گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت اشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت اشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی


آثار عدد چهل در سیر الی الله بر اساس آیات و روایات

یکی از واژگانی که در بین ارباب سلوک و اصحاب مراقبه و معرفت برگرفته از متن آیات و روایات، زیاد بکار می رود و حاوی اسرار الهی است، عدد "اربعین" است که مفهوم و مصادیق خارجی آن در میان بسیاری از اقوام و ادیان و مذاهب مورد نظر و توجه بوده است که از آن تعبیر به چلّه هم می شود. این مقاله از آثار مکتوب استاد حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی به این موضوع پرداخته است


بسم الله الرحمن الرحیم

آثار عدد چهل در سیر الی الله بر اساس آیات و روایات

منبع: سلسله مقالات تالیف حجت الاسلام و المسلمین شیخ محمد شاهرخ همدانی

یکی از واژگانی که در بین ارباب سلوک و اصحاب مراقبه و معرفت و عرفان برگرفته از متن آیات و روایات، زیاد بکار می رود و حاوی اسرار الهی بوده و کاربرد فراوانی داشته و آثاری اعجاب آوری را از برای آن ذکر کرده اند، کلمه و عدد "اربعین" است که مفهوم و مصادیق خارجی آن در میان بسیاری از اقوام و ادیان و مذاهب مورد نظر و توجه بوده است که از آن تعبیر به چلّه هم می شود.

سحرگه رهروى در سرزمینى                       همى گفت این معمّا با قرینى‏

که اى صوفى شراب آنگه شود                       صاف که در شیشه بر آرد اربعینى

در فرهنگ اسلام، نوعى رابطه تکوینى و تشریعى نسبت به "اربعین" وجود دارد که دارای کاربرد بسیاری در مسایل مختلف از جمله احکام فقهی و مباحث اخلاق و عرفانی می باشد.

قرآن کریم داستان میقات حضرت موسی علیه السلام را در ظرف زمانی اربعین بیان می دارد و با تعبیراتی بسیار عالی بر واقعیت و حقیقت عدد چهل و آثار آن و چله نشینی صحه می گذارد

خدای متعال در قرآن می فرماید: وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَةً ... (الأعراف:142)

(و ما با موسى سى شب قرار ملاقات دادیم و ده شب دیگر بر آن افزودیم تا آنکه زمان وعده پروردگارش به چهل شب تکمیل شد... )

و همین امر باعث شده است که ماه ذی القعده برای اولیای الهی ماهی خاص باشد و اولیای خدا و بزرگان و اساتید عرفان و اخلاق بر مراقبه آن تاکید و به این ماه به شاگردان خود توصیه نمایند، چون این ماه موافق است با اربعین حضرت موسی علیه السلام که در قرآن از آن به میقات حضرت موسی علیه السلام نام برده شده است که سی روز از آن، ماه ذی القعده و ده روز آن دهه اوّل ماه ذی الحجه است که به عید قربان ختم می شود.

شاید که گفتگوی تو باشد، در آن میان              هر قصه‌ای که هست به عالم، شنیدنی‌ست

و باز در داستان حضرت یونس علیه السلام به اربعین و آثار آن اشاره شده است که بنابر روایات خداوند حضرت یونس علیه السلام را بعد از چهل روز زاری و ناله و گفتن ذکر یونسیه ("لا اله الا الله سبحانک انی کنت من الظالمین")، از شکم ماهى بیرون آورد. (امالى صدوق، ص 77 )

در مورد خلقت حضرت آدم، رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلم می فرمایند: إنّ اللهَ خَمَّرَ طینَة آدمَ بِیَدهِ أربعینَ صَباحًا. (إحیاء علوم الدّین، ج 4، ص 277)

( خدای متعال گل جناب آدم علیه السلام را به دست خود، در چهل روز سرشت )

از طرفی دیگر بر اساس آیات و روایات، عقل انسان در چهل سالگی به بلوغ خود رسیده و نفس هم در این سنین، نسبت به مصالح و مفاسد، به مرتبه تدبیر و تشخیص می رسد که خدای متعال در اشاره به این موضوع در قرآن کریم مى‏فرماید: حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعینَ سَنَة قالَ رَبِّ أَوْزِعْنى أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتى أَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَ عَلى والِدَىَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لى فى ذُرِّیَّتى إِنِّى تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّى مِنَ الْمُسْلِمین (الأحقاف، ذیل آیه 15)

(و هنگامى که انسان به مرحله رشد و شکوفائى تامّ رسید و چهل سال بر او گذشت، مى‏گوید: پروردگارا، طریق شکر و سپاس نعمت هاى‏ خودت را بر من و پدر و مادرم به من الهام فرما! و طریق انجام عمل صالح که مورد رضا و تحسین تو باشد را به من بیاموز! و در میان ذرّیّه من صلاح و سداد را استوار فرما! بدرستیکه من به تو روى آوردم و تسلیم خواست و اراده تو گشتم.)

در کتاب خصال شیخ صدوق رحمة الله علیه، از امام صادق علیه السّلام روایت مى‏کند که فرمودند: إنّ العَبدَ لَفى فُسْحَة مِن أمرِه ما بَینَهُ و بینَ أربعینَ سَنة؛ فإذا بَلَغ أربعینَ سَنة أوحَى اللهُ عزَّوجلَّ إلَى مَلَئکَتِه: إنّى قد عَمَّرتُ عَبدى عُمرًا فَغَلِّظا و شَدِّدا و تَحَفَّظا و اکتُبا عَلیهِ قَلیلَ عَمَلِه و کَثیرَهُ و صَغیرَهُ و کَبیرَه! (خصال، ص 545 )

(انسان تا سنّ چهل سالگى مورد عفو و مغفرت پروردگار است؛ و زمانى که به این سنّ رسید، خداى متعال به دو ملک رقیب و عتید که موکّل بر اعمال و کردار او هستند، وحى مى‏فرستد که: من به تحقیق به بنده‏ام عمر کافى جهت کسب معرفت و بلوغ عقلى عنایت کردم، از این پس دیگر او در کردار و اعمالش رها و آزاد نیست، بر او سخت‏ بگیرید و هر آنچه از او سر مى‏زند، کم یا بسیار، دقیقاً ثبت و ضبط نمایید.)

دلا، تا کی درین کاخ مجازی                         کنی مانند طفلان خاکبازی؟

بنابراین جهت چنانچه فردى تا سنّ چهل سالگى استعداد صلاح و هدایت را در خود بوجود نیاورد، وصول به مرحله سعادت و رستگاری براى او مشکل خواهد شد، چنانچه این حدیث در کتب شیعه و در «احیاءالعلوم»وارد است که: إذا بَلَغ الرَّجُلُ أربعینَ سَنة و لَم یَتُبْ مَسحَ الشَّیطانُ وَجهَهُ بِیَدهِ و قالَ: بِأبى وَجهُ مَن لا یُفْلِح! (إحیاء العلوم، ج 3، ص 28)

( اگر شخصى به سنّ چهل سالگی برسد و توبه نکند و بنا را بر بندگی و اصلاح نفس خویش نگذارد، شیطان پیشانى او را مسح نماید و گوید: پدرم فداى تو باد که دیگر رستگار نخواهى شد! )

مستحب است مومن از چهل سالگی عصا در دست بگیرد چنانچه روایت شده: مَن بَلَغَ أَرْبَعِینَ و لَمْ یَأْخُذِ العَصا فَقَد عَصَى، ( کسی که به سن چهل سالگی برسد و عصا بر دست نگیرد عصیان کرده است ) چرا که عصا یا همان چوب دستی، علامت سفر است و سابق که مسافرین پیاده به سفر می رفتند یکی از اصلی ترین ابزار سفر آنان چوب دستی یا همان عصا بوده است. و چون سن انسان به چهل سالگی می رسد، هنگام سفر به آخرت آغاز می گردد. و تأویل عصا و معنای آن، مهیّا شدن برای سفر آخرت است. ( اقتباس از رساله سیرو سلوک منسوب به بحر العلوم، ص: 34)

نشاط عمر باشد تا چهل سال                 چهل ساله فرو ریزد پر و بال

از طرفی دیگر، در بسیارى از روایات وارد است که: مَن قَرَأ الحَمدَ أربعینَ مَرَّةفى الماءِثُمّ یَصُبُّ علَى المَحْمومِ شَفاهُ اللهُ. (بحار الأنوار، ج 104، ص 62)

( کسیکه چهل بار سوره حمد را بر آبى بخواند سپس آنرا بر مریض تب دارى بپاشد شفا خواهد یافت.)

و یا چنانچه در کتاب خصال، با اسناد متّصل خود از عبدالله بن مسکان از حضرت صادق علیه السّلام روایت مى‏کند که فرمود: إذا ماتَ المُؤمنُ فَحَضَر جِنازتَه أربعونَ رَجُلًا مِن المؤمنینَ فَقالوا: اللّهمَّ إنّا لا نَعلمُ مِنهُ إلّا خَیرًا و أنتَ أعلَمُ بِه مِنّا! قالَ اللهُ تبارکَ و تَعالَى: إنّى قَد أجَزْتُ شَهادتَکُم و غَفَرتُ لَه ما عَلِمتُ ممّا لا تَعلَمونَ. (خصال، ص 538)

( هنگامیکه مؤمنى از دنیا برود چهل مؤمن بر جنازه او شهادت دهند: خدایا ما جز نیکى از او چیزى نمى‏دانیم، درحالیکه تو از ما به او آگاهترى! خداى متعال مى‏فرماید: من شهادت شما را در حقّ این مؤمن امضاء و تنفیذ نمودم، و از او براى آنچه که از او مى‏دانم و شما نمى‏دانید درگذشتم و او را مورد عفو و مغفرت خویش قرار دادم. )

نقل می کنند در بنى‏اسرائیل عابدى بود ریاکار، و خداى متعال حضرت داوود علیه السلام را بر احوال او مطّلع گردانید. پس از گذشت زمانى فوت مى‏کند و حضرت داوود بر جنازه او حاضر نمى‏شود.چهل مرد از بنى‏اسرائیل بر جنازه او شهادت مى‏دهند: خدایا ما غیر از نیکى و خوبى از او سراغ نداریم و تو به احوال او از ما آگاهترى، خدایا او را بیامرز! و زمانیکه او را غسل دادند باز چهل نفر دیگر همین شهادت را نسبت به او تکرار کردند. و هنگامیکه او را در قبر نهادند چهل مرد دیگر این شهادت را در حقّ او بر زبان آوردند.

در این هنگام خداى متعال به داوود وحى فرستاد: چه چیز ترا مانع گشت تا بر جنازه او حاضر نگشتى؟ عرض کرد:پروردگارا بسبب همان چیزى که تو مرا از آن مطّلع گردانیدى.

خداى متعال به او فرمود: بدرستیکه قومى از بنى‏اسرائیل بر حسن کردار و رفتار او شهادت دادند و من به جهت احترام آنها از گناهانش درگذشتم و آنچه را دیگران از او نمى‏دانستند بیامرزیدم‏. (عدّة الدّاعى، ص 136)

از خصوصیات و تاثیرات عدد چهل این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای تثبیت و ماندگاری یک مطلب از آثار تکوینی چهل مدد می جستند که در روایت است بعد از نزول آیه تطهیر تا چهل روز بر درب خانه امیر المومنین و فاطمه زهرا سلام الله علیهما حاضر می شدند و این آیه را خطاب به ایشان قرائت می کردند که این حدیث را هم بزرگان اهل تسنن و هم شیعه نقل کرده اند و مرحوم شیخ در «امالى» با سند متّصل خود از ابو الحمراء نقل می کند که گوید: شَهِدْتُ النَّبِىَّ ارْبَعینَ صَباحاً یَجِى‏ءُ الى بابِ عَلىٍّ وَ فاطِمَة فَیَأْخُذُ بِعِضادَتَىِ الْبابِ ثُمَّ یَقولُ: السَّلامُ عَلَیْکُمْ اهْلَ الْبَیْتِ وَ رَحْمَة اللهِ. الصَّلاة یَرْحَمُکُمُ اللهُ «انَّما یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اهْلَ الْبَیْتِ‏ وَ یُطَهَّرَکُمْ تَطْهیراً». (امام شناسى، ج‏3، ص161)

(من چهل روز هنگام صبح شاهد بودم که رسول خدا مى‏آمد پشت در خانه على و فاطمه و دو بازوى در را مى‏گرفت و مى‏فرمود: درود خدا بر شما اهل بیت و رحمت خدا بر شما، نماز! خدا شما را رحمت کند.و سپس آیه تطهیر را در شأن آنها قرائت مى‏نمود؛ و مىِ‏فرمود: من جنگ دارم با کسى که شما با او جنگ دارید و سلامتم با کسى که شما با او سَلامَتید)

در روایتی پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم می فرمایند: مَنْ حَفِظَ مِنْ امّتى أرْبعینَ حَدیثاً مِمّا یَحْتاجُونَ إلَیْهِ مِنْ أمْرِ دِینِهِم بَعَثَهُ اللهُ یَوْمَ القیامَةِ فَقیهاً عَالِماً.

( هر کس از امت من چهل حدیث و گفتار از احادیثی که در امور دینش به آن محتاج است را حفظ کند روز قیامت بسان یک عالم فقیه محشور می شود )

و امّا در امور عبادى و مسائل سلوکى و کیفیّت تأثیر این عدد در ارتقاء معنوى و کسب فضائل روحى و عبور از مراتب نفس، مطالب بسیاری بر اساس آیات و روایات و سیره بزرگان استفاده می شود که حاوی مطالب بسیار گرانسنگی است

امام باقر علیه السّلام می فرماید: ما أخلَصَ العَبدُ الإیمانَ بِاللهِ عزَّوجلَّ أربعینَ یَومًا إلّا زَهَّدَهُ اللهُ عزّوجلَّ فى الدُّنیا و بَصَّرَهُ داءَها و دَواءَها فأثبَتَ الحِکمة فى قَلبِه و أنطَقَ بِها لِسانَه. ( کافى، ج 2، ص 16)

( هر بنده‏اى که در مدّت چهل روز ایمانش را براى خداى متعال پاک و خالص گرداند (و یا اینکه فرمود: ذکر خدا را در عرض چهل روز بنحو شایسته و سزاوار عبودیّت بپا دارد) مسلّماً خداى تعالى او را نسبت به دنیا بى‏رغبت نماید، و نسبت به دردها و درمان‏هاى روحى‏اش آگاهى دهد، و حکمت و صواب و راه صحیح و متقن را در دل او استقرار بخشد، و زبانش را به حکمت و گفتار صواب گویا گرداند )

و نیز از کتب عامّه در إحیاء العلوم گوید: قالَ رسولُ اللهِ‏ صلّى الله علیه و آله و سلّم: ما مِن عَبدٍ یُخْلِصُ لِلَّهِ العَمَل أربعینَ یَومًا إلّا ظَهَرَتْ یَنابیعُ الحِکمة مِن قَلبِه علَى لِسانِه.

( رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم فرمود: هیچ بنده‏اى نیست که عملش را به مدّت چهل روز صرفاً براى خدا انجام دهد مگر اینکه نتیجه‏اش ظهور و بروز چشمه‏هاى حکمت از قلب بر زبانش خواهد بود. ) (إحیاءعلوم الدّین، ج 4، ص 376)

مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه نقل می کردند : وقتی این روایت شریف را شنیدم بر اساس وعده آن چهل روز بنا را بر اخلاص گذاشتم و همان نتیجه را گرفته ام که در روایت فرمودند.

مرحوم علامه سید مهدی بحر العلوم رضوان الله تعالی علیه در اینباره می فرمایند: و بالجمله خاصیّت اربعین در ظهور فعلیّت و بروز استعداد و قوّه و حصول ملکه، امریست مصرّحٌ بِه در آیات و اخبار، و مجرّب اهل باطن و اسرار، و این است که در حدیث شریف حصول آثار خلوص را که منبع عین معرفت و حکمت باشد در این مرحله خبر داده. و شکّ نیست که هر نیکبختى که به قدم همّت این منازل چهل‏گانه را طىّ کند، بعد از آنکه استعدادات‏ خلوصى را به فعلیّت آورد سرچشمه معرفت از زمین قلب او جوشیدن آغاز کند.

و این منازل چهل‏گانه در عالم خلوص و اخلاص واقعند، و مقصود و منتهاى این منازل عالمى است فوق عالم مخلَصین، و آن عالمِ أبیتُ عِندَ رَبّى یُطعِمُنى و یَسقینى است، چه طعام و شراب ربّانى معارف و علوم حقیقیّه غیر متناهیه است. (رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص39)

خدای متعال به یکی از این موارد در سوره انبیاء آیه 87 و 88 در جریان داستان حضرت یونس علیه السلام اشاره می کند و می فرماید: وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادى فِى الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّى کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ* فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِى الْمُؤْمِنین.

( و همنشین ماهى (حضرت یونس علیه السّلام) را بیاد آور در وقتیکه با حالت خشم و غضب از قوم خود کناره گرفت، و چنین پنداشت که اراده قاهره و مشیّت متقنه ما دامان او را نمى‏گیرد (و فقط این قهر و غلبه مخصوص قوم و افراد شهر اوست؛ و ما او را در شکم ماهى قرار دادیم). پس در ظلمات خداى را بخواند: که هیچ معبودى و مؤثّرى در عالم وجود جز ذات اقدس تو نیست! تو منزّهى از هر حمد و ثنا و سپاس ما، و از هر فکر و خیال و وهم و ادراک ما نسبت به ذات ذوالجلال خود (و ما ترا با افکار خود و نیّات ناقصه و عقل ضعیف و سعه وجودى محدود خود طلب مى‏کنیم، و تو بالاتر و برتر از وهم و خیال ما هستى) بدرستیکه من از زیان‏کارانم، و بر نفس خود با این افکار و کردار ظالم مى‏باشم.

پس آنگاه ما او را بیامرزیدیم و دعاى او را اجابت نمودیم و او را از غم و کدورت و تألّم عالم اعتبار رها ساختیم و به عالم حقائق و واقعیّت توحید وارد نمودیم، و سرّ این حقیقت را به او نمایاندیم؛ و این چنین مؤمنین را نجات و رستگارى مى‏بخشیم)

و در کتاب شریف بحار الانوار ج 5 ص 43 از تفسیر على بن ابراهیم روایت می کند از حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام إلى أن قال: فَبَقَى آدمُ أربعَینَ صَباحاً ساجِداً یَبْکى على الجَنَّةِ.

( حضرت آدم چهل شبانه روز در حالت سجده بر اخراجش از بهشت، گریه می کرد )

مرحوم سیّد مهدى بحرالعلوم رضوان الله علیه در رساله سیر و سلوک منسوب به ایشان در تاثیر عدد اربعین مى‏فرماید:

خود به عیان دیده‏ایم و به بیان دانسته‏ایم که این مرحله شریفه از مراحل عدد را خاصیّتى است خاصّ و تأثیرى است مخصوص، در ظهور استعدادات و تتمیم ملکات، در طىّ منازل و قطع مراحل. و منازل راه، اگرچه بسیار باشد لکن در هر منزلى مقصدى است؛ و مراحل اگر چه بیشمار باشد، چون به این مرحله داخل شدى اتمام عالمى است ... ( رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص 29 )

... و زمان مسافرت عالم دنیا و ظهور استعداد، و نهایت تکمیل در این عالم در چهل سال است. چنانچه وارد است که عقل انسان در چهل سالگى به قدر استعداد هر کسى کمال مى‏پذیرد. و از بدو دخول او در این عالم در نموّ است تا سى سالگى، و ده سال بدن او در این عالم واقف است؛ و چون چهل سال تمام شد سفر عالم طبیعت تمام است و ابتداى مسافرت به عالم آخرت است. و هر روز و هر سال جزوى از آن بار سفر بندد و از این عالم رحلت کند. قوّت او سال به سال در کاهیدن است، و نور سمع و بصر در نقصان، و قواى مادّیه در انحطاط، و بدن در ذبول؛ چه مدّت سفر و اقامت او در این عالم در چهل سال تمام شد ... (همان مصدر، ص 30 )

و همچنین در حدیثى که رسیده است که از چهار جهت خانه هر کس تا چهل خانه همسایه‏اند. چون این عدد تمام شد گویا از عالم هم جدا گشتند. و تأویل آن در مناسبت و جوار از جهاتِ قواى اربعه است، که عقلیّه و وهمیّه و شهویّه و غضبیّه است. و هر که چهل مرحله از مراحل این قوا از دیگرى دور نشود از عالَم آن خارج نشده و با یکدیگر جوار دارند ... (همان مصدر، ص36)

سیدنا الاستاد مرحوم علامه طهرانی در ذیل این فرمایش مرحوم سید بحر العلوم می فرمایند: مراد مصنّف آنست که انسان از چهار طرف گرفتار قواى اربعه عقلیّه و وهمیّه و غضبیّه و شهویّه است.و تا از هر کدام از آنها تا چهل منزل دور نشود به مقام فناء فى الله نخواهد رسید. چون‏مجرّد خروج از یک مرحله از شهوت مثلًا انسان را از آن مرحله به تمام معنى الکلمه خارج نمى‏کند. چون حقیقت آن مرحله از شهوت هنوز در وجود انسان مخفى است، و تا چهل مرحله از مرحله اوّل دور نشود آثار به کلّى از بین نمى‏رود. بنابراین اگر عالم شهوت را مثلا داراى مراحل عدیده‏اى فرض کنیم، هنگامى انسان از یک مرحله از آن به کلّى خارج مى‏شود که از چهل مرحله بعد از آن خارج شده باشد، و الّا مجرّد خروج فى الجمله انسان را از آن مرحله خارج نمى‏کند، و ممکن است به عروض عوارضى انسان به مرحله اوّل برگردد. همچنین است عالم عقل و غضب و وهم؛ بنابراین کسى حقّاًاز مرحله اوّل غضب خارج مى‏شود که از مرحله چهلم خارج شود، و کسى حقّاً از مرحله پنجم عقل خارج مى‏شود که از مرحله چهلم خارج شود، و هکذا ... باید از هر مرحله‏اى که فرض کنیم چهل مرحله دور شود تا از آن مرحله به کلّى خلاص شود ... (رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص 36، پاورقى‏)

از رسول الله صلّى الله علیه و آله و سلّم روایت کرده است که: مَن اغتابَ مُسْلِماً أوْ مُسْلِمَةً لَمْ یَقْبَلِ اللهُ تَعَالى صَلَاتَهُ وَ لَا صِیامَهُ أربعِینَ یَوْماً وَ لَیْلَةً إلّا أنْ یَغْفِرَ لَهُ صَاحِبُهُ. (جامع الاخبار فصل 109 ص 171)

( هر کسی که غیبت مرد مسلمان یا زن مسلمانی را مرتکب شود خدای متعال نماز و روزه اش را تا چهل شبانه روز قبول نمی کند تا اینکه آن صاحب غیبت از او راضی شود )

از حضرت باقر علیه السّلام: مَن شَرِبَ الخَمْرَ لَمْ تُحْتَسَبْ لَهُ صَلَاتُهُ أَرْبَعِینَ یَوْماً.

( کسی که شرب خمر کند نمازش تا چهل شبانه روز پذیرفته نمی شود )

اللهم صل علی محمد و آل محمد

شیخ محمد شاهرخ همدانی

ارسال نظر و طرح سوال

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.