گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه


حوزۀ عِلمیّه إمام صادق علیه السلام و تفاوتش با حوزه های امروزه

طرز و شکل أخذ علوم از حضرت شبیه طرز و شکل أخذ علوم در حوزه‏ هاى علمیّه امروزه نبوده است که با مناقشه در دلیل و مأخذِ کلام، بحث را طىّ کنند... دنبالۀ این مبحث شیرین که از میان نوشتجات حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه استخراج شده در ادامه می آید.

بسم الله الرحمن الرحیم

کیفیّت حوزۀ عِلمیّه إمام صادق علیه السلام و تفاوتش با حوزه های امروزه

منبع: امام شناسى، تالیف علامه طهرانی، ج ‏17 ص 28

طرز و شکل أخذ علوم از حضرت شبیه طرز و شکل أخذ علوم در حوزه‏ هاى علمیّه امروزه نبوده است که با مناقشه در دلیل و مأخذِ کلام، بحث را طىّ کنند. بلکه تلامذه او جز مقدار اندکى از ایشان قائل به امامتش بوده ‏اند. و شیعه امامیّه همچنانکه گذشت اعتقادشان بر آن است که: در علم امام، رأى و اجتهاد وى مدخلیّت ندارد تا آنکه امام از روى مَصَدر و مُستند محاسبه کند. علم إمام موروثى است. بلى گاهى اتّفاق مى ‏افتد که سائلى از علّت حکم سؤال مى‏ نماید امّا این سؤال، سؤال تعلّم و استفاده مى‏باشد نه سؤال ردّ و جَدَل‏

علاوه بر این، آنان که از غیر امامیّه هم علوم خود را از وى اخذ نموده ‏اند معتقد به جلالت و سیادت و إمامتش بوده‏ اند. [1] و آن تعلّم و اخذ را براى خویشتن منقبت و فضیلتى به شمار مى ‏آورده‏اند که بدان مُشَرَّف گردیده‏ اند. [2] و دانستیم که ابن أبى الحدید، علم مذاهب أربعه را در فقه به وى ارجاع مى‏ دهد [3]

پرسش کنندگان از مسائل و مشکلات و علوم به حضورش مى ‏آمدند و براى رفع مشکله و عویصه خود از او استعلام مى‏ نمودند. و جمعى بسیار از آنان با خودشان دوات و کاغذ حاضر داشتند تا آنچه را که امام برایشان املاء مى‏کند، از روى ضَبط و ثَبت از او روایت کنند.

و اگر اشتیاق دارى مقدار علم او را بدانى پس نظر کن به کثرت کسانى که از آبشخوار و بحر عظیم او از علوم مختلف سیراب گردیده اند! آنها به چهار هزار نفر یا بیشتر از آن بالغ گردیده‏ اند.

به چه علّت این جماعت کثیره از او روایت کرده‏ اند و از غیر او روایت نکرده ‏اند با وجود کثرت و وفور علماء در عصر او؟! و به چه علّت چون یکى از ایشان از او روایتى را نقل مى‏ نمود، بر آن روایت وقوف مى‏ نمود و دیگر نمى ‏پرسید: امام از چه کسى آن را براى وى املاء نموده است مگر آنکه خود امام خبر مى ‏داد که: آنچه را که املاء کرده است، از آبائش از جدّش رسول أکرم صلى الله علیه و آله و سلّم مى‏ باشد.

این مدرسه‏ اى که این تعداد افراد بسیار از آن خارج شده ‏اند منظورش از تعلّم علوم، صیت و آوازه و افتخار و شرف نبوده است. و مقصد و مقصود از تلامذه ‏اش فقط آن بوده است که علم را براى علم، و براى خدمت به دین و شریعت تعلّم کنند. و کسى که از این روش و منهاج، تجاوز مى‏ نمود امام او را از حوزه‏ اش دور مى‏ ساخت. چه بسیار مردمانى را که امام طرد فرمود، و چه بسیار اقوامى را که در سیره و سَریره با وى مخالف بودند، لعن نمود.

پیوسته مواعظ و ارشادات إمام، قبل از تعالیم و دروس بیان مى ‏شد، و یا در ضمن خود دروس صورت مى‏ گرفت.

پانویس:

[1] «تهذیب الاسماء و اللّغات»، و «ینابیع المودّة».

[2] «مطالب السَّؤول» ص 81.

[3] شرح «نهج البلاغة»، ج 1، ص 6.

ارسال نظر و طرح سوال

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.