گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت اشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت اشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی


کلید ظهور

افرادى که در غیبت امام ( زمان علیه السلام ) زندگى میکنند از اکثر فضائل و فواضل بدون تردید محروم‏اند و براى آنکه از موت جاهلى رهائى یابند باید مقدّمات ظهور را فراهم کنند و با عمل به دستورات قرآن و مجاهده در راه خدا و ایتلاف دلها زمینه را براى ظهورش آماده نمایند،

بسم الله الرحمن الرحیم

قفل غیبت و کلید ظهور

منبع: یادداشتی از حجة الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

افرادى که در غیبت امام ( زمان علیه السلام ) زندگى میکنند از اکثر فضائل و فواضل بدون تردید محروم‏اند و براى آنکه از موت جاهلى رهائى یابند باید مقدّمات ظهور را فراهم کنند و با عمل به دستورات قرآن و مجاهده در راه خدا و ایتلاف دلها زمینه را براى ظهورش آماده نمایند، چون علّت غیبت نقص و فتور در مردم است و عدم استعداد آنان، نه نقص در آن حضرت. اگر این نقص رو به کاهش رود و دلها کم کم قوّت گیرد و تعلیمات قرآنى صحیحاً بر دلها بنشیند ظهور آن حضرت حتمى خواهد شد.

کما آنکه در نامه ‏اى که آن حضرت به شیخ مفید رضوان الله علیه نوشته‏اند متذکّر این حقیقت می‏گردند که: وَ لَوْ انَّ اشْیاعَنا- وَفَّقّهُمُ اللهُ لِطاعَتِهِ- عَلَى اجْتِماعِ مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقائِنا [1]

«اگر شیعیان و پیروان ما- که خداوند توفیق دهد آنها را به اطاعت خود- بر اتّحاد آراء و افکار به وفاى عهدى که با آنان شده است یک دله اتّفاق کنند، هر آینه یمن تشّرف آنها به دیدار و ملاقات ما به تأخیر نمی‏افتاد».

من به تقصیر خود افتادم از این در محروم                   از که می نالی و فریاد چرا می داری؟

بنابراین معلوم میشود علّت عدم ظهور، افتراق آراء و عدم اتّحاد دلهاست بر وفاى به عهدى که با آنان شده است؛ و این تقصیرى است بزرگ از شیعیان بلکه از جمیع امّت. و تمام محرومیّت‏ها از فقدان انصاف و گسترش ظلم و بیداد و شرک و اعتساف با تمام مظاهر زشت و ناپسندش، همه و همه معلول این فتور و سستى و بالنّتیجه غیبت آن حضرت است.

هرشب به دل غمزده غوغای تو دارم                           نقشی به دل از قامت رعنای تو دارم

نادیده مجسم شده ای در بر چشمم                                آن سان که نظر بر رخ زیبـــای تو دارم

ای یوسـف زهـرا ســـر بازار محبـــت                         با رشته کلافی سـر سـودای تـو دارم

روایت وارده از رسول خدا به جابر بن عبد الله انصارى که شیعیان در زمان غیبت از آن حضرت بهره‏مند می‏شوند مانند کسى که از آفتاب در زیر ابر بهره‏مند شود منافات با این معنى ندارد، چون البتّه وجود آن حضرت با آن نفس زکیّه و دل واسع و ولایت تکوینیّه موجود است، چه غائب چه ظاهر، غایة الامر در زمان غیبت، آن نور دستگیرى ظاهرى نمیکند، و مردم در تحت تعلیم و تربیت و ارشاد و سیر تکاملى واقع نمی‏شوند و این مایه تأسّفى است بس بزرگ. تفاوت بسیارى است در میان آنکه خورشید طلوع کند درختان را سر سبز، و به زمین نور و حرارت بیشترى دهد، امراض و میکرب ها را بکشد، صحت و سلامت را به جاى آن بیاورد و بواطن اشیاء را ظهور دهد، و میان آنکه خورشید در پس ابر باشد، آسمان مه‏ آلوده، و میکربهاى زکام و غیر آن همیشه مردم را مریض بنمایند. آرى مردم در زمان غیبت بهره‏مند میشوند و در زمان ظهورهم بهره‏مند مى‏شوند ولى این کجا و آن کجا؟! گرچه در زمان غیبت هم بعضى از افراد با همّت، با اراده‏اى استوار و عزمى راسخ و نیّتى متین پاى در مقام عمل نهاده تا به حدّى که در اثر صفاى دل و طهارت روح به شرف معرفت آن حضرت فائز می‏گردند. و البتّه این ظهورى است شخصى براى آنها، مانند کسى که در آسمان مه‏ آلود و ابرى بر هواپیما سوار و از ابرها تجاوز کند و خود را به آفتاب برساند. لذا در زمان غیبت هم راه و سیر تکاملى براى دلباختگان حریم مقدّسش مسدود نیست و آن که به مقام معرفت رسیده و آن وجود را به حقیقت ولایت و نورانیّت درک نموده براى او ظهور و غیبت چه تفاوت دارد!

از بزرگى سؤال کردند چه موقع انسان به شرف حضور آن حضرت مشّرف میگردد؟ در پاسخ گفت: وقتى که غیبت و ظهورش براى انسان تفاوتى نکند. [2] از بزرگى دیگر نیز سؤال کردند: آیا شما خدمت امام زمان رسیده ‏اید؟ در جواب گفت: کور است آن چشمى که صبح از خواب بیدار شود و در اوّل وهله نظرش بر آن حضرت نیفتد. [3] [4]

آری،

دیده را فایده  آنست که دلبر بیند                     ور نبیند چه بود فایده بینایی را

توسل به آل محمّد صلى الله علیه و آله و سلّم و دعاى عهد با امام زمان علیه السلام‏ به نقل از علامه طهرانی

بجان خواجه و حقّ قدیم و عهد درست            که مونس دم صبحم دعاى دولت تست

یکی از دعاهایی که مستحب است شیعیان و منتظران به توسط آن زیارت کنند امام زمان علیه السلام را و به حقیقت آن حضرت تقرب جویند و هر صبح به وسیله آن تجدید عهدی با امام و ولی و صاحب امر خود کنند دعا و زیارت عهد است

سیدنا الاستاد حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه این دعا را در کتاب امام شناسی نقل می کنند و در توضیح آن می فرمایند:

این زیارتى است که بعد از نماز صبح مستحب است امام زمان- عجّل الله فرجه- را با آن زیارت نمود. و در «مفاتیح الجنان» ص 538 از طبع اسلامیّه آمده است. مرحوم محدّث قمّى در ص 532 آن را از «مصباح الزّائر» سیّد بن طاوس بعد از ذکر دعاى ندبه عنوان کرده است. و مجلسى بنا به نقل قمّى؛ در ص 539 گفته است: من در بعضى از کتب قدیمه دیده‏ام که بعد از این زیارت دست راست را به دست چپ بزند مثل زدن در بیعت. [5]

و آن دعا اینست که:

اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَاىَ صَاحِبَ الزَّمَانِ- صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیْهِ- عَنْ جَمِیعِ الْمُؤمِنینَ وَ الْمُؤمِنَاتِ فِى مَشَارِقِ الارْضِ وَ مَغَارِبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا، حَیِّهِمْ وَ مَیِّتِهِمْ وَ عَنْ والِدَىَّ وَ وُلْدِى وَ عَنِّى مِنَ الصَّلَوَاتِ وَ التَّحِیَّاتِ زِنَةَ عَرْشِ اللهِ وَ مِدَادَ کَلِمَاتِهِ وَ مُنْتَهَى رِضَاهُ وَ عَدَد مَا أحْصَاهُ کِتَابُهُ وَ أحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ.

اللَّهُمَّ إنِّى اجَدِّدُ لَهُ فِى هَذَا الْیَوْمِ وَ فِى کُلِّ یَوْمٍ عَهْدًا وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً فِى رَقَبَتِى. اللَّهُمَّ کَمَا شَرَّفْتَنِى بِهَذَا التَّشْرِیفِ وَ فَضَّلْتَنِى بِهَذِهِ الْفَضِیلَةِ وَ خَصَصْتَنِى بِهَذِهِ النِّعْمَةِ فَصَلِّ عَلَى مَوْلَاىَ وَ سَیِّدِى صَاحِبِ الزَّمَانِ، وَ اجْعَلْنِى مِنْ أنْصَارِهِ وَ أشْیَاعِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ، وَ اجْعَلْنِى مِنَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ طَائِعاً غَیْرَ مُکْرَهٍ فِى الصَّفِّ الَّذِى نَعَتَّ أهْلَهُ فِى کِتَابِکَ فَقُلْتَ: «صَفّاً کَأنَّهُمْ بُنْیَانٌ مَرْصوصٌ» عَلَى طَاعَتِکَ وَ طَاعَةِ رَسُولِکَ وَ آلِهِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ. اللَّهُمَّ هَذِهِ بَیْعَةٌ لَهُ فِى عُنُقِى إلَى یَوْمِ القیمةِ. [6]

ترجمه:

(پروردگارا بر آقاى ما حضرت صاحب الزمان صلوات الله علیه از تمام مرد و زن اهل ایمان که در مشرق و مغربهاى عالمند و در بر و بحر و کوه و بیابان جهانند و از همه زندگان و مردگان و از جانب پدر و مادر و فرزندان من تحیتى و درودى فرست که به وزن عرش خدا و به مقدار مداد کلمات خدا باشد و به منتهاى خشنودى و رضاى او و به عدد آنچه در کتاب او به شمار آمده و علم او احاطه بر آن کرده است.

پروردگارا من باز تجدید مى‏کنم عهد و عقد بیعتى را که از آن حضرت بر گردن جان من است پروردگارا چنانکه مرا به این شرافت سرفراز فرمودى و به این فضیلت گرامى داشتى و به این نعمت بزرگم اختصاص دادى پس پروردگارا درود فرست بر مولاى من و آقاى من حضرت صاحب الزمان و مرا هم از یاران آن بزرگوار و پیروان و مدافعین و نصرت کنندگانش قرار ده و از آنان که در رکاب حضرتش به درجه رفیع شهادت میرسند با کمال شوق و بى‏هیچ گونه کراهت بگردان در آن صف لشکر آن بزرگوار که در کتاب مجید خود اهل آن صف را مدح و توصیف کردى که فرمودى در قرآن آنها صفى باشند که در راه اطاعت تو و اطاعت رسول تو و اهل بیت پیغمبرت علیهم السلام گویى در استقامت به مانند سد آهن ایستاده‏اند پروردگارا این بیعت و عهد در گردن جان من تا قیامت از او خواهد بود. )

از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده: هر که چهل صبحگاه این عهد را بخواند، از یاوران قائم‏ ما باشد، و اگر پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود، خدا او را از قبر بیرون آورد، که در خدمت آن حضرت باشد، و حق تعالى‏ بر هر کلمه هزار حسنه به او کرامت فرماید، و هزار گناه از او محو سازد، و آن عهد این است.

و در روایت دیگری است که حضرت فرمودند: أَنَّهُ قَالَ مَنْ قَرَأَ بَعْدَ کُلِّ فَرِیضَةٍ هَذَا الدُّعَاءَ فَإِنَّهُ یَرَى الْإِمَامَ م‏ح‏م‏د بْنَ الْحَسَنِ عَلَیْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ السَّلَامُ فِی الْیَقَظَةِ أَوْ فِی الْمَنَام. [7] 

( کسی که این دعا را بعد از هر نماز ( نماز صبح ) بخواند ممکن است که توفیق حضور حضرت مهدی علیه السلام را در بیداری یا خواب پیدا کند )

دعای عهد، تجدید بیعت است با امام عصر علیه السلام که سفارش شده است در صبحگاهان بر زبان جاری شود و از جمله وظایف مردم در غیبت امام زمان علیه السلام شمرده شده است. مرحوم صدرالسلام همدانی در تکالیف الانام فی غیبه الامام علیه السلام می نویسد: «پس چون داخل روز شدی، باید متوجه امام علیه السلام شده و از روی کمال و خلوص عقیده، تجدید عهد و بیعت تازه با آن حضرت نمایی و چنان تصور کنی که امام تو ارواحنا فداه در پرده اختفا پنهان نیست و در مقر سلطنت خود جلوس نموده و تو خدمت آن حضرت مشرف می شوی.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

پی نوشت ها:

[1] احتجاج شیخ طبرسى ج 2 ص 325.

[2] منظور از این بزرگ حضرت موحد کبیر حضرت آقای حاج سید هاشم حداد رضوان الله تعالی علیه است.

[3] منظور از ایشان عارف کامل حضرت آقای حاج سید علی قاضی اعلی الله مقامه الشریف است.

[4] امام شناسى، ج ‏3، ص 33

[5] امام شناسى، ج ‏17 ص 464

[6] همان. ( پاورقی )

[7] مستدرک‏الوسائل ج 5 ص 7

ارسال نظر و طرح سوال

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.