گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت اشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت اشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی


اهتمام به کتاب و مطالعه در سیرۀ علامه طهرانی ره

کتاب در دل خود میراث ماندگار عالمان راستین را به همراه دارد که طالب علم با آن أنس گرفته و با او به صحبت می نشیند و از آن گنجینۀ مکتوب که میراث گذاشتگان است جواهر علوم و معارف و اخلاق را بدست آورده و صید می نماید. حضرت علّامه علامه طهرانی رضوان الله تعلی علیه به کتاب و مطالعۀ آن بسیار علاقمند بوده و هر فرصتی را برای مطالعه و کتابخوانی مُغتنم می شمردند و به آداب برخورد با کتاب بسیار مقید بودند. مقاله ذیل سیره ایشان در امر مطالعه و کتابداری است.

بسم الله الرحمن الرحیم

 (اهتمام به کتاب و مطالعه در سیرۀ علامه طهرانی ره)

منبع: کتاب نور مجرد، تالیف آیت الله حاج سید محمد صادق حسینی طهرانی، ص 103 تا 108

کتاب نزهتگاهی است که عالمان محقّق در بوستان ها و حدیقه های آن به تفرّج پرداخته و جان خود را از عطر خوش ریاحین و گل های زیبای آن صفا و طراوت می دهند و از میوه های عَذب و شیرین و گوارای آن تناول می کنند و روح خود را قوت و نیرو می بخشند.

همچنانکه حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: َ الْکُتُبُ بَسَاتِینُ الْعُلَمَاءِ. (غرر و دررآمدی رقم 6178)

(کتابها باغها و بوستانهای عالمانند.)

کتاب در دل خود میراث ماندگار عالمان راستین را به همراه دارد که طالب علم با آن أنس گرفته و با او به صحبت می نشیند و از آن گنجینۀ مکتوب که میراث گذاشتگان است جواهر علوم و معارف و اخلاق را بدست آورده و صید می نماید.

و چون بازار علم و معرفت کساد می شود و به جای آن بازار خودفروشی و ریا و دغل رواج می یابد با آن به خلوت نشسته و مصاحبت با آن را بر مجالست با جاهلان و أبناء دنیا ترجیح می دهد. نقل است که جاهلی بر یکی از عالمان که در مکتبۀ خود، تنها مشغول مطالعه بود وارد شد و گفت: تنهایی؟! آن عالم در پاسخ گفت: اینک تنها شدم!

آری در چنین دورانی است که طالب علم با خود این چنین ترنّم میکند:

حالیا مصلحت وقت در آن می بینم                  که کِشم رخت به میخانه و خوش بنشینم

جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم               یعنی از اهل جهان پاک دلی بگزینم

جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم               تا حریفان دغا را به جهان کم بینم (دیوان حافظ)

از مُفضّل بن عمر روایت است که: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اکْتُبْ وَ بُثَّ عِلْمَکَ فِی إِخْوَانِکَ فَإِنْ مِتَّ فَأَوْرِثْ کُتُبَکَ بَنِیکَ فَإِنَّهُ یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانُ هَرْجٍ لَا یَأْنَسُونَ فِیهِ إِلَّا بِکُتُبِهِمْ. (اصول کافی ج 1 ص 52)

مفضّل می گوید: «امام صادق علیه السلام به من فرمودند: ای مفضّل علوم خود را در قید کتابت بیاور و آن را میان برادران دینی خود منتشر ساز و اگر از دنیا رفتی کتاب هایت را برای فرزندانت به میراث بگذار زیرا زمان فتنه و هرج و مرجی بر مردم خواهد آمد که در آن تنها به کتاب های خود انس میگیرند»

حضرت علّامۀ والد (علامه طهرانی) رضوان الله تعلی علیه به کتاب و مطالعۀ آن بسیار علاقمند بوده و هر فرصتی را برای مطالعه و کتابخوانی مُغتنم می شمردند و لذا بیشتر اوقات ایشان در مکتبه (کتابخانه) می گذشت.

در هر علم و فنّی از علوم اسلام که وارد می شدند به صورت مبسوط و گسترده، مطالعه و تحقیق داشتند؛ آنچنانکه دوره های متعدّدی از تفسیر قرآن کریم و فقه را به طور کامل و کتب بسیار زیادی را در زمینه سِیَر و تواریخ حدیث عرفان و حکمت و کلام و ... مطالعه کرده بودند. حتّی تا اواخر عمر شریفشان با کتاب هایی مانند تذکرة الفقهاء علّامه حلّی و مسالک الأفهام شهید ثانی و ریاض المسائل آقا سید علی طباطبایی و مستند الشیعة ملا احمد نراقی رحمة الله علیهم اجمعین مأنوس بوده و به مطالعه آنها مدوامت داشتند، با این که بسیاری از این کتابها را از بای بسم الله تا تای تمّت خوانده بودند و به علّت همّت عالی و تسلّط بر علوم مختلف و حدّت ذهن و نبوغی که داشتند، بسیار سریع و با دقت مطالعه می نمودند؛ به عنوان مثال می فرمدند: در نجف در یک ماه رضمان که دروس تعطیل بود یک دروه کتاب ریاض المسائل را مطالعه نمودنم. از اینرو کتابخانۀ ایشان با داشتن بیش از هفت هزار جلد کتاب با تمام عناوین علوم اسلام و در برگرفتن کتاب هایی نفیس و کمیاب، در نوع خود کتابخانه ای کامل و کم نظیر بود.

کتاب های مورد نیاز خود را فهرست کرده و نزد کتاب فروشی های معروف طهران مثل مرحوم آقای کتابچی یا کتاب فروشی شمس که در شمس الأماره واقع بود، می سپردند تا آنها را برایشان تهیه کنند. آنان نیز زمانی که کتابخانه ای قدیمی را خریداری می کردند، اگر کتابهای درخواستی ایشان در میان کتابهای خریداری شده بود، برایشان کنار می گذاشتند. گاه می شد که ایشان برای تهیه یک کتاب که مورد نیازشان بود، چندین ماه مترصّد و منتظر می ماندند تا بالأخره پیدا می شد.

حضرت علّامه رضوان الله تعالی علیه نسبت به میراث مکتوب و کُتب علمای اسلام، غیرت خاصّی داشته و آنها را ناموس اسلام و مسلمین می دانستند و از این امر به شدّت متأثّر و ناراحت بودند که أجانب و بیگانگان به قصد یغمای سرمایه های علمی و معنوی ما که بهترین دلیل بر عزّت و شرافت و تقدّم اسلام و مسلمین در علوم و تمدن أصیل می باشد، به ایران و سائر بلاد مسلمین آمده و بعضا در مقابل خرید آنها مبلغ گزافی را پیشنهاد می کنند تا صاحبان آنها را تطمیع کرده و به فروش راضی سازند و بالأخره آن کتابها را خریده و با خود به بلاد کفر می برند و بعد از استفاده، آن کتابها را در موزه های خود در معرض دید و نمایش بازدیدکنندگان قرار می دهند و ملت اسلام را به فقر علمی و فرهنگی مبتلا می کنند.

یک روز در معیت ایشان به یکی از کتاب فروشی هایی که به آن کتاب سفارش می دادند رفتیم، حضرت آقا (شاگردانِ سلوکی به جهت احترام از استادیشان به "آقا" یا "حضرت آقا" نام می برند) از کتاب درخواستی خود سوال فرمودند، صاحب کتاب فروشی عرض کرد: آقا! کتاب شما را پیدا کردیم ولی چندی قبل به یکی از مشتری های خارجی فروختیم!

حضرت آقا به ایشان اعتراض کرده و فرمودند: آقا این کتابها ناموس اسلام و مسلمین است! همانطور که انسان از ناموس خود حراست و پاسداری می کند و اجازه نمی دهد که شخصی أجنبی  بیگانه به حریم او تعدّی نماید و متعرّض ناموس او شود یا او را خود ببرد، باید از این کتابها نیز که سرمایۀ علمی و معنوی ملت اسلام و ناموس آن است حراست نمود، نه اینکه آن را به اجنبی داد!. (در کتاب شریف امام شناسی ج 9 ص 28، شبیه همین تعابیر را در ضمن داستان مفصّلی از دایی پدرشان مرحوم آیت الله علامه آقا میرزا محمد طهرانی رضوان الله علیه دربارۀ کتاب الدّر النّظیم فی مناقب الأئمة اللهامیم نقل فرموده اند.)

و بارها ما را نسبت به حفظ و پاسداری و نگهداری علوم و کتب سلف صالح گوشزد می کردند؛ چنانکه عبید بن زراره از امام صادق علیه السلام روایت می کند که آن حضرت فرمودند: احْتَفِظُوا بِکُتُبِکُمْ فَإِنَّکُمْ سَوْفَ تَحْتَاجُونَ إِلَیْهَا. (الکافی، ج 1، ص 52، ح 10)

(از کتاب های خود پاسداری کنید و آنها را برای خود نگهدارید، زیرا در آیندۀ نزدیک به آنها محتاج و نیازمند می شوید.)

خود ایشان نیز از کتابها و آثار برجای مانده از گذشتگان مراقبت کامل نموده و در حفظ و حراست از آنها می کوشیدند و به إحیاء تُراث علمی شیعه اهتمام تامّی داشتند، در دورۀ علوم و معارف اسلام بسیاری از مطالبی را که به راحتی می شود از قلم مبارک خود إنشاء نمایند، از کتب گذشتگان و با عبارات ایشان نقل می نمودند و بواسطه نقل مطالب آنها و إرجاع به آن کتب، یاد بسیاری از علمای سابق را در خاطره ها زنده کرده و ارزش علمی و معنوی آنان را به جامعۀ اسلام و معاهد علمی شناساندند و صاحبان آنان را در جای جای تألیفاتشان ستوده و مدح و ستایش نمودند، تا مسلمانان و به خصوص جوانان به اصالت مکتب خود که از عالم توحید سرچشمه می گیرد پی برده و بر خود ببالند و پستی و حقارت فرهنگ بی اساس و بی بنیان و عَفِن و متعفّن غرب و دیگر مذاهب تحریف شده و از واقع به دور افتاده را دریافته و از آنها إعراض کنند. و با وجود این فضیلت ها و ارزش ها دیگر برای إثبات هویّت خود محتاج به استخوانه های پوسیده و کاسه ها و کوزه های شکستۀ نیاکان جاهلی خود نباشند.

یک نمونه از سیرۀ عملی ایشان در احیاء و زنده نگه داشتن این آثار، إهداء و ترغیب به مطالعۀ آنها بود. معمولا اگر می خواستند به فرزندان و یا دامادهای خود هدیه دهند، هدیۀ ایشان کتاب بود. و چون نظرشان بر این بود که طلبه عمده مطالعه اش در دوران تحصیل در کتب درسی متمرکز باشد، کتاب های درسی و حواشی آنها مانند حواشی قوانین یا حواشی رسائل مانند أوثق الوسائل و یا حواشی مکاسب مانند حاشیۀ سیّد را تهیه نموده و هدیه می دادند. ولی در دوران پس از تحصیل از کتابهای دیگر إهداء می فرمودند، مثلا به مناسبت ازدواج حقیر یک دوره بحارالانوار با قطع رحلی از طبع کمپانی هدیّه دادند.

از نقطه نظر ظاهر نیز ایشان در حفظ و نگهداری کتاب، بسیار ظریف و با دقّت عمل می نمودند؛ کتاب را به آرامی ورق زده و در برداشتن و گذاشتن آن احتیاط می کردند. کتابهائی را که در أثر گذر زمان، دوخت آنها باز و شیرازۀ آنها از هم گسسته بود برای صحّافی و تجلید مجدّد در بهترین شکل و شمائل به صحّافان زبردست می سپردند.

عنوان و نام مولّف و شمارۀ مجلّد کتاب را با خطی خوش و زیبا می نوشتند و با ظرافت بر عطف کتب می چسباندند و از نمایه هائی که بر عطف کتب زده اند می توان به میزان دقّت و ظرافت ایشان در أمر کتاب پی برد.

نسبت به کتاب که در واقع روح و وجود علمی مولف است، احترام گذاشته از قرار گرفتن آن در پایین پا احتراز می نمودند و مقیّد بودند آن را در جایی گذارند که احترام آن حفظ شود.

و از میان کتابها، آن کتبی که مشتمل بر معارف حقّه و مطالب عالیه بود یا توسط بزرگان اهل معنی و  تهذیب و طهارت تالیف شده بود، در نظر ایشان بسیار عزیز بوده و از حرمت خاصّی برخودار بودند؛ مانند کتابهای صدر المتألّهین شیرازی، شهیدین، نراقیین، علامه حلّی، شیخ طوسی، فیض کاشانی و أمثالهم که آنها را بسیار می ستودند.

به همین منوال اگر می خواستند کتاب ها را روی هم بگذارند، آنها را بر اساس شرافت علوم و شرافت مولفین و مصنّفین آنها نظام می دادند؛ قرآن کریم روی همه کتاب ها قرار داشت، و بعد تفسیر و کتب حدیث و سپس کتب حاوی عرفان و حکمت و ... و دقت می نمودند که کتابی که شرافتش بیتشر است زیر کتاب دیگر قرار نگیرد. 

ارسال نظر و طرح سوال

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.