجب سنگینى نفس و بُعد از راه خدا مى‏شود؛ به خلاف آنکه اینها باید موجب قرب و سبکى و انبساط نفس گردد.
عملى خوب و صلاحِ واقعى بشر است که موجب قرب شود و نفس او را آزاد کند، خواه توأم با منفعت طبعى و طبیعى باشد و یا نباشد. و به عبارت دیگر: مجموعه انسان، مجموعه‏اى مانند حیوان و نبات و جماد نیست که فقط پیکرش ملحوظ باشد و بس. انسان داراى نفس ناطقه و قابلیّتِ ارتقاء به أعلى علّیّین است. و در اینصورت اگر به آن پیکر فقط دلخوش باشد بسى زیان کرده است، و حقیقت وجودى و ثمره حیاتى خود را به ثمن بَخْسى فروخته، و در میدان بازى این دنیا محروم مانده است.
در مثل این فروض اگر امامان بخواهند حاجات همه را برآورند و دعاى همه را مستجاب گردانند، برخلاف مصلحت ایشان مَشْى نموده‏اند. امامان مُصلح عالم بشریّت‏اند. حکم طبیب را دارند که به بیمار غذا و دواى تلخ و أحیاناً عملیّه جرّاحى و سوزن و پرهیز و گرسنگى میدهد. عاقلان میدانند و از دستور طبیب سرپیچى نمى‏کنند؛ ولى جاهلان و شهوت پرستان، یا أطفال‏ بى سرپرست گوش فرا نمى‏دارند، و با دست خود گور خود را در مقابل خود حفر مى‏نمایند.

البتّه چون نفسِ التجا و دعا محبوبیّت دارد، این متوسّلین و دعا کنندگان بهره معنوى مى‏برند، و در این أعتاب عالیه داراى بهجت و نشاط و سبکى مى‏گردند، و از لذّت دنیا و عبادت بهره ور مى‏شوند؛ و احیاناً مى‏بینیم در صورتى که مصلحت اقتضا کند حاجاتشان برآورده میگردد، و مریضهاى مشرف به مرگ و کور و افلیج شفا مى‏یابند، و با برآورده شدن نیازها به أوطان خود مراجعت مى‏نمایند. (روح مجرد)

نکته سوم: بسیاری از کسانی که مشرف به عتبات می شوند کسانی اند که بارها و بعضا ده ها بار توفیق این سفر را یافته اند که باید گفت: در غیر از حج واجب اصل این سفرها مستحب است اگرچه از حیث احکام توحیدی و ولایی سفر و تشرف و حضور خدمت امام معصوم از اوجب واجبات است و روایات در این باب دلالت دارد اما از حیث احکام ظاهری عملی مستحب است که برای آن در شرع مقدس عوض ها و بدل هایی بیان شده است گاهی انفاق مخارج این سفر برای رفع نیاز یک آبرومند بیش از آنچه در این زیارات قرار است برسد نصیب انسان می شود لذاست که عرض کردیم کسانی که در سیر الی الله هستند باید از استاد اجازه بگیرند که مواردی بوده که استاد صلاح را بر نرفتن و صرف مخارج را در امور واجب دیگری می دانسته است.

نکته چهارم: کسانی که بارها این سفر را مشرف شده اند معمولا در توانشان هست که مقدمات سفر و مخارج آن را برای کسانی که از لحاظ مالی در مضیقه هستند فراهم آورند که برای این عمل در روایات آثار فراوانی که به مراتب بالاتر از زیارت قبور ائمه ذکر شده بیان شده است.

هنوز در اطراف ما از همسایه و بستگان و دوستان هستند کسانی که حتی یکبار به حرم آقا امام رضا علیه السلام به دلیل ضیق مالی مشرف نشده اند چه رسد به عتبات عالیات و یا مکه مکرمه که هر آن آرزوی این سفرها را دارند و هر بار با دیدن پارچه ای که نوید بازگشت زائری را می دهد دل های شکسته شان حسرت وار به آن مقامات پر می کشد چه اشکالی دارد که کسانی که از قدرت و توان مالی برخوردارند در این راه برای خدا دلی را بدست آورند که این امر را مخصوصا برای کسانی که داعیه خدا و راه خدا را دارند عرض می کنم ما پا در رکاب مرحوم قاضی گذاشته ایم که آخرین جمله از وصیتشان است: الله الله الله کـه دل هیچ کس را نرنجانید!

تا توانى دلى به دست آور                             دل شکستن هنر نمى باشد. (کوه توحید ص 255)

ثوبان نام یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله است که روزی خدمت آن حضرت رسید و با غمی بر دل و اندوهی بر سیما با حضرت ملاقات نمود حضرت از وی سوال کردند علت ناراحتی تو چیست؟ عرض کرد من شما را بسیار دوست دارم هر وقت دلم برای شما تنگ می شود به دیدار شما می آیم و دلتنگی ام برطرف می شود ناراحتی ام از بهشت است که ما با شما در بهشت باشیم و دلمان برای دیدار شما به تنگ آید اما نتوانیم شما را ملاقات کنیم.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: در همین حال بود که این آیه نازل شد:

وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً. (النساء : 69)

(و آنان که اطاعت خدا و رسول کنند البته با کسانى که خدا به آنها لطف فرموده یعنى با پیغمبران و صدّیقان و شهیدان و نیکوکاران محشور خواهند شد، و اینان نیکو رفیقانى هستند)

در این هنگام رسول خدا صلی الله علیه و آله به ثوبان فرمودند: که خدای متعال آرزویت را برآورده کرد و با اطاعت خدا و رسولش می توانی همنشین من و اهل بیتم در بهشت باشی.

آنگاه در جای دیگری پیامبر به بیان مصادیق اطاعت خدا و رسول می پردازند و فرمودند:

کسانی که بر هشت خصلت عامل باشند مصداق این آیه خواهند بود و در روز قیامت و عالم بهشت همنشین من و اهل بیتم خواهند بود. اصحاب سوال کردند: آن خصلت ها کدامند؟ حضرت در مقام بیان اولین خصلت را این فرمودند: مَن زَوَّدَ حَاجَّا، کسی که مقدمات سفر زیارت حج را برای دیگری فراهم آورد. (قال سیدنا رسول الله صلی الله علیه و آله ثمان خصال من عمل بها من أمتی حشره الله تعالى مع جملة النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین قیل و ما هی یا رسول الله؟ قال من زوّد حاجّا أو أغاث ملهوفا أو أعتق مملوکا و ربّى یتیما و أهدى ضالّا و أطعم جائعا و أروى عطشانا و صام یوما شدیدَ الحرّ.) (مجموعةورام ج، 2 ص: 11)

حال به تنقیح مناط می توان مقدمات سفر زیارت سایر اعتاب مقدسه را از مدینه و نجف و کربلا و مشهد جایگزین حج نمود و همان آثار را بار کرد.

آری در سفر به حج و مدینه و نجف و کربلا و مشهد به زیارت خانه و قبور اولیای الهی مشرف شده ایم اما در این امر همنشین و رفیق و همراه آن اولیا در بهشت خواهیم بود

ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست...

در نهایت برای همه مشتاقان و سالکان راه خدا مخصوصا کسانی که قصد تشرّف به اعتباب مقدسه را دارند و خاصّه کسانی که تا بحال مشرف نشده اند بخواهیم که مسیرشان مسیر توحید و معرفت و سفرشان سیر الی الله و زاد و حضورشان حج خانه خدا و تشرف به مدینه منوره و نجف اشرف و کربلای معلا و کاظمین و سامراء و مشهد مقدس و زاد و راحله شان خلوص و طهارت در ظاهر و باطن و تعبد به دستورات و احکام شرع باشد. آمین رب العالمین.

السلام علیکم یا اهل البیت النبوه و رحمة الله و برکاته 

تقریر یافت بدست بنده ای از بندگان گنهکار الهی العبد شیخ محمد شاهرخ همدانی الراجی الی غفران الله، در سنه 1434 هجری قمری در شهر مقدس قم عش آل محمد 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ارسال نظر و طرح سوال

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.