گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشرِ علوم و معارف، تحت إشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان علامه آیت الله حاج سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی ره

پایگاه نشرِ علوم و معارف، تحت إشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان علامه آیت الله حاج سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی ره

۱۶ مطلب با موضوع «ارشادات :: یک آیه عرفان» ثبت شده است

یک آیه عرفان (توحید پیامبر فوق انبیاء بود)

قال الله تعالی: ... إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا...  ﴿توبه/40﴾

در این آیه کریمه خوب روشن است که وجود مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله نام مبارک «الله» را اوّل می‌برد و بعد می‌ گوید: با ماست.؛ امّا حضرت موسی علیه السلام به آن حدّ از توحید نبود لذا گفت: ﴿قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ ﴿شعراء/62﴾، اول از همین پایین شروع کرد و مثلا نگفت که «إِنَّ اللَّهَ مَعی» در واقع پیامبر صلی الله علیه و آله در اینجا به آن مرحله از توحید رسیده است که اول خدا را مبیند آخر خدا را می بیند با هر چیزی خدا را می بیند یعنی خدا می بیند و بس!

یک آیه عرفان (کو خدا؟ کو کمک خدا؟)

خدای متعال می فرماید: وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ... (انعام/153)

گاهی شده با بعضی که خود و زندگی را به تباهی کشاندند و خلاصه زندگی را خراب کردند حرف می زنیم، تا می خواهیم امیدی دهیم از جنس خدا و رحمت و هدایت خدا، بلافاصله می بینیم از همه حتی خدا هم طلبکارند که کو خدا؟ کجاست؟ چرا کمکم نکرد؟ این همه دعا کردم گریه کردم پس چه شد؟ راست هم می گویند!. قرآن پاسخ می دهد: 

یک آیه عرفان (قرآن توفیقات معنوی و علمی را رزق می داند)

خدای متعال می فرماید: ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیم﴾ (سوره تکاثر، آیه8) با تدبر در قرآن بدست می آید: وقتی در قرآن سخن از رزق می آید مراد فقط رزق ظاهری نیست، بلکه رزق معنوی را هم شامل می شود چنانچه از نبوت و ولایت تعبیر به رزق و نعمت شده است.

(یک آیه عرفان) منشأ بیماری اعتراض و پرخاش به خوبان و خوبی ها چیست؟

خدای متعال در آیات میانی از سوره مبارکه علق می فرماید: عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ ﴿5﴾کَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَى ﴿6﴾ أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى ﴿7﴾ إِنَّ إِلَى رَبِّکَ الرُّجْعَى ﴿8﴾ أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهَى ﴿9﴾ عَبْدًا إِذَا صَلَّى ﴿علق/10﴾

ای انسان این ما بودیم که تو را از هیچ خلق کردیم این ما بودیم علومی را در اختیارت قرار دادیم که اصلا نمی دانستی! چرا حالا که اندوخته ای از علم یا مال یا هرچیز دیگری پیدا کردی مبدأش را فراموش کردی؟ بدان این فراموشی مبدأ(توحید)، سرچشمه طغیان می شود ؛ درست باید در این آیات دقت کرد! خدای متعال علم را هرگز موجب طغیان نفس و حاجب از حق نمی داند؛

یک آیه عرفان (معنای یادگار بودن قرآن در میان ما از ناحیه پیامبر)

خدای متعال می فرماید: وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ ... (مائده/48)

پیامبر دارای هیمنه و سلطنت است ولی به قرینه سیاق کلام که انزال قرآن را قبل از مقام هیمنه آورده، می خواهد بفرماید: سلطنت، هیمنه، عظمت، شکوه و عزت و هرآنچه موجب بزرگی و بزرگواری پیامبر صلی الله علیه و آله است، همه از قرآنی است که ما در اختیار او گزاردیم تا وی را تصدیق کند پس تصدیق قرآن،

یک آیه عرفان (پیروزی بر سختی ها)

خدای متعال می فرماید: فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿5﴾ اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿انشراح/6﴾

در این آیه دو نکته شگفت است اوّل: کمال در دنیا همراه با سختی است اما نتیجه اش شیرینی و حلاوت و آرامش است. دوّم: این نتیجه یعنی شیرینی، بعد از تلخی و سختی نیست بلکه

یک آیه عرفان (قدر و خصوصیّت شب برای مومن)

قال الله: وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى ﴿ضحی/2﴾

خدای متعال به شب آن هم به بخش پایانی آن یعنی سحر قسم می خورد اولا، قسم خدا در مقام انکار و در مقابل بینه نیست تا بخواهد چیزی را نفی کند چنانچه قسم انسان ها در محاکم در مقابل بینه و برای انکار است بلکه قسم خدا به خود

یک آیه عرفان (جهنم، نفهمیدن است)

خدای متعال می فرماید: وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ ﴿ملک/10﴾

بلندترین فریاد اهل جهنم این است: که نفهمیدیم؛ گفتند و شنیدیم ولی خود را به نشنیدن زدیم لذا همیشه سیره اولیای دین بر این بوده که فهم مردم را بالا ببرند و بدرستی باید گفت حقیقت سیر و سلوک الی الله بازشدن فهم انسان است! وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله از شخصی تعریف می کردند می فرمودند:

یک آیه عرفان (هموارشدن امور بدست خداست)

خدای متعال می فرماید: إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّى ﴿4﴾ فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى ﴿5﴾ وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى ﴿6﴾ فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى ﴿لیل/7﴾

سعی و تلاش مردم در دنیا متفاوت است، در این میان کسی که بر سه محور بخشندگی و نیت صالح رفتار کند و از همه مهمتر امیدوار باشد، خدا او و عقل و عملش را بالا می برد نه اینکه فقط مالش را زیاد می کند خودش را زیاد می کند ظرفیتش را بالا می برد دلش را بزرگ می کند

یک آیه عرفان (حقیقت احسان و انفاق در قرآن)

خدای متعال فرمود: إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ... (اسراء / 7) یعنی کسی که به دیگران احسانی می کند در واقع به خود کرده است و دیگری تنها از سایه آن بهره برده است

 

یک آیه عرفان (اساس زندگی مشترک در قرآن)

خدای متعال فرمود: وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ... ﴿نساء/19﴾ و فرمود: وَ مِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا... ﴿روم/21﴾

اساس زندگی در قرآن بر این دو اصل استوار است :

الف (برای مردان): رفتار با همسر بطوریکه دین و عقل آن را بپسندد و تحسین کند؛ زن کارگر منزل نیست؛ زن سالار خانه است؛ ب (برای زنان): درست است که مرد مسکن تهیه می‌کند هزینه زندگی را می پردازد اما سَکینت و آرامش بر عهده زن است؛ مرد سالار خانواده است.

یک آیه عرفان (راه بهشت باز و آسان است)

خدا فرمود: جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ ﴿سوره مبارکه ص آیه 50﴾

بهشت یک برکت است این آزادی و بازبودن، برکت دیگر است، نعمتی است روی نعمت، هیچ جا شما نمی‌ بینید که خدا بفرماید ما درِ بهشت و راه بهشت رفتن را می ‌بندیم، برای اینکه نه بیگانه می‌تواند بیاید نه آشنا از بهشت بیرون می‌رود ولی خود باز بودن دَر، نعمت و کرامتی است. اما جهنم عکس این مطلب است نه هیچ کسی حاضر است به جهنم برود و نه هیچ جهنمی می‌ تواند از جهنم بیرون بیاید، لذا فرمود: عَلَیْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَةٌ ﴿بلد/20﴾ در واقع کسانی که وارد جهنم می شوند از در بسته وارد می شوند، خدا درها را بسته بود اما برخی به سبب گناه به زور وارد شدند!! حرام همان در بسته است. در بهشت باز است یعنی راه بهشت رفتن باز و آسان است؛ 

یک آیه عرفان (کیفیت حق بودن علیّ علیه السلام)

قال الله تعالی: ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبیرُ (حج/62)

﴿ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الْحَقُّ﴾، این کلام دارای حصر است؛ یعنی حقّ منحصراً برای خداست، غیر خدا چیزی حقّ نیست اما نه اینکه چیزی هست و حقّ نیست بلکه اصلا چیزی نیست که بخواهد حقّ باشد یا باطل. پس خدا حقّی است که مقابل ندارد، مقابل خدا یک چیزی نیست که باطل باشد، بلکه مقابلش عدم محض است، عدم محض هم که لاشیء است.

یک آیه عرفان (رمز غدیر در شفاعت الهی)

قال الله تعالی: یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ ﴿انبیاء/28﴾

کلام در این آیه این است که خدای متعال تنها و تنها کسی را شفاعت می کند که از او راضی باشد که در واقع از لحاظ فنی باید گفت این کبرای قضیه است که باید دنبال مصداق و به اصطلاح صغرای قضیه باشیم که حالا این رضایت کجا و بر چه اساسی است

یک آیه عرفان (زندگی مادّی، کودکی است)

قال الله تعالی:أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا ﴿نبأ/٦﴾ آیا زمین را مهد و گهواره شما قرار ندادیم؛

در این آیه ضمن بازگو شدن نعمت تکوینی زمین، از آن تعبیر به گهواره شده تا بفهماند ای انسان، اگر همه اش زمینی و مادّی فکر کنی و شب و روزت کسب پول باشد، بزرگ هم که باشی ثروتمند هم که شوی همان کودکی هستی که در گهواره است و با خیالاتش بازی میکند! همان که فرمود: دلا تا کی در این چرخ مجازی کنی مانند طفلان خاک بازی

یک آیه عرفان (ابرقدرت اسلام است، دیگران ابرشیطانند)

قال الله تعالی: ...  وَ جَعَلَ کَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَرُواْ السُّفْلَى وَ کَلِمَةُ اللّهِ هِیَ الْعُلْیَا وَ اللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ﴿توبه/40﴾ طبق صریح این آیه کریمه، در منطق حقّ و واقعیّت و فرهنگ اسلامى، ابر قدرت‏ فقط و فقط عبارتست از حقیقت توحید و اسلام!، و در مقابل، اهل کفر و سران آنها همچون آمریکا و انگلیس و اسرائیل زبون و ضعیف و پایین دست هستند؛ بله آنها ابر شیطانند. چنانچه امیرمومنان علیه السلام هم فرمود: کَلِمَةُ اللَّهِ هِىَ‏ الْعُلْیا وَ کَلِمَةُ الظّالِمینَ هىَ السُّفْلَى‏... (نهج البلاغه، حکمت 373)