گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه


ملکوتی از دعا (جایگاه دعا و اهم آداب ظاهری و باطنی آن)

ارزش و اهمّیّت دعا در فرهنگ اسلامى، از سفارشهاى قرآن و معصومین علیه السلام معلوم مى‏شود. این تأکید بسیار زیاد، نشانگر جایگاه ویژه دعا در اسلام است، در مقاله پیش روی به جایگاه دعا و اهم از آداب ظاهری و باطنی آن اشاره شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

ملکوتی از دعا

منبع: سلسله مقالات تالیف حجت الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

دعا در لغت به معناى طلب، درخواست و تقاضاست و در اصطلاح به اظهار نیاز و خواهش بندگان به درگاه خداى قادر متعال گفته مى ‏شود.

ارزش و اهمّیّت دعا در فرهنگ اسلامى، از سفارشهاى قرآن و معصومین علیه السلام معلوم مى ‏شود. این تأکید بسیار زیاد، نشانگر جایگاه ویژه دعا در اسلام است، تا جایى که رسول گرامى اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: الدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَةِ.

( دعا مغز عبادت است. )

همچنین امام باقر علیه السلام فرمود: ما مِنْ شَىْ‏ءٍ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ أَنْ یُسْأَلَ وَ یُطْلَبَ مِمَّا عِنْدَهُ

( در نزد خدا هیچ چیز بهتر از این نیست که از او سؤال شود و از آنچه نزد اوست درخواست گردد.)

در «کافى» ازر ابن قدّاح از حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام روایت مى‏کند که، قال: قالَ أمیرُالمُؤمِنینَ علیه السّلام: أحَبُّ الأعمالِ إلَى اللهِ عَزّوجَلَّ فى الأرضِ الدُّعاءُ، و أفضَلُ العِبادَة العَفافُ. قالَ: و کانَ أمیرُالمُؤمِنینَ علیه السّلام رَجُلًا دَعّاءً.

(أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: خوشایندترین عمل نزد پروردگار دعا مى‏باشد، و با فضیلت‏ترین عبادت عفّت است. سپس امام صادق علیه السّلام فرمود: أمیرالمؤمنین علیه السّلام بسیار دعا مى‏کرد)

و در «کافى» از حضرت رضا علیه السّلام با إسناد خود حدیث مى‏کند که: أنَّهُ علیه السّلام کانَ یَقولُ لأصحابِهِ: عَلَیکُم بِسِلاحِ الأنبِیاءِ! فَقِیلَ: و ما سِلاحُ الأنبِیاءِ؟ قالَ: الدُّعاءُ!

(امام رضا علیه السّلام به اصحاب مى‏فرمود: بر شما باد به اسلحه انبیاء، گفته شد: اسلحه انبیاء چیست؟ حضرت فرمود: دعاء)

آداب دعا

دعا همچون عبادات دیگر آداب و مقررات ویژه‏اى دارد که در صورت انجام آن، نتیجه بهتر و مطلوبترى به دست مى‏آید.

برخى از آن آداب را بطور اختصار بیان مى‏کنیم:

آداب باطنی

1- قطع امید از غیر خدا

قطع امید ازغیر خدا، عزم دعا کننده را در توسل به پروردگار و مبداء هستى قویتر کرده، با خلوص بیشترى خواسته هاى خود را از درگاه خدا طلب مى‏کند.

از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده‏اند که: إذا أرادَ أحَدُکُم أن لا یَسألَ رَبَّهُ شَیئًا إلّا أعطاهُ فَلیَیأسْ مِنَ النّاسِ کُلِّهِم، و لا یَکُونُ لَهُ رَجاءٌ إلّا [مِن‏] عِندِ اللهِ عزّوجلّ؛ فَإذا عَلِمَ اللهُ ذَلِکَ مِن قَلبِهِ لَم یَسالهُ شَیئًا إلّا أعطاه‏

(کسى که مى‏خواهد از خدا درخواست مسأله‏اى را بنماید باید از همة خلائق ناامید شود. و امیدش منحصر در خداى تعالى باشد. اگر چنین شد خدا نیز درخواست او را اجابت خواهد کرد)

خدا را قادر دانستن

رُوِىَ عَن الحَسَنِ: أنّ سائلًا سَئَلَ النَّبِىَّ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ و آلِهِ: أقَریبٌ رَبُّنا فَنُناجیهِ أمْ بَعیدٌ فَنُنادیهِ؟ فَنُزِلَتْ وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادى عَنِّى فَإِنِّى قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَة الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لى وَ لْیُؤْمِنُوا بى لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُون‏. (سوره البقرة (2) آیه 186.)

امام حسن مجتبى علیه السّلام فرمودند: از رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم سؤال شد: آیا پروردگار ما نزدیک است تا با او نجوى و به آهستگى سخن گوئیم یا بعید است تا او را صدا بزنیم، در این هنگام این آیه نازل شد.

در روایتى دیگر از امام صادق علیه السلام آمده است : هنگامى که داود در عرفات توقف کرد، مردم را نگریست و از کثرت تعداد آنان آگاه شد، به بالاى کوه عرفات رفت و شروع به دعا نمود. هنگامى که مراسمش به پایان رسید، جبرئیل نازل شد و گفت : اى داود! خداوند مى فرماید: چرا بالاى کوه رفتى ومناجات کردى ؟ ترسیدى که من صداى تو را در پایین کوه نشنوم ؟
سپس جبرئیل ، داود را با خود به کنار رودخانه برد و با وى به داخل دریا فرو رفت و مسیر چهل روز در صحرا را در دریا پیمودند. در آنجا صخره اى را کندند و از داخل آن کرمى بیرون آمد، آنگاه جبرئیل به داود گفت : اى داود! خداوند مى فرماید: من صداى این کرم را که در میان سنگ و در داخل دریا قرار گرفته مى شنوم . پس تو گمان کردى صداى کسى که مرا بخواند به گوش من نمى رسد؟

2 - حال دعا داشتن‏

توجّه قلبى از مهمترین شرایط دعاست که داعى باید با توجه کامل و از ته دل‏ خدا را بخواند.

على علیه السلام فرمود: لا یَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ دُعاءَ قَلْبٍ لاهٍ.

( خداوند بزرگ، دعاى دلى را که غافل و مشغول باشد نمى‏پذیرد.)

در زمان خاتم انبیاء محمد صلى الله علیه و آله و سلم باران تاءخیر کرد، اصحاب آمدند، خدمت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم عرض ‍ نمود یا رسول الله دعا کن تا خدا باران رحمت خود را نازل فرماید، رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم دعا کرد ولى مستجاب نشد و باران نازل نگردید، مرتبه دیگر التجا نمود ابرى ظاهر شد و باران شد، اصحاب از حضرت سؤال کردند، علت چه بود که مرتبه اول دعا مستجاب نگردید و در مرتبه دوم دعا مستجاب شد، رسول الله فرمود مرتبه اول نیت نداشتم و در مرتبه دوم با نیت دعا کردم، مثلا حضرت در مرتبه اول براى خواهش اصحاب دعا نمود و طلب جدى نداشت ولى در مرتبه دوم جدا از خدا خواست و دعایش از روى قلب بود.

نماینده شهید مدنی می گوید : ما موظف بودیم هر ده، پانزده روز یکبار که از بسیج عشایر دشت مغان به تبریز می آمدیم ، هم به سپاه گزارش بدهیم هم به شهید مدنی . ما این روال را همیشه انجام می دادیم . یک بار که از مغان به تبریز آمدیم ، امام جمعه قبلی آنجا که به رحمت خدا رفته ، به ما گفت در تبریز به خدمت آیت الله مدنی می‌روید، از قول من به ایشان بگویید باران نباریده و همه محصولات سوخته‌اند و در دشت مغان اوضاع وخیم است. البته در همه آذربایجان شرقی باران نیامده بود. آمدیم و گزارشات را عرض کردیم و پیغام امام جمعه مغان را هم دادیم. ایشان آه بغض آلودی از دل کشید. در نماز جمعه ، ایشان دعا کرد و با حال عجیبی از خدا باران خواست . خدا شاهد است نماز جمعه تمام نشده، در تبریز و سراسر استان باران عجیبی آمد . با آن حال که ایشان دعا می کرد ، معلوم بود که چه اتفاقی خواهد افتاد . این را ما به چشم دیدیم .

3- طالب بودن

خدای متعال می فرماید: ادعونی استجب لکم

آقای قنبری راننده کامیونی که ضریح امام حسین علیه السلام را از قم به کربلا می برد در شهرداری قم در بخش موتوری این نهاد مشغول به کار است، خودش تعریف می‌کرد که اوایل امسال در کربلا حضور داشته و چون شنیده بود که قرار است در قم برای امام حسین علیه السلام ضریح بسازند، همانجا از امام حسین درخواست می‌کند که راننده ضریحش باشد. می‌گفت به هیچ وجه از انتخابش برای این کار متعجب نشده، چون قبلاً آن را از امام حسین علیه السلام طلب کرده است

4- دل را پاک کردن

اما طهارت باطن موقع دعا بایستى قلب را پاک کند. مثلا اگر کینه یا سوء ظن به مسلمانى دارد از دل خود بیرون نماید یا اگر گناه کرده توبه نماید.
حضرت صادق علیه السلام فرمود: روزى حضرت موسى علیه السلام پیروان خود را موعظه مى کرد،یکى از شنوندگان چنان تحت تاءثیر گفتار موسى علیه السلام قرار گرفت که از جا حرکت کرده پیراهن خود راچاک زد، خداوند به حضرت موسى وحى کرد به او بگو لا تشق قمیصک و لکن اشرح لى عن قلبک نمى خواهد پیراهنت را چاک زنى، قلبت را برایم بشکاف و محبت دیگران را خارج نما.

در روایت است که حضرت داود علیه السلام وقتى مى خواست به صحرا براى مناجات برود از یک هفته قبل مقدمات آن را فراهم مى نمود مثلا یک هفته روزه مى گرفت بالجمله اگر قلب حاضر نباشد درست نمى شود و چون نظر خدا به دل است باید قلب را پاک نمود روى سوى او آورد.

حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: عابدى از بنى اسرائیل سه سال پیوسته دعا مى کرد تا خداوند به او پسرى عنایت کند، ولى دعایش ‍ مستجاب نمى شد.

روزى در ضمن مناجات عرض کرد: یا رب ابعید انا منک فلا تسمعنى ام قریب فلا تجیبنى

( خدایا! آیا من از تو دورم که سخنم را نمى شنوى یا تو نزدیکى ولى جوابم را نمى دهى.)
در خواب به او گفتند: مدت سه سال خداى را با زبانى که به فحش و ناسزا عادت کرده و قلبى آلوده به ستم و نیت دروغى مى خوانى، اگر مى خواهى دعایت مستجاب شود فحش و ناسزا را رها کن و از خدا بترس، قلبت را از آلودگى پاک کن و نیت خود را نیز نیکو گردان.

5- تسلیم و رضا به مقدرات

حضرت عیسى علیه السلام که بیابانگردى از کارهاى معمولى او بود، روزى تنهادر بیابان عبور میکرد، باران شدید بارید، و او را غافلگیر کرد، او به هر طرف مى دوید و مى نگریست پناهگاه نمى دیدکه به آنجا رود، در این جست و گریز ناگهان چشمش به شخصى افتاد که در مکانى مشغول نماز بود، به سوى او روان شد، وقتى به او رسید، آنجا را محل امن یافت.
پس از آنکه آن شخص از نماز فارغ شد، عیسى علیه السلام بعد از احوال پرسى به او فرمود: بیا با هم دعا کنیم تا باران بایستد.
آن شخص گفت: اى مرد چگونه دعا کنیم، با اینکه چهل سال است در اینجا به عبادت مشغولم، تا خدا توبه مرا قبول کند، ولى هنوز معلوم نیست که توبه ام قبول شده باشد، زیرا از خدا خواسته ام نشانه قبولى توبه ام این باشد که پیامبرى از پیامبرانش را به اینجا بفرستد.
عیسى علیه السلام به او فرمود: من عیسى پیغمبرم بنابراین معلوم مى شود که توبه تو قبول شده است.
تو چه گناهى کرده اى؟ او گفت: روزى تابستان بیرون آمدم، هوا بسیار گرم بود، گفتم: عجب روز گرمى است که یک نوع شکایت به خدا است.

آداب ظاهری

1_ واسطه قرار دادن اهل بیت علیهم السلام‏

انسان غیر معصوم، بطور معمول، مرتکب گناه و اشتباه شده، بدین وسیله در درگاه الهى خجل و روسیاه است. ازاین رو، اگر اولیاى مقرّب درگاه خدا را واسطه قرار دهد به خاطر آنها دعا به اجابت نزدیکتر مى‏گردد. در میان امت اسلامى هیچ کس از پیامبر و خاندانش نزد خدا محبوبتر نیست.

خداوند، خود فرموده است: محبوبترین و گرامى‏ترین بندگانم نزد من محمّد و على، حبیب و ولى من هستند، هر کس به وسیله آن دو و خاندان پاکشان از من چیزى بخواهد، خواسته‏اش را رد نمى‏کنم.

رسول اکرم صلى الله علیه و آله نیز فرمود: إِجْعَلُونى‏ فى‏ أَوَّلِ الدُّعاءِ وَ فى‏ اخِرِهِ وَ وَسَطِهِ.

( مرا در اول، وسط و آخر دعا قرار دهید. )

امام سجاد علیه السلام مزرعه اى داشت، روزى به طرف آن مزرعه حرکت کردند در اثناى راه گرگ درنده اى بود که راه را بر مردم بسته بود تا آن حضرت به آن حدود رسیدند گرگ نزد آن حضرت دوید و فریاد کشید آن حضرت فرمود: انشاء الله انجام میدهم.
پرسید یبن رسول الله این گرگ چه گفت و سبب چه بود که هیچ کس را اذیت و آزارى نکرد، حضرت فرمودند: که از من التماس نمود که او را ماده اى است و در وقت ولادت بر او مشکل شده بود، جهه رفع سختى و زایمان ماده اش دعا کنم و از من قبول نمود که بعد از آن ضررى به احدى از شیعیان و محبان ما نرساند و من نیز دعا کردم انشاء الله مستجاب خواهد شد.

2- دست ها را بلند کردن

همین‏طور بجا و نیکوست که انسان هنگام دعا و مناجات دستهاى خویش را به سوى آسمان بالا برد چنان که نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگام دعا و مناجات دستهایش را بالا مى‏برد.

امام صادق علیه السلام در مورد حکمت این کار فرمود: هر گاه بنده دستهایش را به سوى خدا بالا برد، او حیا مى‏کند که آنها را خالى برگرداند.

3- استعمال عطر و ...

استعمال بوى خوش، صدقه قبل از دعا و انگشتر عقیق به دست داشتن نیز از آداب دعا شمرده شده است.

4- لباس نیکو

بدن و لباس باید موقع دعا پاک و تمیز باشد و غسل کند یا وضو بگیرد .از غسلهاى مستحب، غسل حاجت است،

5- دسته جمعى دعا کردن‏

از دیگر عوامل مؤثر در اجابت دعا، گروهى بودن آن است و این نشانه اهتمام اسلام به جمع و اجتماع است. یکى از حکمتهاى آن، این است که هر چه افراد، بیشتر باشند، هر یک به سهم خود و نسبت به خصایل نیکویى که دارند، نظر پروردگار را جلب و دعا را به هدف اجابت، نزدیکتر مى‏کنند.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر گاه امرى پدرم  را محْزون مى‏کرد، زنان و کودکان را جمع نموده، دعا مى‏کرد و آنها آمین مى‏گفتند.

حضرت سجاد علیه السلام روز آخر ماه مبارک رمضان غلامان و کنیزان خود را جمع مى فرمود: و در وسط آنها قرار مى گرفت و مى فرمود: درباره من دعا کنید و از خداوند براى من طلب عفو و مغفرت نمائید در روایت فرموده اند: اگر براى دعا چهل نفر نبوید، ده نفر جمع گردید و هر نفر چهار مرتبه دعا بخوانید و اگر ده نفر هم نباشد، چهار نفر هر یک نفر ده مرتبه دعا بخوانید و اگر یک نفر هستى، خودت چهل بار بخوان.

6 - رعایت زمان دعا

گرچه درهاى رحمت الهى، همواره به سوى بندگانى که صادقانه ومخلصانه او را مى‏خوانند، باز است و خداوند، به آنها وعده پاسخ داده است، امّا امامان معصوم علیهم السلام به بعضى از زمانها و اوقات، عنایت بیشترى داشته‏اند و احتمال استجابت را در آن مواقع خاص، بیشتر دانسته‏اند. از آن جمله ماه مبارک رمضان بویژه شبهاى قدر، روز عرفه، روزهاى عید

فطر، قربان، غدیر و شبهاى جمعه ....

امام باقر علیه السلام فرمود: إِنَّ اللَّهَ تَعالى‏ یُنادى کُلَّ لَیْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ أَوَّلِ اللَّیْلِ إِلى‏ آخِرِهِ: الا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ یَدْعُونى‏ لِدینِهِ وَ دُنْیاهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُجیبُهُ ...

خداى بزرگ در هر شب جمعه از اول تا آخر شب از بلنداى عرش ندا دهد که آیا بنده مؤمنى نیست که امشب مرا براى دین و دنیاى خویش بخواند تا او را اجابت کنم.

در داستان حضرت یوسف علیه السلام است که وقتی حضرت یعقوب در سیماى فرزندان خود شرمندگى و پشیمانى از اعمال گذشته را به خوبى مشاهده کرد و چون میدید که وجدانشان ناراحت است و از عواقب سهمگین گناهان خود بیمناک و نگرانند، وعده استغفار داد و به آنان فرمود: به زودى براى شما از پروردگارم طلب آمرزش مى کنم. 
چنان که در روایات آمده است ، دعاى خود را موکل به  کرد که دعا در آن مستجاب مى شود و آن سحر روز جمعه بود و با این وعده اطمینان بخش خواست تا قلب آنان را به استجابت دعاى خویش محکم کند و خاطرشان را از نظر آمرزش ‍ خداى تعالى مطمئن سازد.

امام محمّد باقر علیه‏السلام فرمود: خداوند تبارک و تعالی از بندگان مؤمنش، آنهایی را بیشتر دوست دارد که بسیار دعا کننده باشند. بر شما باد که بین طلوع فجر تا طلوع خورشید دعا کنید؛ چون آن وقت، زمانی است که درهای رحمت الهی باز است و روزی‏ها تقسیم می‏گردد و خداوند نیازهای بزرگ را برآورده می‏کند

امام صادق علیه السلام فرمود: إِذا زالَتِ الشَّمْسُ فُتِحَتْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ أَبْوابُ الْجَنانِ وَ قُضِیَتِ الْحَوائِجُ الْعِظامُ ...

( به هنگام نیمروز، درهاى آسمان و بهشت گشوده مى‏شود و حاجتهاى مهم برآورده مى‏گردد.)

همچنین رسول اکرم صلی الله علیه و آله دعا در ماه مبارک رمضان را مستجاب دانسته و فرمود: «... وَ دُعاءُکُمْ فیهِ مُسْتَجابٌ ...

7 - توجّه به مکان دعا

جاى دعا کردن نیز در چگونگى استجابت دعا نقش دارد. مکان هر چه مقدستر باشد دعا به استجابت نزدیکتر است. مانند: مکّه معظّمه، مدینه منوّره، مشاهد مشرّفه امامان، مساجد، امامزاده هاى معتبر مزار گلگون شهدا و ....

امام رضا علیه السلام درباره دعا کردن در شهر مقدّس مکّه فرمود: «هیچ کس در این کوهها (مکّه) نایستاد (و دعا نکرد) مگر اینکه مستجاب شد. اما دعاهاى مؤمنان در امور آخرتشان و دعاى کفّار در امور دنیاشان به اجابت مى‏رسد.

درجوار قبر رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز دعا به اجابت مى‏رسد.

همچنین کنار مرقد مطهّر سیدالشهدا حسین بن على علیهما السلام از مکانهایى است که دعا مستجاب مى‏شود.

ابوهاشم جعفری می‌گوید: خدمت حضرت هادی علیه السلام رسیدم، در حالی که حضرت تبدار و مریض بود. پس رو به من کردند وفرمود: ای ابوهاشم! فردی از دوستان ما را بفرست تا به کربلا رفته، برای بهبودی من دعاکند. من نیز علی بن بَلال را دیدم و از او خواستم این وظیفه را انجام دهد. او در پاسخ گفت: اطاعت می‌کنم، ولی وجود مبارک حضرت هادی علیه السلام، از زمین کربلا برتر است؛ زیرا آن حضرت همانند کسی است که در کربلا دفن شده، و دعای ایشان نیز از دعای من در کربلا برتر است.

چون خدمت امام هادی علیه السلام رسیدم، سخن علی را به حضرت عرض کردم، فرمود: «به او بگو رسول خدا از کعبه و حجرالاسود بالاتر بود، ولی در اطراف کعبه طواف می‌کرد و به حجرالاسود دست می‌کشید.

8- دیگران را مقدم داشتن

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: من صلى به قوم فاختص نفسه بالدعاء دونهم فقد خانهم
( هر کس با مردم نماز بخواند وبراى خودش دعا کند به دیگران جفا کرده است.)

آیت الله علامه حسن زاده ى آملى ، مى نویسد وقتى نوشتن رساله ى امامت را به اتمام رساندم ، آن را به حضور شریف استاد علامه طباطبایى ، صاحب تفسیر المیزان رضوان الله تعالى علیه ، ارائه دادم و اظهار داشتم گاه گاهى که از درس و بحث خسته شدید به عنوان یک جلسه ى استراحت و به تعبیر عامه ى مردم زنگ تفریح این رساله ى ما را هم ملاحظه بفرمایید، ایشان لطف فرمودند و رساله را از اول تا آخر، کلمه به کلمه خواندند.
تا آن که پس از مدتى فرمودند از بطن تا خط آن را نگاه کردم و رساله حاضر است مدت دو ماه به درازا کشید تا ایشان رساله را مطالعه و بررسى کردند، وقتى به حضورشان رسیدم تا آن را تحویل بگیرم ، به من اعتراض کردند که در فلان جاى رساله دعاى شخصى در حق خودتان کرده اید، زیرا من در جایى از آن گفته بودم ، بار خدایا مرا به فهم خطاب محمدى اعتلا ده و این دعا را پس از بیان حدیثى و شرح آن آوردم
امام حسن علیه السلام مى فرمایند: مادرم زهرا علیها السلام شب هاى جمعه اصلانمى خوابیدند. از اول شب تا صبح در محراب عبادت خود پیوسته براى مومنین ومومنات دعا مى فرمودند. یک با از اوپرسیدم: اى مادر! چرا براى خود دعا نمى کنى همانگونه که به دیگران دعا مى کنى. مادرم فرمودند: فرزندم اول همسایه سپس براى خود.
 
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس چهل نفر از برادرانش را در دعا بر خود مقدم بدارد، سپس درباره خود دعا کند، دعایش درباره آنان. درباره خودش مستجاب مى شود.

ابراهیم بن هاشم می گوید: عبدالله بن جندب را در صحرای عرفات دیدم درحالی که دستها را به سوی آسمان بلند کرده بود و آب دیده اش بر روی صورتش جاری بود و بر زمین می ریخت. وقتی وقوف در عرفات به پایان رسید به او گفتم هیچکس را مثل تو در عرفات نیافتم. گفت به خدا قسم دعا نکردم مگر برای برادران ایمانی خودم، زیرا که از حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السلام ـ شنیدم که هر کس دعا به برادران مؤمن خویش کند از عرش ندا رسد که از برای تو صد هزار برابر او باد.
9- با زبان دیگران دعا کردن

خداوند به حضرت موسى علیه السلام وحى کرد که با دهانى پاک که با آن گناه نکرده اى: دعا کن ومرا بخوان. حضرت موسى علیه السلام عرض کرد: چگونه؟خداوند متعال فرمود: توبه وسیله دهان دیگران گناه نکرده اى: با دهان دیگران مرا بخوان ا یعنى به گونه اى رفتار کن تا مردم: شب و روز تو را دعا کنند

دعای پدر و مادر

یکى از دوستان مورد اعتماد نقل کرد که: روزى خدمت مرجع بزرگوار مرحوم آیه الله مرعشى نجفى بودم: ایشان فرمودند: مرجعیت من در اثر دعاى پدرم مى باشد، روزى مادرم: غذا آماده کرده بود فرمودند: بروبه پدرت بگوبیاید وغذا میل کند، من وقتى وارد اطاق مطالعه پدرم شدم:دیدم در اثر خستگى خوابشان برده است: دلم نیامد که اورا بیدار کنم واز طرفى چون مادرم امر کرده بود مانده بودم که چه کنم؟ تا این که به نظرم رسید کف پاى پدرم را ببوسم: هنگامیکه کف پاى پدرم را بوسیدم: ایشان از خواب بیدار شدند وچون متوجه شد که کف پاى اورا مى بوسم: با یک حالت خاصى فرمود: خداوند تورا مرجع کند

موانع اجابت‏ دعا

همان طور که عواملى موجب تسریع در اجابت دعا مى‏شود، عللى نیز مانع اجابت دعا مى‏گردند، که به شرح زیر است:

1_ گناه‏

گناه، دشمن دیرینه و خطرناک انسان و دور کننده او از نعمتهاى مادّى و معنوى است و مانع بزرگى در مسیر کمال او محسوب مى‏شود.

دعاى فرد گنهکار به اجابت نمى‏رسد و ناله‏هایش خریدار ندارد.

امام‏ باقر علیه السلام فرمود: انسان گاهى حاجتى دارد و از خدا طلب مى‏کند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبى وا مى‏گذارد، ولى بنده در این مدّت مرتکب گناه مى‏شود. خداوند به مأمور اجابت دعا امر مى‏کند: خواسته اش را اجابت نکن و او را از این لطف محروم نما که خشم‏ ما را برانگیخت و شایسته بى اعتنایى گردید.

در روایت آمده که در عهد حضرت موسى در بنى اسرائیل قحطى شدیدى به وجود آمد پس مومنین هفتاد مرتبه رفتند براى طلب باران دعا کردند ولى دعاهاى مستجاب نشد.

یک شب موسى رفت به کوه طور مناجات کرد و گریه کرد و عرض کرد: خدایا از تو سوال مى‏کنم به احترام حضرت رسول اکرم صلى‏الله علیه و آله که وعده فرمودى که در آخر الزمان او را مبعوث بفرمایى که باران رحمتت را بر ما نازل فرما.

خطاب رسید اى موسى تو نزد ما آبرومند هستى لکن در میان شما بنده‏اى هست که مدت چهل سال است که آشکارا معصیت مرا مى‏کند اگر او را از میان خود بیرون کنید من باران رحمت به شما نازل مى‏کنم.

حضرت موسى در میان صفوف جماعت فریاد مى‏زد: اى بنده‏اى که چهل سال است معصیت خدا را کرده‏اى از میان جمعیت ما بیرون شو تا خداوند باران رحمتش را بر ما نازل فرماید که بواسطه تو رحمتش را از ما قطع کرده آن مرد گنه کار نداى حضرت موسى را شنید و دانست که او مانع از نزول رحمت الهى است به نفس خود گفت: چه کنم اگر بدانم در میان این قوم خداوند بواسطه من رحمتش قطع مى‏کند و اگر در میان آنها بیرون بروم مرا مى‏شناسند و در میان بنى اسرائیل رسوا مى‏شوم.

بعد توى فکر فرو رفت و از راه دل با خدا عرض کرد: الهى به علت نادانى خودم تو را معصیت کردم حالا آمدم به درگاه تو در حالى که توبه کننده و پشیمانم، پس مرا قبول بفرما، هنوز سخن مرد توبه کننده تمام نشده بود که ابرى ظاهر شد باران زیادى آمد.

حضرت موسى عرض کرد: خداوندا تو باران رحمتت را بر ما نازل کردى و حال آنکه یک نفر از میان این جماعت بیرون نرفت.

خطاب رسید: اى موسى همان کسى که به خاطر او رحمتم را از شما قطع نمودم حالا بواسطه او رحمتم را نازل کردم.

حضرت موسى علیه السلام عرض کرد: خداوندا به من نشان بدهید آن بنده را، خطاب رسید اى موسى من او را در حالتى که معصیت مى‏کرد رسوا نکردم حالا که توبه کرده رسوا مى‏نمایم، این بود الطاف خداوند نسبت به بندگان خود

لقمه حرام مانع است

شخصى خدمت رسول خدا آمد و گفت: دوست دارم که دعایم مستجاب شود، حضرت به وى فرمود: «طَهِّرْمَأْکَلَکَ وَلا تُدْخِلْ بَطْنَکَ الْحَرامَ.

( خوراک خود را پاکیزه کن و غذاى حرام نخور.)

پادشاهى بود که هر وقت بر مردم ورعیت ظلم وستم مى کرد، مردم اورا نفرین مى کردند وآن پادشاه به بلامصیبت گرفتار مى شد، سلطان از استجابت دعاى مردم تعجب مى کرد، براى همین از اطرافیان وآگاهان دعوت بعمل آورد وراه وچاره خواست: آنها گفتند اگر مى خواهى دعاى آنها به هدف اجابت نرسد باید غذاى حرام به آنها بخورانى.
پادشاه دستور داد مواد غذایى فراوانى را که به مخلوط به حرام بود تهیه کنند وبه عنوان هدیه از طرف سلطان به مردم بدهند از آن پس سلطان هر چه قدر به مردم ظلم وستم کرد وآنها پادشاه را نفرین مى کردند دعاهایشان به اجابت نمى رسید ونفرین آنها مؤ ثر واقع نمى شد

ب- تقاضاى امر محال و یا غیرجایز

اجابت دعا از جانب خداى سبحان پس از حصول شرایط در صورتى است که آنچه از خدا خواسته ایم شدنى و ممکن باشد و نامشروع نباشد.

به عبارت دیگر، دعا در مسیرمصلحت خلقت انجام گیرد و دعاى انحرافى نباشد. از حضرت على علیه السلام سؤال شد: «فَأَىُّ دَعْوَةٍ أَضَلُّ؟ قالَ: الدَّاعى‏ بِما لا یَکُونُ»

( کدام دعا گمراهى است؟ فرمود: دعا کردن و خواستن کارهاى نشدنى و غیر ممکن.)

ج- عدم مصحلت‏

توانایى و قدرت خدا در انجام خواسته بندگان، مورد تردید نیست، ولى گاهى مى‏شود بنده، چیزى را مى‏خواهد که به مصلحت او نیست، در حالى که خود نمى‏داند و خداوند که به همه جوانب زندگى‏اش آگاه است، به دلیل لطفى که به بندگانش دارد، آن دعا را مستجاب نمى‏کند: «عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.

چه بسا چیزى بر شما ناگوار و ناخوشایند باشد، در حالى که خیر و صلاح شما در آن است (و شما نمى‏دانید) و همچنین شاید چیزى را دوست بدارید که ضرر شما در آن باشد و خدا آگاه است و شما بى‏خبرید.

وقتى حضرت خاتم الامبیاء صلى الله علیه و آله و سلم با اصحاب در صحرا به شخصى که صاحب گله بود رسیدند از او شیر خواستند که بخرند، این شخص بى سعادت بخل کرد و گفت: مال قبیله است، حضرت فرمود که خدایا مالش را زیاد کن.
حضرت رسیدند به دیگرى به همین ترتیب اما ادب کرد و شیر آورد و عرض کرد اگر مى خواهید باز هم بیاورم، حضرت دست به دعاء برداشت که خدایا به محمد و آل او و مؤمنین را به اندازه رفع حاجتشان عنایت بفرما، اصحاب عرض کردند یارسول الله براى هر دو دعاءکردید آنکه بخل ورزید دعا کردید خدا مالش را زیاد کند اما به این شخص به اندازه رفع حاجتشخدا به او عنایت کند فرمود مال زیاد بلا هم مى شود.

د- مهیا نبودن شرایط و زمان اجابت‏

مناسب نبودن زمان و شرایط از جمله موانع اجابت دعاست. چه بسا شخص دعاکننده، گمان کند که خواسته‏اش رد شده و ناامید گردد، در حالى که نباید قطع امید کند. امام صادق علیه السلام فرمود: «إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَدْعُو فَیُؤَخَّرُ إِجابَتُهُ إِلى‏ یَوْمِ الْجُمُعَةِ.

مؤمن دعا مى‏کند و خداوند اجابت آن را تا روز جمعه عقب مى‏اندازد.

و - خواست خدا

و در «کافى» از حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام روایت مى‏کند که:

إنَّ العَبدَ لَیَدعُو، فَیَقولُ اللهُ [عَزّوجَلَ‏] لِلمَلَکَینِ: قَدِ استَجَبتُ لَهُ ولَکِنِ احبِسُوهُ بِحاجَتِهِ، فَإنِّى احِبُّ أن أسمَعَ صَوتَهُ! و إنَّ العَبدَ لَیَدعُو، فَیَقولُ اللهُ تَبارَکَ و تَعالَى: عَجِّلُوا لَهُ حاجَتَهُ فَإنِّى ابغِضُ صَوتَه‏

(زمانى که بنده مؤمن دعا کند خداى متعال به دو ملک او مى‏گوید: من دعاى او را اجابت کردم ولیکن حاجت او را فعلًا ندهید زیرا من دوست دارم که صداى او را مرتّب بشنوم. و نیز بنده دیگرى هست که وقتى دعا مى‏کند خدا به ملائکه‏اش مى‏گوید: زود حاجت او را بدهید زیرا من نمى‏خواهم صداى او را دگر بار بشنوم.)

در حدیث قدسی است که ای داوود اى بسا من بنده اى را بیمار مى کنم ، در نتیجه نماز و عبادت او کم مى شود ولى صداى آن که مرا در حال غم و اندوه صدا مى کند، براى من دوست داشتنى تر از نماز نمازگزاران مى باشد. اى بسا بندگانى هستند که مرا عبادت مى کنند و من آن نماز را به روى آنان مى زنم و در میان خودم و صداى او حجابى قرار مى دهم تا صداى او را نشنوم .
اى داود! مى دانى این شخص چه کسى است ؟ این شخص کسى است که به حرم مؤ منان با نظر فسق نگاه مى کند. او کسى است که اگر متصدى امرى باشد با ستم کردن مردم را مى زند.

ه - ذخیره آخرت

مرحوم شهید در مسکن الفواد نوشته شده است: یک خانمى هر سال بچه سقط مى کرد، حدود ده تا بچه سقط کرد، یک شبى با خدا راز و نیاز کرد، گفت: اى خدا! من ده تا بچه زائیدم اما یکى را هم ندارم: درد زائیدن وسقط شدن بچه را دارم اما بچه ندارم: مقدارى از خدا گله کرد، آن خانم شب خواب دید که مى خواهد وارد یک قصر فوق العاده زیباى بشود، اما راهش نمى دهند، گفتند، این قصر مال تواست: اما نه حالابلکه بعد از مردنت.
مامور قصر گفت: که خداوند این قصر را براى ریاضت هاى که کشیده اى براى توخلق کرده است.
محوم شهید مى فرماید: چون خانم از خواب بیدار شد، از فرط خوشهالى مى گفت: خدا! من حاضرم در سال دوسه مرتبه سقط کنم.
ما متوجه نیستیم والامى گفتم اى کاش اصلادعاهاى ما مستجاب نمى شود تا اینکه اجرش را در روز قیامت به ما مى دادند، با اینکه در روز قیامت مى گوئیم خدایا اى کاش مصیبت ما در دنیا بیشتر بود یا بلاهاى ما بیشتر بود                       

در تفسیر «مجمع البیان» آورده است که:

قیلَ لإبراهیمَ بنِ أدهَمَ: ما بالُنا نَدعو اللهَ سُبحانَهُ فَلا یَستَجیبُ لَنا؟ فَقالَ: لأنَّکُم عَرَفْتُم اللهَ فَلَم تُطیعُوهُ، و عَرَفتُمُ الرَّسولَ فَلَم تَتَّبِعوا سُنَّتَهُ، و عَرَفتُمُ القُرآنَ فَلَم تَعمَلوا بِما فِیه، و أکَلتُم نِعمَة اللهِ فَلَم تُؤَدّوا شُکرَها، و عَرَفتُمُ الجَنَّة فَلَم تَطلُبوها، و عَرَفتُمُ النّارَ فَلَم تُهرِبوا مِنها و عَرَفتُمُ الشَّیطانَ فَلَم تُحارِبوهُ و وافَقتُموهُ و عَرَفتُمُ المَوتَ فَلَم تَستَعِدّوا لَه، و دَفنتُمُ الأمواتَ فَلَم تَعتَبِروا بِهِم، و تَرَکتُم عُیوبَکُمْ و اشْتَغَلتُم بِعُیوبِ النَّاس‏

(به ابراهیم بن ادهم گفته شد: چه شده است ما را که خدا را مى‏خوانیم ولى او اجابت نمى‏کند؟ در جواب گفت: زیرا شما خدا را شناختید ولى اطاعتش نمى‏کنید، و رسول او را شناختید ولى از سنّت و سیره‏اش پیروى نمى‏کنید، و قرآن را شناختید ولى به مضامین آن توجّهى ندارید، و نعمت خدا را مى‏خورید ولى شکر او را بجاى نمى‏آورید، و بهشت را یقین دارید امّا بسوى او حرکت نمى‏کنید، و جهنّم را مى‏دانید ولى از آن فرار نمى‏کنید و شیطان را شناختید ولى با او مقابله نمى‏کنید، بلکه با او موافقت مى‏کنید، و موت را مى‏دانید ولى خود را آماده براى آن نمى‏کنید، و اموات خود را دفن مى‏کنید ولى خود عبرت نمى‏گیرید، عیب‏هاى خود را فراموش کرده در جستجوى عیوب دیگران هستید)

شفاعت امام حسین

یکى از شاگردان علامه نقل کرده است : شنیدم وقتى در عتبات بودند به توسل و بکا بر امام حسین علیه السلام و شرکت در مجالس عزادارى مراقبت داشتند، و در دستورات اخلاقى خود به نقل از اساتیدشان مى فرمودند:
هیچ کس به هیچ مرتبه اى از معنویت نرسید و گشایش و فتح بابى نکرد مگر در حرم مطهر امام حسین علیه السلام و یا در توسل به آن حضرت.

مفضل از امام رضا علیه السلام  روایت مى کند که هنگامى که ابراهیم ماءموریت یافت به جاى فرزندش اسماعیل ، قوچى بهشتى را قربانى کند از خداوند درخواست نمود تا همچنان بتواند اسماعیل را در راه او ذبح نماید تا به بالاترین درجات معنوى افراد مصیبت دیده در راه معبود دست یابد.
خداوند در پاسخ ابراهیم فرمود: محبوب ترین بندگان من در نزد تو کیست ؟
ابراهیم گفت : خداوندا! کسى را محبوب تر از حبیبت محمد صلى الله علیه و آله و سلم  نیافته ام . خداوند به او وحى فرمود: آیا محمد صلى الله علیه و آله و سلم  نزد تو محبوب تر است یا نفس خودت ؟
حضرت ابراهیم عرض کرد: او را از نفس خویشتن نیز بیشتر دوست مى دارم .
خداوند فرمود: فرزند محمد صلى الله علیه و آله و سلم  نزد تو محبوب تر است یا فرزند خودت ؟
ابراهیم عرض کرد: بلکه فرزند او محبوب تر است .
خداوند فرمود: آیا کشته شدن مظلومانه فرزند محمد صلى الله علیه و آله و سلم  به دست دشمنانش قلب تو را بیشتر به درد خواهد آورد یا اینکه فرزندت را به دست خویش در راه اطاعت من سر ببرى ؟
ابراهیم عرض کرد: خداوندا! کشته شدن مظلومانه فرزند او به دست دشمنانش قلب مرا بیشتر به درد مى آورد.
سپس خداوند به ابراهیم فرمود: اى خلیل من ! به زودى گروهى که ادعا مى کنند از شیعیان آن بزرگوار هستند، حسین بن على را همانند گوسفند سر خواهند برید اما دیرى نخواهد پایید که مستوجب خشم من خواهند گشت .
ابراهیم از آنچه شنید بسیار آزرده خاطر شد و شروع به گریه و زارى نمود.
آنگاه خداوند به او فرمود: به پاس ناله و گریه ات بر حسین ، اسماعیل را به تو بخشیدم و پاداشى بس بزرگ را به خاطر حزنت بر مصیبت اهل بیت به تو ارزانى داشتم و فدیناه بذبح عظیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد

ارسال نظر و طرح سوال

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.