گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه


پرسش و پاسخ (استعمال دخانیات توسط برخی اولیاء الهی)

سلام علیکم ورحمة الله. برخی بزرگان در سابق استعمال دخانیات می کرده اند و در همین سایت جوابی از حضرت علامه نقل کردید که فرموده بودند آنها ضررش را مثل الان نمیدانستند وگرنه حرام است.. حالا سوال این است که در بین این بزرگان نام اسطوره عرفان وتوحید حضرت حق آیت الحق سیدعلی آقا قاضی قدس الله نفسه الزکیه هم هست ویا در عصر متآخرتر آیت الله بهاء الدینی ، آیا جواب علامه شامل اینها هم میشود؟! اینها که ملک و ملکوت را در نوردیده اند و در عالم قدس اتراق کرده اند چگونه باید قضیه را درموردشان حل کرد؟ پاسخ از استاد حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی 

هو العلیم

علیکم السلام و رحمة الله و تحیاته

همانطور که گفته شد سیدنا الاستاد حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه در اینباره فرموده بودند: آنها ضررش را مثل الآن نمی دانستند و الا ترک می کردند.

پاسخ دیگری هم داده شده که: نفس ولی خدا و عارف بالله و انسان کامل به علت جذبات و نفحات الهی و قرار گرفتن در عالم وحدت، از توجه به عالم دنیا و کثرت بازمی ماند، در حالیکه باید برای رفع حوائج خود و دیگران و رتق و فتق امور در عالم بقاء، باید تنزل کرده و نظر به کثرت نماید؛ بر این اساس ضروری است که اموری را وسیله و ابزار کرده از آن مقام وحدت صرف تنزل کرده و به امور دنیا بپردازند.

در تنقیح مطلب باید گفت: هر دو جواب در ظرف ظاهر و نسبت به تکلیف شرعی و فقهی درست است چون حتی انسان کامل در ظرف شرع تابع دلیل شرعی است و ادله هم بر اساس مصالح و مفاسدند و چون مفسده سیگار برایشان محرز نبوده و به عنوان یک عادت مطرح بوده لذا امری مباح تلقی می شده و مصرفش حرام و گناه نبوده است. استعمال سیگار از موضوعاتیست که ضرر و زیانش به فن تجربه نیازمند است که قطعا در سابق این تجربه و تشخیص از سوی متخصصان فن علنی نبوده است.

اما با کمال احترام و ادب نسبت به ساحت بزرگان، حقیر خود را ملامت نمی کنم که عرض کنم هیچکدام از این دو جواب در ظرف باطن و نسبت به جنبه ولایت اولیاء الهی کافی و شافی نیست.

پاسخ اول شافی و وافی نیست، چون طریق علم و اطلاع اولیای الهی بر مفاسد و مصالح احکام صرفا طریق ظاهر و أدلّۀ ظاهری نیست که این امر از مبانی فقهی مرحوم علامه است بنابراین دیگر وجهی نمی ماند تا گفته شود آنها ضررش را نمی دانستند چون ندانستن یعنی جهل که با ولایت سازگار نیست. پس ندانستن آنها فقط جنبه ظاهری و فقهی قضیه را درست می کند نه باطنی آنان را و الا پس نباید دیگر فرقی بین عالم عارف با عالم غیر عارف باشد!

و همینطور پاسخ دوم کافی نیست، چون با امری که در عالم واقع و نفس الامر حرام است نمی توان به عالم بقاء تنزل کرد. همانطور که نظیر این معنا در حالات انبیاء و اهل بیت علیهم السلام وجود داشته است ولی هیچگاه تمسک به امر حرام نکردند بلکه از امور مباح استفاده نمودند. مانند اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله برای این منظور به همسرشان می فرمودند: «کلّمینی یا حُمیراء»، (بیا در کنار من و قدری با من تکلّم کن) که یکی از علل درخواست رسول الله توجه به عالم کثرت در مرتبه بقاء بوده است.

البته به نظر می رسد سیدنا الاستاد علامه نه از این باب که إشراف بر پاسخ کامل نداشتند بلکه با خصوصیاتی که حقیر از ایشان می دانم به نظر می رسد رعایت پاره ای از امور ایشان را از ورود و پرداختن به این مساله منع می کرده است.

اما حقیر بر اساس این بیت که می گوید:

هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه          کنون که مست و خرابم صلاح بر بی ادبیست

عرض می کنم: که حقیقت مساله و تمامیت پاسخ به عدم جامعیت و سعه ولایی و اشراف باطنی اولیاء الهی برمی گردد که از تبعات آن فرق بین انسان کامل و معصوم و اختلاف در شواکل و عدم حجیت فعل ولی خدا به طور مطلق اثبات می گردد.

یقینا آن ولایت و جامعیت و نورانیت و ادراک باطنی را که امام معصوم از آن برخوردار است، غیر او حتی از کُمّلین اولیای الهی هرگز ندارند؛ لذا تنها کسی که انسان در پناه او می تواند به طور مطلق و بدون هیچ شائبه ای احساس امنیت محض و اعتماد غیر خدشه از ازل تا ابد نماید و سر سوزنی احساس پریشانی و حیرت و سرگردانی ننماید، فقط و فقط امام معصوم است و بس.

خوب بنگرید در بحث ثقلین که رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها آن را در مقام حجیتِ تام بیان می کند، حتی سلمان فارسی هم داخل نیست از آن بالاتر حتی حضرت عباس علیه السلام هم داخل نیست مگر گفته نشده است که اگر در کربلا بجای حضرت سیدالشهدا علیه السلام حتی حضرت عباس علیه السلام محور امور بود با تمام مراتب کمالی که جنابش دارا هستند اما کربلا دیگر این کربلا نبود این آثار را نداشت که البته صد در صد حرف صحیحی است.

حجیت فعل معصوم ذاتی است و این نفس و کلام و فعل اوست که به افعال و سخنان دیگران حجیت و واقعیت می دهد در حالیکه که دیگران حتی اولیای الهی حجیت افعال و کلامشان را باید از معصوم بگیرند.

میان ماه من تا ماه گردون              تفاوت از زمین تا آسمان است

بله چون واقعا ضررداشتن دخانیات بر اولیای الهی در آن زمان به جهت عدم اشراف کامل و عدم جامعیت در ولایت، مخفی بوده، پس در استعمال دخانیات مرتکب حرام شرعی و گناه نشدند بلکه مرتکب خطای رتبی شده اند؛ چون اولیای الهی هرگز مرتکب امر حرام بیّن شرعی که برایشان معلوم باشد نمی شوند پس از این حیث جرم و گناهی متوجه آنان نیست که به احتمال قریب به واقع، کلام و توجیه سیدنا الاستاد ناظر به همین حیث است نه اینکه بخواهند ایشان را از هر حیث مُبرّی بدانند و به ایشان جامه حجیت مطلق نظیر حجیت فعل معصوم بپوشانند. که این نقص جرم و گناه نیست نداشتن یک مرتبه کمالی دیگر است در واقع خطاییست که گریزی از آن هم نبوده و نیست.

بنابراین استعمال دخانیات از ناحیه اولیاء الهی، نقصی است که ما این نقص را در معصوم نمی بینیم حتی این نقص را در عرفای جامعتر نمی بینیم اصلا روی همین مبنا بود که مرحوم حداد رحمة الله علیه نسبت به مرحوم سیدنا الاستاد می فرمایند: بعد از معصوم تا به امروز جامعتر از آسید محمد حسین نیامده که الحق و الانصاف چنین بود. و جالب آنکه مرحوم علامه در همان موقعی که امثال علامه طباطبایی و مرحوم حداد مصرف سیگار داشتند آن را ممنوع می دانستند که این منع، از جامعیت و اشراف باطنی ایشان نشأت می گرفته است.

علامه می فرمودند: ما در مسجد قائم طهران در مدّت مدیدى که آنجا بودیم، ... استعمال دخانیات را بطور مدام منع نمودیم، و در روى تابلوهاى نصب شده در دیوارهاى مسجد ممنوعیّت آنرا براى تازه واردین اعلام کردیم. (نور ملکوت قرآن ج ‏3 ص : 295، پاورقی)

والسلام

ارسال نظر و طرح سوال

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.