گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه


إحرام محرّم، قسمت دوّم (استقبال از ماه محرّم)

حجت الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی بر اساس سنت معصومین و سیره استاد بزرگوارشان حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه برای استقبال از ماه محرم و عزاداری بر سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام در دو مقاله مطالبی را تحت عنوان آداب و لوازم عزاداری بیان کردند که قسمت دوم آن تقدیم می گردد

بسم الله الرحمن الرحیم

إحرام محرّم، قسمت دوم ( آداب حضور در ماه محرم)

قسمت دوم

شرکت در جلسات باید همراه با ادب و تواضع باشد و هنگام ورود هر جایی که ممکن بودنشست گرچه توصیه بزرگان این است که بهتر است در جایی که پایین جلسه محسوب می شود نشست.

در ارادت سیدنا الاستاد به مجالس سید الشهداء علیه السلام و عزاداران همین بس که همیشه دم درب وردی می نشستند و تا جاییکه توان داشتند به احترام تازه واردان می ایستادند و اواخر که به علت پا درد و کمر درد نمی توانستند زیاد بلند شده و بنشینند به فرزند بزرگشان امر کرده بودند که در کنار ایشان دم درب بنشینند و به احترام واردین بلند شوم.

یکى از شاگردان مرحوم علامه طباطبایی رحمة الله علیه نقل کرده است :شنیدم وقتى در عتبات بودند به توسل و بکا بر امام حسین علیه السلام و شرکت در مجالس عزادارى مراقبت داشتند، و در دستورات اخلاقى خود به نقل از اساتیدشان مى فرمودند: هیچ کس به هیچ مرتبه اى از معنویت نرسید و گشایش و فتح بابى نکرد مگر در حرم مطهر امام حسین علیه السلام و یا در توسل به آن حضرت .

شخص دیگری نقل می کرد: با این که حضور ایشان عظمتى به مجلس مى داد، ولى در مجلس ‍ سوگوارى براى سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام همچون افراد عادى شرکت مى کرد و در مجلس آن چنان شدید گریه مى کرد، بطورى که دانه هاى درشت اشک از چشمانش سرازیر مى گردید.

فرزند مرحوم قاضی رحمة الله علیهما نقل می کنند: مرحوم قاضی روضه های هفتگی داشت و مقید بودند دم درب می نشستند و کفش ها را جفت می کردند می گوید:

خودشان بلند می شدند کفش ها را پاک می کردند. برخی ها هم نمی آمدند می گفتند این آقا نباید این کارها را بکند، نباید جلوی یک کوچکی بلند شود و کفش او را پاک کند و این کار برای یک شخص محترم اهل علم خوب نیست که بلند شود برای یک جاهلی این کارها را بکند. آقای قاضی می گفتند: من هر چه هستم، هستم ولی اباعبدالله علیه السلام بدانند که من این کار را برای خودشان کرده ام.

مرحوم آقای خویی رحمة الله علیه می گفتند: من هر وقت می رفتم مجلس آقای قاضی، کفش هایم را می گذاشتم زیر بغلم که مبادا کفشم آن جا باشد که آقای قاضی بیاید کفش را تمیز یا جفت کند.

نشستن بر سفره های نذری این ماه بسیار با برکت و موجب تصفیه ظاهر و باطن است و باید دانست که همه بر خوان کرم و کرامت و احسان حضرت ابی عبد الله هستیم

خواندن زیارت عاشورا همراه با نماز زیارت مورد سفارش بزرگان بوده و بهتر است این عمل در دو ماه محرم و صفر آن هم در بین الطلوعین و به جای دعای صباح امتداد یابد.

نظر مرحوم سیدنا الاستاد این بود که نماز زیارت عاشورا قبل از آن خوانده شود و احتیاطا بعد از آن هم دوباره خوانده شود.

مـرحـوم عـلامـه طـبـاطـبـایـى رحمة الله علیه از آیـت الله سـیـد عـلى قـاضـى اعلی الله مقامه الشریف چـنـیـن نقل فرموده اند: اگر من به جایى رسیده باشم ، از دو چیز است : قرآن کریم و زیارت سیدالشهداء صلوات الله علیه

زیارت مشاهد مشرفه مخصوصا حرم ائمه سلام الله علیهم و قبر بی بی حضرت معصومه سلام الله علیها و حضرت سیدالکریم عبد العظیم حسنی علیه السلام بسیار خوب است

باید سالک الی الله به مجالسی برود که در آن مجالس معارف حقه توحیدیه و ولایت و معرفت اهل بیت گفته می شود و مداحان و روضه خوان ها از اشعار مورد نظر استفاده می کنند و به گونه باشد که در مراجعت بر او افزده شده باشد و احساس سبکی و رقاء و رشد و حتی انبساط در نفس داشته باشد و باید به مقداری در مجالس ماند که رغبت و شوق در انسان تمام نشود و میل هنوز باشد

پوشیدن لباس سیاه در هر حالی مکروه است و نظر حضرت استاد اعلی الله مقامه الشریف نیز بر این بود و می فرمودند ادله کراهت پوشیدن لباس سیاه نسبت به حتی عزای سید الشهداء علیه السلام هم تخصیص نخورده و شاهد مهم آن سیره خود معصومین است که با وجود عدم تقیه در بکاء و گریه بر حضرت و ذکر مصائبشان هیچگاه در هیچ روایتی اصحاب را تشویق به سیاه پوشی ننموده و در هیچ روایتی از ایشان نقل نشده که به جهت عزای آن حضرت سیاه پوشیده باشند با آنکه رنگ سیاه در عرب نیز نشانه عزا بوده است.

البته روایتی دال بر سیاه پوشیدن زنان بنی هاشم در اولین سال پس از شهادت امام حسین علیه السلام وجود دارد که امام زین العابدین از آن منعی نکردند که البته این روایت اگر هم دلالتی داشته باشد فقط بر جواز و عدم کراهت دلالت دارد نه بر استحباب.

البته باید به این نکته خوب توجه داشت که پوشیدن لباس حزن در ایام عزا امری مطلوب است و موجب تعظیم شعائر می گردد اما سخن در این است که این لباس حزن منحصر در رنگ سیاه نیست و انسان می توان از رنگ های تیره استفاده کند خود سیدنا الاستاد در ایام عزا از البسه تیره استفاده می کردند و دیگران را بدان تشویق می نمودند.

بنابراین خوب است در این دو ماه محرم و صفر مخصوصا دهه اول ماه محرم از پوشیدن لباس های متنوع و رنگارنگ به جهت ادب و تواضع پرهیز شود چرا که نوع لباس و مخصوصا رنگ آن اثر مستقیمی بر قلب دارد و این حقیقت در روایات ماه آمده است.

از شرکت در مجالس و میهمانی هایی که مراعات شأن و عظمت و عزت ائمه سلام الله علیهم نمی شود باید پرهیز شود اما صله رحم تا جایی که حدود ادب الهی را بر هم نزند اشکالی ندارد.

نباید در این ایام برای دیگران هدیه و کادو برد و اگر اینگونه امور ضروری می نماید باید از وسایلی باشد که با عزا تناسب داشته باشد مانند قابی از آیات قرآن و یا برخی از خطب حضرت امام حسین علیه السلام.

متاسفانه در خیلی از حتی مجالس سیدالشهدا رسم شده که با شیرینی از عزاداران و میهمانان پذیرایی می شود این عمل صحیح نیست و خوب است ترک شود باید محتوای پذیرایی چیزی باشد که متناسب با جلسات عزاست نه جلسات سرور و عروسی و غیره

 سیدنا لاستاد علامه رحمة الل علیه از خوردن آجیل و شیرینی و تنقلات در دو ماه محرم و صفر نهی می کردند و معمولا در منازل سالکین و شاگردان ایشان در این دو ماه از این جور خوردنی ها خبری نبود و از جلو چشم هم دور می شد.

در کل دو ماه محرم و صفر و در ایام شهادت ها باید حال حزن و عزا را حفظ کرده و از هر کاری که منافات با این حال دارد اجتناب نمود.

مرحوم علامه در این دو ماه و ایام شهادت ائمه علیهم السلام مطلقاً شیرینی میل نمی‌فرمودند و اگر کسی هم می‌آورد رد می‌کردند و تذکر می‌دادند که در این ایام نباید شیرینی مصرف نمود و به خانواده و شاگردانشان هم دستور داده بودند از شیرینی اجتناب کنند.

فرزند بزرگ علامه طهرانی، نقل می کنند: یک بار یکی از شاگردانشان از چند روز قبل به طرف مشهد حرکت کرده و با خود شیرینی آورده بود و وقتی به مشهد رسیده بود مصادف با یکی از روزهای شهادت بود. در همان روز مقداری شیرینی دم منزل آورد. وقتی حقیر خدمت ایشان بردم خیلی متاثر شدند و فرمودند اینها را به ایشان پس بدهید و بگوئید تا عمر دارند دیگر برای منزل ما چیزی نیاورند. اگر روز رحلت پدرشان هم بود برای کسی شیرینی می‌بردند؟ آیا نباید انسان این قدر توجه و مراقبه داشته باشد که در ایام حزن اهل بیت علیهم السلام از شیرینی که نشانه سرور است اجتناب کند؟! (کتاب نور مجرّد)

در زیارت عاشورا مى‏خوانیم: اللهم ان هذا یوم تبرکت به بنو امیه

( خدایا این روز، روزى است که آن را بنى امیه مبارک ومیمون دانستند) و در فراز دیگرى مى‏خوانیم: هذا یوم فرحت به آل زیاد وآل مروان بقتلهم الحسین....

( و این روزى است که آل زیاد و آل مروان به خاطر این که حسین را کشتند به آن مسرور شدند)

باید محیط خانه و سر میزها از چنین چیزهایی خالی باشد و دیگران را به این امر دعوت کرد و بچه را اینچنین تربیت نمود و علت آن را گوشزد کرد. البته گاهی بعضی از مواد غذایی جنبه دارویی و تقویتی و درمانی دارد که هر چه که باشد از بحث ما خارج است.

درباره رابطه زناشویی نیز باید گفت که اگر این امور به قصد تحصیل آرامش خاطر و حضور قلب و دوری از معصیت باشد امری عبادی است و منافاتی با ایام عزا ندارد ولی اگر به قصد تلذذ محض باشد منافی حال عزا بوده و بهتر است ترک شود.

یکی از بهترین و کارساز ترین اعمال برای مومنین و سالکین راه خدا در این ایام انفاق و اطعام برای سیدالشهدا علیه السلام است که حتی در روایتی داریم که حضرت موسی به این مطلب سفارش شد و ایشان از همان زمان برای حضرت نذری می دادند.

حضرت موسى علیه السلام در مناجات خود عرض کرد: خدایا به چه جهتى امت پیغمبر آخر الزمان را بر سائر امتها فضیلت و شرافت دادى ؟!خداوند متعال فرمود: بواسطه ده صفت خوبى که دارند. عرض کرد: آن ده خصلت و خوبى کدامند که بنى اسرائیل را به آن امر کنم که انجام دهند؟! پروردگار متعال فرمود: نماز و زکوة و روزه و حج و جهاد و جمعه و جماعت و قرآن و علم و عاشوراء. حضرت موسى  علیه السلام عرض کرد: خدایا عاشورا چیست ؟!

خطاب رسید: گریه و عزادارى و مرثیه خوانى در مصیبت فرزند مصطفى صلی الله علیه و آله است ، اى موسى هر کس از بندگانم که در آن زمان گریه و عزادارى کند و بر فرزند مصطفى صلى علیه وآله مهموم و مغموم گردد، بهشت را براى او جاودان قرار دهم و هر بنده اى که مال خود را در محبت فرزند پیغمبر صرف نماید از هر چه باشد از طعام و .... من به او برکت دهم و در برابر هر درهمى که خرج کرده هفتاد برابر به او عنایت کنم . و او را عافیت دهم و او را از گناهانش مى آمرزم تا وارد بهشت شود.

قسم به عزت و جلالم هر کس که در روز عاشورا یا در غیر آن یک قطره اشک براى حسینم بریزد، ثواب صد شهید را براى او مى نویسم .( مجمع البحرین لغت عشر )

خوب است برای این منظور نیت را خالص کرد و بهترین راه آن این است که بدون هیچگونه اسم و رسمی این عمل را انجام داد و وجهی را که مورد نظر است به کسانی که مورد اعتماد هستند داد تا در جای مقتضی صرف کنند متاسفانه مجالس اطعام در بعضی از جاها تبدیل به مراسم چشم و هم چشمی و فخر و کسب اعتبارات دنیوی و مجازی شده است که بهره انسان را بسیار کم می کند و آنچیزی که هدف وغرض از این مساله هست به دست نمی آید.

در برگزاری مجالس اطعام باید عزت جلسات حفظ شود از بهترین ارزاق استفاده شود باید با نظر بلند و عزت و دستی گشاده عمل کرد و حتی بهتر از آنچه که در منزل استفاده می شود خرج کرد و خدا می داند چه برکاتی را نصیب می کند که در داستان سیدالشهدا کمتر عملی به درجه این عمل برسد و البته کم و زیاد اصلا مهم نیست. اسراری در اینجاست که بماند

به توصیه سیدنالاستاد خوب است محور مطالعات در این ایام مخصوصا برای فضلا و طلاب، فضایل و مناقب و هر آنچه که مربوط به حضرت امام حسین است باشد و بهتر است که کتاب شریف لمعات الحسین علیه السلام نوشته مرحوم علامه طهرانی در این ایام مورد مطالعه باشد برای مقتل از کتاب مقتل مقرم و لهوف استفاده شود

باید به تمام شرکت کنندگان به مجالس اهل بیت مخصوصا سیدالشهدا علیهم السلام به دیده ادب و احترام نگریست و نیت و عمل آنان را با هر ظاهری که هستند حمل بر صحت نمود و حتی به آنان کمال خدمت را مبذول داشت ما از باطن و نیت افراد و ربط آنان با خدای خود و وصلشان با حضرت سیدالشهدا علیه السلام چه خبر داریم همین قدر بدانیم که دستگاه امام حسین علیه السلام خاص است و در بعضی موارد با ملاکات و معیارهای ظاهری ما نمی سازد

مرد خدا ، مرحوم شیخ عبدالله بختیاری ( مشهور به پیاده ) می فرمود : شخصی در نجف در مجالس امام حسین شرکت می نمود اما اصلاً گریه نمی کرد چون برای چای و سیگاری که در این مجالس به شرکت کنندگان می دادند حاضر می شد ، نه برای مصیبت شنیدن و گریستن ! من هم هرگاه او را می دیدم خیلی ناراحت می شدم .

هنگامی که به ایران بازگشتم دیدم او هم به ایران آمده و همان برنامه ی نجف خود را در ایران هم انجام می دهد ! ( یعنی تنها برای چای خوردن به روضه می آمد ) پس از مدتی از دنیا رفت و من در خواب دیدم او در باغی سرسبز و خرم و بسیار خوشحال بود ! گفتم : تو این جا چه کار می کنی ؟!  گفت: این باغ را امام حسین به من داده است ؛ پس از مرگم سیدالشهداء آمد و دستم را گرفت و فرمود : فعلاً برو در این باغ تا فردای قیامت هم جائی که در بهشت برایت معین کرده ام ، به تو بدهم!

من گفتم : آخر تو که گریه نمی کردی ! او پاسخ داد : بله ؛ اما آیا تو دیدی من چای دیگری را بخورم؟! من تنها چای امام حسین را می خوردم.

همانطور که گذشت مرام سیدنا الاستاد بر این بود که برای تمام آنچه که نوعی ارتباط با حضرت سید الشهداء علیه السلام داشت حرمتی خاص قائل بودند. اعم از مجلس آن حضرت و یا مکانی که در آن عزاداری می شد یا در و دیوار حسینیه و خیمه عزا یا کتیبه هایی که به نشانه عزا نصب می گشت یا حتی غذایی که یاد آن حضرت طبخ می شد.

همه این امور را متعلق به آن حضرت و محترم و مبارک می دانستند. به همین منوال برای عزاداران آن حضرت و شرکت کنندگان در مجالس عزا نیز احترامی مخصوص می نمودند و علی رغم آنکه برخی از انحاء عزاداری را چون قمه زنی و در آتش رفتن خودشان انجام نمی دادند و دیگران را به آن تشویق نمی کردند ولی به کسانی که از سر عشق و محبت آن حضرت به این کارها دست می زدند به جهت ارتباطشان به حضرت احترام می گذاشتند و البته وقتی از حکم شرعی این موارد از ایشان سوال سوال می شد معمولا سکوت می کردند و از جواب دادن اباء داشتند.

یکی از آداب و مصادیق احترام گذاشتن به عزای سیدالشهدا علیه السلام تعطیل کردن کسب و کار و حتی مطالعه در روز عاشوراست

در روایت است که مَن تَرَکَ السَّعى فى حَوائِجِه یَومَ عاشُورا قَضى اللّهُ لَهُ حَوائِجَ الدُّنیا وَ الآخِرة. (علل الشرایع، ج 1، ص 227).

( هر که کارهاى دنیوى خود را در روز عاشورا ترک کند، خداوند حوائج دنیا و آخرت او را برآورده مى‏سازد.)

روز عاشورا روز تسلیت دادن قلب امام زمان علیه السلام است و مومنین مناسب است که به یکدیگر تسلیت گویند

راوی می گوید: امام باقر علیه السلام  فرمودند: زیارت حسین علیه السلام در روز عاشورا از مسافت نزدیک یا دور خوانده شود، سپس، برای حسین علیه‏‌السلام گریه و زاری کند و به کسانی که در خانه‌اش هستند و از آن‌ها تقیه نمی‏‌کند دستور دهد که برای او بگریند ... و در سوگ حسین به یکدیگر تسلیت گویند ... عرض کردم: چگونه به همدیگر تسلیت بگوییم؟ حضرت فرمود: بگویید:

عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ ع وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَأْرِهِ مَعَ وَلِیِّهِ وَ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّد. (وسائل‏الشیعة ج14 ص 509)

(خداوند اجر ما را به سبب مصیبتی که از حسین به ما رسیده بزرگ گرداند و ما و شما را از کسانی قرار دهد که در کنار ولیّ دم او، امام مهدی از خاندان محمّد علیهم‏ السلام، به خونخواهی او برمی‏‌خیزند)

دستور سیدنا الاستاد به کسبه در این ایام این بود که در روزهای شهادت ائمه اطهار علیه السلام کسب خود را تعطیل کنند و بر در مغازه بنویسند که مثلا به علت شهادت امام هادی علیه السلام امروز مغازه تعطیل است و در عزای سید الشهداء علیه السلام نیز می فرمودند از روز هشتم محرم تا دوازدهم به مدت پنج روز حتما کسب و کار را تعطیل نمایند و اگر در جایی شاغل هستند این پنج روز را مرخصی بدون حقوق بگیرند.

این ایام ایام حزن و اندوه امام زمان علیه السلام است

در این ایام به موجب روایات امام زمان عجل الله تعالی فرجه نیز مدام بر سید الشهداء اشک مى‏ریزد و مى‏گوید :

( اى جد بزرگوار! روزگار مرا به تأخیر انداخت و نتوانستم به یارى تو بشتابم وبا دشمنانت پیکار کنم در عوض: «فلاندبنک صباحاً و مساءً و لأبکین لک بدل الدموع دما حسرة علیک...  هر صبح و شام بر مصائب تو گریه مى‏کنم، اگر اشک چشمم تمام شود، به جاى آن خون مى‏گریم. ) (بحار الانوار: ج 98 ص .320)

در پایان حکایتی را به منظور ترغیب دل ها و تقرب قلب ها به محضرت امام زمان علیه السلام در ایام عزای جدشان امام حسین علیه السلام تقدیم می دارم:

رسم این بوده که علمای شیعه مقیم نجف اشرف روز عاشورا پیاده به کربلا مشرف می شدند. در بین راه محلی وجود دارد به نام «طویرج» که چهار فرسخ با کربلا فاصله دارد و در این روز دسته های سینه زن از آنجا به طرف کربلا حرکت می کنند و علما و مراجع به آنها ملحق شده و با آنان سینه می زنند.

حضرت علامه سیّد مهدی بحرالعلوم افاض الله علینا من برکاته المنیفه با عده ای از طلاب به استقبال دسته سینه زنی طویرج رفتند. عشق واقعی در وجود اینان موج می زد. اول و آخر دسته به چشم نمی آمد. همه بر سر و سینه می زدند و هر آن شور و شوقشان موج می شد و اوج می گرفت و طنین آن در فضا شکسته می شد و حال تماشاچیان را منقلب می کرد.

صدای ضجه و مویه از هرطرف شنیده می شد. ترنم آهنگ دلنشین غریبانه مرثیه خوان با ضرب آهنگ دست عزاداران بر سینه های برهنه شان هماهنگ شده بود.خدا در جان و تنشان روح عشق حسینی بودن را دمیده بود.

ناگهان علامه بحرالعلوم، مجتهد طراز اول جهان تشیع، مثل سایر سینه زنها لخت شده و میان جمعیت رفت و به سینه زنی پرداخت. برای لحظاتی همه غافلگیر شدند. طلاب هرچه می کردند تا مانع بروز احساسات ایشان شوند، کاری از پیش نبردند.

علامه خود را به دریا سپرده بود. ضجه می زد و موهای ژولیده اش همراه خاک و خس آشفته شده بود.عمامه از سرش افتاده بود. ناچار چند تن از شاگردان قوی هیکل و خوش اندام ایشان، اطراف وی را می گیرند که مبادا زیر دست و پا بیفتند و آسیب ببینند.

شام غریبان، یکی از شاگردان ایشان به نام «سلماسی» که شاگرد مخصوص ایشان بود از علامه پرسید: شما را به صاحب این شب مقدس سوگند می دهم به من بگویید چه شد که شما بی اختیار وارد دسته سینه زنی شدید و آنگونه به عزاداری پرداختید؟

علامه اشکهایش را پاک کرد و گفت: وقتی به دسته سینه زنی رسیدم، دیدم حضرت بقیة اللّه ، عجّل اللّه تعالی فرجه، با سر و پای برهنه میان سینه زنها به سر و سینه می زنند و گریه می کنند. من هم نتوانستم طاقت بیاورم. پس در خدمت آن حضرت مشغول سینه زدن شدم.

رَبَّنا احْشُرْنا مَعَ الْحُسَیْنِ وَ الْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ؛ رَبَّنا وَ تَقَبَّلِ الدُّعآءَ.

ارسال نظر و طرح سوال

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.