گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت اشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت اشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی


ساکنین بهشت (نقش اعتکاف در تهذیب و تعالی انسان)

خدای متعال در قرآن کریم به امر پسندیده اعتکاف اشاره دارد. اعتکاف فرصتی برای خلوت با معبود و به دنبال آن تهذیب نفس و تعالی آن است. مقاله پیش روی به نقش اعتکاف در تعالی انسان به قلم حجت الاسلام شاهرخ همدانی است

بسم الله الرحمن الرحیم

ساکنین بهشت (نقش اعتکاف در تهذیب و تعالی انسان)

منبع: سلسله مقالات تالیف حجت الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد             یعنى که تو را مى‏طلبم خانه به خانه‏

خدای متعال در قرآن کریم به امر پسندیده اعتکاف اشاره دارد و از جمله دستوراتی را که خلیلش حضرت ابراهیم علیه السلام واجب می شمارد این است که خانه ام را برای طواف کنندگان و معتکفین و اهل نماز و نیاز تطهیر نمایید.

وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهیمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ (البقرة : 125 ) 

( و به یاد آر هنگامى که ما خانه کعبه را مرجع امر دین خلق و مقام امن مقرّر داشتیم و (دستور داده شد که) مقام ابراهیم را جایگاه پرستش خدا قرار دهید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که حرم مرا پاکیزه دارید براى اهل ایمان که به طواف و اعتکاف حرم آیند و در آن نماز و طاعت خدا به جاى آرند. )

اینطور نیست که ارزش همه زمان ها برابر باشد، چنانکه نمی توان همه مکان ها را برابر شمرد. برخی زمان ها و مکان ها به جهت تقرب بیشتر به مبدأ وحی و حیات نورانیت و در نتیجه ارزشی برتر می یابند. از این روی ماه رجب ارزشمند است که بزرگان وادی توحید و معرفت آن را قرقگاه زمانی توحید نامیدند همانگونه که مسجد و خانه خدا را قرقگاه مکانی پروردگار است. ماه رجب، ماه سلوک و سیر الی الله با زدودن زنگارهای شیطانی و رفع حجاب های نفسانی از صفحه دل سالک است؛ ماه توحید است که ظهوری تام در ولایت پیدا می نماید.

در فضیلت سنت حسنه اعتکاف همین بس که در آیه مذکور خدای متعال آن را همتای طواف و نماز قرار داده است.

آنچه اعتکاف را والا می نماید اجتماع عوامل سعادت و هدایت و کمال است. روزه که خود عبادتی ارزشمند است شرط اعتکاف است. حضور در مسجد و خواندن نماز هم شرط آن است. عاکف سه روز در مسجد جامع مقیم می گردد و جز برای ضروریات، کوی دوست را ترک نمی گوید. خود را از حلال باز می دارد تا با تمرین بندگی، جهاد با نفس را بیازماید. اعتکاف عهد مودّت و میثاق مجدد با پروردگار است.

اعتکاف در لغت و اصطلاح شرع

اعتکاف در لغت به معنای توقف در جایی است و در اصطلاح به یک عمل مستحبی گفته می شود که بیان است از درنگ و خلوت در مسجد به قصد تعبد که ملازم با روزه است واجبات و محرماتی دارد و اقل آن سه روز است.

ملکوت اعتکاف

اعتکاف خروج از تشویش و اضطراب و حیرت و غفلت و از طرفی وقوف و طمانینه و سکونت قلب است ، باز کردن قیود دنیوی است که مانع حرکت و سیر و تعالی و رشد انسان به حقیقت و حریت می شود 

انسان در اثر حضور در دنیا و تماشای مظاهر آن و غور در تخیلات و توهمات و فرورفتن در اعتبارات و خطا و گناه و مجانست و مجالست با اهل دنیا ، دچار خستگی و سستی می شود

جان همه روز از لگد کوب خیال        وز زیان و سود و از خوف زوال

نی صفا می ماندش نی لطف و فر      نی به سوی آسمان راه سفر

دنیا و مظاهر آن و اهل آن برای انسان غفلت می آورد و این غفلت انسان را از اصل خویش دور می کند لذا ناله می کند فغان دارد و این همه هیاهو حکایت از این دوری و درماندگی می کند که تمام اینها بخاطر قطع علقه و ربط با اصل و حقیقتش می باشد.

بشنو از نی چون حکایت می کند                     از جدائی ها شکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده اند                           وز نفیرم مرد و زن نالیده اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق                  تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش

حال که اینچنین است انسان نیاز دارد به عاملی که او را از این ورطه نجات دهد و همچون طفلی که از مادر خود دور افتاده و هیچ کس و هیچ چیز او را ساکت نمی کند، از این غفلت و حیرت رهایش کند به اصلش که توحید است که خداست برساند

الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (الرعد : 28)  

اعتکاف فرصت مناسبی است برای توجه به نفس و ربط او با مبدأ اعلی و حضرت حق فرصتی است برای تفکر و محاسبه نفس. "حاسَبُوا قَبلَ اَن تُحاسَبوا؛ به حساب اعمالتان رسیدگی کنید قبل از آنکه، خداوند به آنها رسیدگی کند.

و چنانچه عطار نیشابوری رحمة الله علیه در کتاب تذکرة الاولیاء بیان می دارد: در اعتکاف مى‏توان خانه دل را از اغیار تهى کرد و نور محبت‏ خدا را در آن جلوه گر ساخت؛ مى‏توان خود را وقف عبادت کرد و لذت میهمان شدن بر سر سفره احسان و لطف الهى چشید؛ مى‏توان زمام دل و جان را به دست‏ خدا سپرد و همه اعضا و جوارح را در حصار اراده حق به بند کشید؛ مى‏توان به خویشتن پرداخت و معایب و کاستى‏هاى خود را شناخت و در جست و جوى معالجه بود؛ مى‏توان نامه عمل را مرور کرد و به فکر تدارک و جبران فرصت‏هاى از دست رفته بود؛ مى‏توان به مرگ اندیشید و خود را براى حضور در پیشگاه خداى «ارحم الراحمین‏» آماده کرد.

آرى! "اعتکاف" فصلى است ‏براى ریزش باران رحمت، براى شستن آلودگى‏هاى گناه، براى تطهیر صحیفه اعمال، براى نورانى ساختن دل و صفا بخشیدن به انوار الهی.

آنگه بر دلم در معنا گشوده شد           کز ساکنان درگه پیر مغان شدم

اجتماع تمام عوامل رشد و تعالی در اعتکاف

برای بیرون شدن از غفلت و قرار گرفتن در جاده تعالی و کمال عواملی را باید فراهم کرد که اعتکاف را از این جهت می توان پر بهاء دانست که این عوامل یکجا جمعند

در عتکاف تذکر است خروج از غفلت و سیرو سلوک و صعود است رشد و تعالی و کمال است خلوت است باید از لیله القبر به لیله القدر رسید شب های اعتکاف لیلة القدر است

بر همین اساس بهترین عمل در ایام اعتکاف سکوت و صمت و تفکر و تدبر است، این انسان را رشد می دهد

باید در این ایام به عقلانیت و ثبات و امنیت رفتاری و گفتاری رسید اگر عقل ما رشد کرد بدانیم حرکت کرده ایم و بهره برده ایم

باید از اوهام و تخیلات به حقیقت و واقعیت رسید به حقیقت بندگی و عبودیت و فناء فی الله گاهی انسان در تخیل دینی است، مرحوم انصاری رحمت الله علیه می فرمودند :کاش مردم توحید و امام زمان خیالی نصیبشان نشود

اعتکاف در ادیان دیگر

قبل از اسلام

به درستی مشخص نیست که این عبادت، از چه زمانی آغاز و کیفیت آن چگونه بوده است. اما با توجه به آیه 125 سوره بقره که در بالا ذکر شد، می توان نتیجه گرفت که اعتکاف عملی بوده که در شریعت حضرت ابراهیم علیه السلام از مناسک و عبادات الهی محسوب می شده و پیروان ایشان به این عمل مبادرت می ورزیدند و لذا حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام از طرف خداوند موظف شده بودند تا محیط لازم را برای برپایی این مراسم مهیا سازند. واگذاری این مسؤولیت خطیر به آنها، گواه بزرگی بر اهمیت عباداتی چون حج، اعتکاف و نماز در پیشگاه خداوند است.

در احوالات حضرت موسی علیه السلام به تصریح قرآن آمده با آن که مسؤولیت رهبری و هدایت امتش را به دوش داشت، برای مدت زمانی آنان را ترک و برای خلوت با محبوب خویش به خلوتگاه کوه طور شتافت. او در پاسخ به پرسش خداوند که فرمود: چرا قوم خود را رها کردی و با عجله به سوی ما شتافتی؟ عرض کرد: پروردگارا! به سوی تو آمدم تا از من راضی شوی (طه : 83 و 84)

بیت المقدس از مکانهایی بود که همواره عده زیادی از انسانها، برای اعتکاف در آن گرد می آمدند و به راز و نیاز با پروردگار خویش مشغول می شدند. بزرگ این گروه، حضرت زکریا علیه السلام بود و از جمله کسانی که در امر اعتکاف سرپرستی می نمود حضرت مریم علیها السلام است. قرآن در این باره می فرماید: "وَ کَفّلَها زَکَریا کُلَّما دَخَلَ عَلَیها زَکَریا المِحرابَ وَجَدَ عِندَها رِزقاً؛ کفالت او (مریم) را زکریا بر عهده گرفت و هر زمان که به محل عبادت او می رفت برای او غذایی مهیا می دید (عمران : 37)

از قرآن مجید سوره مریم آیات 16 و 17 استفاده می شود که حضرت مریم علیها السلام آنگاه که به افتخار ملاقات با فرشته الهی نایل آمد از مردم بریده بود و در خلوت به سر می برد.

حضرت علامه طباطبائی رضوان الله تعالی علیه می فرماید: گویا مقصود خدای متعال از دوری حضرت مریم از مردم، بریدن از آنان و روی آوردن به اعتکاف برای عبادت بوده است.

طبق روایات اهل سنت، در دوران جاهلیت هم عملی به عنوان اعتکاف در میان مردم رایج بوده است و مردم توسط این عمل به خدای خود تقرب می جسته اند.

اجداد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از پیروان دین حنیف حضرت ابراهیم علیه السلام به شمار می روند. اعتکاف در غارها و بیابانها و کوهها، به عده ای از این حنفاء نسبت داده شده است. آنان در جاهای خلوتی که از مردم دور بود به اعتکاف پرداخته و خود را در آن محبوس می کردند و جز برای نیازهای شدید و ضروری، از آن خارج نمی شدند و در آن اماکن به عبادت و تأمل و تفکر در هستی پرداخته و در جستجوی راستی و حقیقت بودند. آنها در آن اماکن خاموش و آرام مثل غار حراء، به عبادت مشغول می شدند.

پیامبر صلی الله علیه و آله نیز مانند خود بر دین حنیف یعنی دین حضرت ابراهیم بود و عبادات متداول آن دین و از جمله اعتکاف را برپا می داشت.

قبل از بعثت حضرت محمد صلی الله علیه و آله نیز غار حراء محل عبادت و راز و نیاز بود، حضرت رسول اکرم نیز به اعتکاف در آن مکان مشغول می شدند و در اندیشه سرنوشت بشریت فرو می رفتند.

بعد از اسلام

اما بعد از اسلام پیامبر صل الله علیه و آله و سلم روزهای آخر رمضان را معتکف می شدند

امام صادق علیه السلام نقل مى‏کنید: که رسول خدا صلی الله علیه و آله در ماه رمضان در دهه اول معتکف شد، سال بعد از دهه دوم اعتکاف کرد، ولى پس از آن همیشه در دهه سوم اعتکاف می ‏کرد. (من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 123 ح 20)

در منظر رسول خدا صلی الله علیه و آله سنت اعتکاف از چنان عظمت و فضیلتی برخوردار بود که قضای ایامی را که نتوانسته بودند در سال اعتکاف کنند را در سال بعد بجا می آوردند

در همین زمینه امام صادق علیه السلام می فرمایند: جنگ بدر در ماه رمضان اتفاق افتاد، در آن سال رسول اللَّه اعتکاف نکرد، سال بعد که شد آن جناب دو دهه اعتکاف کرد، یکى براى همان سال یکى هم براى قضاى اعتکاف سال پیش. (من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 120 ح 3)

اعتکاف در سیره بزرگان

سیرۀ بندگان مخلص پروردگار و اولیای الهی بر سنت اعتکاف بوده گرچه نه با آن شرائط بلکه بیشتر به شکل سکونت در یک یا دو شب در مسجد که از آن به بیتوته نام می کرنند که لفظ بیتوته به عنوان یکی از اوصاف اولیای الهی در قرآن ذکر شده است.

وَ الَّذینَ یَبیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِیاماً (الفرقان : 64)

(اولیای الهی کسانی هستند که بخاطر قرب به پروردگارشان در حالت سجده و قیام بیتوته کرده و شب را به صبح می رسانند)

بزرگانی همچون عارف واصل مرحوم سید حسن مسقطی از شاگردان مرحوم قاضی و همچنین مرحوم آقای بهجت رحمة الله علیهم در مسجد به صورت خاص معتکف می شدند و اما اعتکاف به صورت عام و به صورت بیتوته روش و منهاج تمام اولیای الهی و علمای اعلام و عرفای بالله بوده است می توان سکونت و بیتوتۀ در مسجد را به عنوان یکی بارزترین دستورات سیر و سلوک الی الله دانست که بسیاری از حالات و مشاهدات و مکاشفات و رفع حجب در این زمان رخ می داده است.

در روایتی از امیر مومنان علی علیه السلام است که سکونت در مسجد برتر است از سکونت در بهشت.

خوشبختانه چندسالی است که سنت اعتکاف در میان مردم مخصوصا جوانان رواج پیدا کرده که آن را با شور و شعفی خاص برپا می دارند که خوب است بر آثار آن تا فرصت های بعدی مواظبت و مراقبت داشته باشند تا خود و دیگران از آن در روزهای پیش روی بهره مند باشند.

شرائط اعتکاف

در صحت اعتکاف علاوه بر شرایط عامه تکلیف ( ایمان، عقل و قدرت)، اموری شرط است: الف: قصد قربت. ب: روزه. ج: سه روز روزه دار بودند. د: وقوف در چهار مسجد: مسجد الحرام، مسجد النبی، مسجد جامع کوفه و مسجد بصره. ولی به قصد رجاء ( به امید پاداش) می توان در مسجد جامع هر شهر یا هر مسجد دیگری معتکف شد. ه: اجازه شوهر برای زنان و اجازه پدر برای پسران و دختران

اعمال اعتکاف

اعمال شب سیزدهم: اعمالی را باید در این شب انجام داد؛ از جمه آن ده رکعت نماز است که اگر به درستی به جا آورده شود، دارای ثواب و پاداش بزرگی است. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله می خوانیم: کسی که در شب سیزدهم ماه رجب ده رکعت نماز بخواند؛ بدین گونه که در رکعت اول حمد یک مرتبه و سوره عادیات هم یک مرتبه و در رکعت دوم حمد یک مرتبه سوره تکاثر نیز یک مرتبه بخواند و بقیه رکعت ها را هم به همین نحو تمام کند، خداوند متعال گناهان او را می آمرزد و اگر عاق والدین هم باشد خداوند سبحان از او راضی می شود، و همچنین در قبر نکیر و منکر به او نزدیک نمی شوند و او را نمی ترسانند و بر پل صراط هم چون برق خاطف (سریع) عبور می کند و نامه اعمالش را به دست راستش می دهند و میزان اعمالش سنگینی می کند و در بهشت فردوس هزار شهر به او اعطا می شود. روز سیزدهم هم روزه اش ثواب فراوان دارد و برای کسی که بخواهد عمل ام داود را به جای آورد، باید این روز و دو روز بعدش را روزه بگیرد.

محرمات اعتکاف

1.پرداختن به امور جنسی به معنای وسیع آن: که شامل هر نوع بهره برداری شهوانی می باشد .

2.بوییدن عطر و هر نوع بوی خوش و گیاهان معطر به قصد لذت بردن

3.مجادله و مناقشه: حرمت جدال مربوط به اموری است که معتکف بخواهد فضل و برتری خود را به دیگران نشان دهد.

4.محرمات روزه: در حال روزه یعنی از طلوع تا غروب خورشید، که معتکف روزه می گیرد، باید از محرمات روزه نیز اجتناب نماید. بعضی از

5.خرید و فروش

زبانحال معتکفین

اشعار ذیل را می توان زبانحال گویای اهل اعتکاف دانست.

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم            از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

رهرو منزل منزل عشقیم و ز سر حد عدم         تا باقلیم وجود این همه راه آمده ایم

سبزه ی خط تو دیدیم و ز بستان عدم               بطلب کاری این مهر گیاه آمده ایم

لنگر حلم تو ای کشتی منجی کجاست                که درین بحر کرم غرق گناه آمده ایم

آب رو می رود ای ابر خطا شوی ببار             که بدیوان عمل نامه سیاه آمده ایم

حافظ این خرقه ی پشمینه بینداز                   که ما از پی قافله با آتش آه آمده ایم

اصل این مقاله نوشته شد در ایام البیض، رجب یک هزارو چهار صد و سی و دو هجری قمری به مناسبت حضوردر جمع با صفای جوانان دانشگاهی دارالمومنین شهر کاشان و در سنوات بعد ویرایش جدید یافت.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ارسال نظر و طرح سوال

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.