گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف الهی تحت إشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمّد شاهرخ همدانی

پایگاه نشر علوم و معارف الهی تحت إشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمّد شاهرخ همدانی


پرسش و پاسخ (ارتباط علامه طهرانی با مرحوم آقای حافظیان)

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم خواهشمند است استاد همدانی در صورت امکان به سوال زیر پاسخ دهند: در یکی از مقالات استاد همدانی به نقل از مرحوم آقا نوشته شده است که ایشان در جهت دور نمودن شیاطین به لوح محفوظ مرحوم حافظیان سفارش فرموده اند. سوال بنده این است که آیا مرحوم آقا با مرحوم حافظیان و استاد ایشان مرحوم سید موسی زرآبادی از نزدیک آشنایی داشتند؟ و نظر مرحوم آقا در مورد مشی سلوکی ایشان چه بوده است؟ پاسخ از حجة الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

هو العلیم. علیکم السلام مرحوم علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه در مورد دفع شیاطین دستوراتی را داشتند که یکی از آنها نصب آیت الکرسی به روشی خاص در بالای اطاق و یکی دیگر نصبت کتیبه مرحوم حافظیان که به جنة الاسماء شهرت دارد که هم در منزل خودشان نصب بود هم به رفقا سفارش می کردند که همانطور که قبلا هم گفتم برای خود حقیر بسیار مجرّب بوده است اما در مورد آشنایی حضرت آقا با آقای حافظیان و استادشان اطلاعی ندارم و نفیا و اثباتا چیزی جز حکایت منقول در کتاب نور ملکوت قرآن چیزی نشنیدم. می نویسند: 

جناب محترم آیة الله حاج شیخ محمّد رضا مهدوى دامغانى دامت برکاته که از علماى برجسته شهر مقدّس مشهد رضوى علیه السّلام هستند، فرمودند: مرحوم آقاى سیّد ابو الحسن حافظیان که از شاگردان مرحوم حاج شیخ حسنعلى نخودکى اصفهانى أعلى الله مقامه الشّریف بوده است، در اثر خبط و اشتباهى که در امرى از امور نموده بود و با دستورات مرحوم شیخ درست نبود، مورد غضب شیخ واقع شد.

مرحوم شیخ به او گفت: یا اجازه إعمال تمام چیزهائى را که به تو داده‏ ام مى‏ گیرم، و یا تو را تبعید مى‏ کنم.

مرحوم حافظیان حاضر به تبعید شد. شیخ به او فرمود: باید ده سال تمام به هندوستان بر وى و اصلا در این مدّت به مشهد نیائى. و پس از آن پانزده سال دیگر هم بمانى؛ و در این مدّت کم‏ و بیش اگر به مشهد بیائى اشکال ندارد. و بعد از آن پانزده سال اگر خواستى به مشهد بیائى و متوطّن گردى، اختیار با تست! آقاى حافظیان ده سال به هندوستان رفت. و پس از آن گاه ‏و بى ‏گاهى به مشهد مشرّف مى ‏شد. و از جمله، در یکى از سفرهائى که بعد از سپرى شدن ده سال، به مشهد آمده بود داستانى اتّفاق افتاد که حلّ آن را ایشان نمود. و من خودم شاهد قضیّه بودم.

توضیح آنکه: یکى از اهل منبر کرمانشاه به نام مرحوم صدر دو سه سالى بود که به مشهد آمده و در اینجا اقامت گزیده بود. یک روز به نزد پدرم: مرحوم آیة الله حاج شیخ محمّد کاظم دامغانى رحمة الله علیه آمد و گفت: جنّیان در منزل، ما را خیلى اذیّت مى ‏کنند؛ سر و صدا راه مى ‏اندازند نمى ‏گذارند بخوابیم.

ما را از خواب بیدار مى‏ نمایند. مى ‏بینیم چرخ چاه مشغول گردیدن است و آب را از چاه بیرون مى ‏آورند و دوباره در چاه مى ‏ریزند، ولى کسى را نمى ‏بینیم؛ و فقط همین‏قدر مى‏ بینیم که چرخ در حرکت است.

مرحوم پدر ما به وى گفتند: من خیلى میل دارم که خودم با چشم خودم بعضى از این کارها را که مى ‏کنند ببینم! این بار اگر کارى کردند که قابل دیدن بود بیائید و بما خبر دهید! یک روز مرحوم صدر به منزل ما آمدند و گفتند: آمده‏اند و در صندوق لباس‏ها را باز کرده و تمام لباس‏ها را در آورده و به دیوار اطاق آویزان کرده‏ اند.

مرحوم پدرم حرکت کرد، و من در معیّت ایشان بودم. آمدیم در منزل و دیدیم لباس‏ها را بدون ترتیب از لباسهاى زنانه و بچّگانه و غیره همین‏طور به دیوار چسبانیده‏ اند؛ و لباس‏ها بدون میخ و یا چیز دیگرى به دیوارهاست. و همین‏که به یکى از آنها دست مى ‏زدیم مى ‏افتاد.

این منظره بسیار جالب و شگفت‏ آور بود و براى پدرم امرى بدیع و نادیده بشمار مى‏ رفت.

مرحوم پدرم این قضیّه را به مرحوم حافظیان‏ که در مشهد بودند، گفتند. و ایشان دستورى داد، و یا کارى کرد که دیگر اجانین متعرّض و مزاحم مرحوم صدر نشدند. (نور ملکوت قرآن، ج ‏2، ص: 383)

البته نظر حقیر فقیر بر این است که مرحوم آقا موسی زرآبادی عارف نبوده بلکه از علمای علوم غریبه و استاد در این فن بوده است و مشی ایشان بیشتر به مکتب تفکیک شبیه بوده و با بزرگان آن مکتب حشر و نشر داشتند

 

 

 

 

ارسال نظر و طرح سوال

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.