گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه


حکایات (ذکر لقب "علّامه" بر مرحوم علّامه طهرانی ره)

ممکن است در انظار عمومی این سوال مطرح شود که با توجه به اینکه اولیاء و عرفای بالله از هر گونه لقب و شهرت و عنوانی اجتناب می کردند پس چگونه است که مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه حتی در زمان حیات راضی شدند تا تمام مولفات و کتاب های ایشان به عنوان علامه آیة الله نوشته شود؟ روزى مرحوم علّامه طهرانى رحمة الله علیه در اینباره فرموده بودند:

بسم الله الرحمن الرحیم

از ملکوت (ذکر لقب "علّامه" بر مرحوم علّامه طهرانی ره)

منبع: یادداشتی از حجت الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

در روایت است رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم داخل مسجد شدند، که دیدند گروهى از مردم گرداگرد مردى را گرفته‏اند و به دور او جمع شده‏اند.حضرت فرمودند: این شخص کیست؟! گفتند: علّامه است. فرمودند: منظور شما از علّامه چیست؟! گفتند: داناترین مردم است به انساب عرب و تاریخ و وقایع آنها، و به جریاناتى که در عصر جاهلیّت واقع شده است، و به اشعار عرب‏.

پیامبر صلّى الله علیه و آله و سلّم فرمودند: تمام علوم این شخص، علمى است که با نداشتنش به کسى ضررى نمیرسد؛ و با داشتنش به کسى منفعتى عائد نمیگردد. و پس از آن رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم گفتند: علم منحصر در سه چیز است: آیه مُحْکَم و یا فریضه عادل و یا سُنّت قائم؛ و غیر از این سه چیز هر چه باشد زیادى است. (اصول کافى، ج 1، ص 32، حدیث 1)

مرحوم حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی اعلی الله مقامه شخصیتی بودند که به شدّت از عناوین و القابی که مرسوم است برای علما بکار می برند، بیزار و برحذر بودند.

ذره خاکم و در  کوی توام جای خوش است       ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم  

تا آنجایی که نزدیکان و ارادتمندان و حقیر به یاد دارم هیچگاه اجازه ندادند و دیده نشد که اسمی از ایشان در منابر و جلسات برده شود می فرمودند : منبر پیامبر صلی الله علیه و آله محل بیان علوم و معارف و احکام الهی است و در کنار اسامی معصومین علیهم السلام نباید اسم دیگری مطرح باشد و  دکّانی باز شود.

بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار                  که با وجود تو کس نشنود ز من، که منم

حال صرف نظر از مقام ثبوت که به حقّ باید ایشان را بالحقیقه و بتّاً متحقّق به این معانى بلکه بالا و بالاتر و راقى‏تر دانست، از جهت اثبات و انظار مردم این سؤال ممکن است مطرح شود که پس چگونه است که حتی در زمان حیات ایشان تمام مولفات و کتاب های ایشان به عنوان علامه آیة الله نوشته شده است؟

روزى مرحوم علّامه طهرانى رحمة الله علیه در اینباره فرموده بودند:

 ( تا کنون بارها من این مطلب را ( چرایی نوشتن لقب علامه ) کم و بیش از بعضى شنیده و پاسخى نداده‏ام. ولى اکنون مى‏گویم: من نمى‏خواستم هیچ عنوانى و هیچ لقبى و هیچ وصفى از عناوین و القاب و اوصاف بر روى مجلّدات کتب خود غیر از همان تسمیه به سیّد محمّد حسین حسینى طهرانى بگذارم؛ امّا یک شب در عالم رؤیا دیدم گوینده‏اى را که از جانب پروردگار مرا مورد خطاب قرار مى‏داد و مى‏فرمود: «آقا سیّد محمّد حسین! ما این لقب (علّامه آیة الله) را براى تو مقرّر نمودیم، و فقط تو مستحقّ این لقب و اتّصاف مى‏باشى، ولى فلان کس ... از انتشار و بازگو کردن این عنوان جلوگیرى مى‏کند؛ به او تذکّر بده تا دست از اینکار بردارد.» من هم طبق وظیفه و دستور از جانب ربّ‏العزّه مکلّف شدم این عنوان را بر روى مجلّدات کُتُب بگذارم، حال مردم هر چه مى‏خواهند بگویند.) (مهر فروزان ص 57)

من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب                      مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند

ارسال نظر و طرح سوال

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.