گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه

۷۶ مطلب با موضوع «حکایات» ثبت شده است

حکایات (ذکر لقب "علّامه" بر مرحوم علّامه طهرانی ره)

ممکن است در انظار عمومی این سوال مطرح شود که با توجه به اینکه اولیاء و عرفای بالله از هر گونه لقب و شهرت و عنوانی اجتناب می کردند پس چگونه است که مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه حتی در زمان حیات راضی شدند تا تمام مولفات و کتاب های ایشان به عنوان علامه آیة الله نوشته شود؟ روزى مرحوم علّامه طهرانى رحمة الله علیه در اینباره فرموده بودند:

آمدن أمیر المؤمنین علیه السّلام از مدینه به مدائن براى دفن سلمان (ره)

هشتم ماه صفر سالروز وفات حضرت سلمان فارسی رضوان الله علیه است؛ شخصیّتی که امیرمؤمنان علیه السّلام فرمودند: سلمان باب خداوند در زمین است ، هر کس او را بشناسد مؤمن و هر کس او را إنکار نماید کافر می باشد وحقّاً سلمان از ما أهل بیت است. حالات پایانی عمر و حکایت دفن وی شنیدنی است

حکایات (معجزه ای از امام مجتبی علیه السلام)

روزى امام حسن مجتبى علیه السلام در جمعى از اقشار مختلف مردم حضور داشت ، که یکى از افراد آن مجلس گفت :
یابن رسول اللّه ! شما که این قدر قدرت دارید و مى توانید با دعا معاویه را نابود کنید و زمین عراق و شام را جابه جا نمائید؛ و حتّى کارى کنید که زن تبدیل به مرد شود؛ و یا مرد، زن گردد، چرا این همه ظلم هاى معاویه را تحمّل کرده و سکوت مى نمایید؟ بقیه در ادامه

حکایات (نورانیت صحیفهٔ سجّادیه)

مرحوم علامه آیت الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی اعلی الله مقامه در کتاب امام شناسی حکایت زیبایی را راجع به کتاب نورانی و وحیانی صحیفه سجادیه علیه السلام نقل می کنند که عین آن تقدیم می گردد

داستانی از برخورد امام سجاد علیه السلام با یکی از غلامانشان

غلام حضرت سجاد علیه‏ السّلام موقع غذا رفت سینى غذا را از مطبخ براى میهمان ‏ها بیاورد، در راه دستش لرزید و

حکایات (حکایت شیرین علامه حلی و شیعه شدن سلطان محمّد خدابنده‏)

مرحوم علامه طهرانی اعلی الله مقامه از استادشان نقل می کنند: حضرت آقا (مرحوم حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی)- روحى فداه- فرمودند: سلطان محمّد خدابنده زن خود را سه طلاقه نمود در یک مجلس؛ (مطابق مذاق عامه که مى‏ گویند حرمت مى‏ آورد و حلّیت او محتاج به محلّل است) بعداً پشیمان شد، خواست زن خود را بگیرد، به هر یک از علماى عامه مراجعه کرد، گفتند: مفرّى نیست از آنکه اوّل محلّل بگیرى! گفت: 

حکایات (مقصود از امام حسین علیه السلام خداست) در یکی از مسافرتهایی که به جهت زیارت امام حسین علیه السّلام می‌رفتیم، جهت خواندن نمازهای مستحب و واجب توقف کردیم اما رفقای ما عجله داشتند که هر چه سریعتر حرکت کنند و خود را به کربلا برسانند. من به آنها گفتم: آیا قصد ما از زیارت امام حسین علیه السّلام خداست؟ و یا اینکه قصد ما
حکایات (تسبیحِ "یا حسین" علیه السلام)

آیت الله سیدحسین یعقوبی قائنی حفظه الله در کتاب شریف سفینه الصّادقین می فرماینددر روایات برای تربت قبر شریف امام حسین علیه السلام نکته ی دیگری مبنی بر اینکه تسبیح تربت در دست انسان بدون آنکه با آن ذکر گفته شود خود تسبیح میگوید بیان گردیده است.

کلام شگفت علّامه طباطبایی درباره شعری از ایرج میرزا در رثای حضرت علی اکبر علیه السّلام

آیت الله علوی بروجردی از نوادگان مرحوم آیت الله بروجردی رحمة الله علیه نقل می کنند: یکبار همراه مدّاح معروف (که ملقب به) "علّامه" بود  به منزل مرحوم" علاّمه طباطبایی" رفتیم، در زدیم و خود ایشان آمدند در را باز کردند. رفتیم داخل در اطاق دم در نشستیم و من یادم هست که چایی آوردند و خادمی نبود!، خانمی به در زدند و خود علاّمه طباطبایی بلند شدند و سینه چایی را گرفتند و چون دست ایشان می لرزید من بلند شدم و سینه چایی را گرفتم و خدمت آقایان آوردم.

حکایات (عدم جواز مقایسه شهدا با حضرت علی اکبر علیه السلام)

اوائل انقلاب که افراد زیادی در راه برقراری حکومت اسلام شربت شهادت نوشیدند و بعد از آن هم که جنگ تحمیلی آغاز شده بود و عدّه ای از جوانان پاک و مخلص در جبهۀ جنگ شهید می شدند، برخی این شهدا را با شهدای کربلا مقایسه می کردند و گاه قدم را بالاتر نهاده، آنها را با حضرت علیّ اکبر سلام الله علیه قیاس می نمودند،

شعری از حافظ درباره حضرت علی اکبر علیه السلام

علامه طهرانی رحمة الله علیه می فرمودند: در شب سوّم ربیع الثّانى یکهزار و چهارصد و دوازده هجریّه قمریّه، أخ الزّوجه حقیر: حجّة الاسلام آقاى حاج سیّد حسن معین شیرازى دامت‏ معالیه در بنده منزل در مشهد مقدّس بودند، و خواب جالبى را نقل نمودند که ذکرش مقرون به لطف است...

حکایات (چرا عزاداری علنی؟)

روز عاشورایی مرحوم خاتم الفقهاء و المجتهدین شیخ مرتضی انصاری اعلی الله مقامه جلوی درِ ورودیِ صحن مطهّر امیر المومنین علیه السلام ایستاده بود و از دسته جات سینه زنی استقبال می کرد و در کنار او أفندی که از طرف حکومت عثمانی حاکم عراق بود ایستاده بود. أفندی از شیخ پرسید؟

حکایات (درایت در مکتب امام هادی علیه السلام)

روزى امام على النقى حضرت هادی علیه السلام به مجلس متوکل وارد شد، پهلوى او نشست. متوکل در عمامه آنجناب دقت کرده دید قماش و پارچه آن بسیار نفیس است. از روى اعتراض و طعنه به امام هادى علیه السلام گفت: این عمامه ای که بر سر شماست چند خریده اى؟...

حکایت مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزى قدس سره در تجرّد نفس

نقل است که مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملکى تبریزى رضوان الله علیه مدّت چهارده سال ملازم جمال الاولیاء و العرفاء مرحوم آخوند مولى حسینقلى همدانى رضوان الله علیه بوده ‏اند. مرحوم حاج میرزا جواد آقا مى ‏فرمودند: 

حکایات (آشنایی پرفسور سجادی نابغه چشم پزشکی جهان با علامه طهرانی)

پرفسور دکتر سجادی، به تحقیق یکی از برترین های چشم پزشکی دنیاست که به خاطر یک جلسه مداوا، به خیل ارادتمندان و شاگردان سلوکی حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه پیوست؛ کتاب "آیین رستگاری" حاصل جلسات توجیهی سلوکی علامه با ایشان است که از نفیس ترین بیانات علامه به حساب می آید که برای هر طالب و سالکی مطالعه آن ضروری است؛ فرزند دوم علامه در مقدمه این کتاب از نحوه این آشنایی می گوید.

حکایات (وصف حال علامه طهرانی در سرزمین منی )

(مرحوم حضرت آیت الله علّامه طهرانی رحمة الله علی)ه در طول عمر پر برکت خود مکرّر به حجّ مشرّف شدند و حال و انقلاب و انصراف و سوز و گداز در این سفر همواره در ایشان مشهود بود، و وارداتشان در حجّ بسیار بیشتر می شد.

حکایات (شب عرفه در حرم امام حسین علیه السلام)

ابن قولویه قمّى روایت می کند از پدرش از سعد بن عبد الله از بعضى از اصحابش از أحمد بن قتیبة همدانى از إسحق بن عمّار که مى‏ گوید: من به حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام عرض کردم که: من شب عرفه را در حائر حضرت امام حسین علیه السّلام بیتوته کردم و 

حکایات (إرادت تامّ میرزا محمدتقی شیرازی به حاج سید احمد کربلائی)

در روز جمعه بیست و یکم شهر جمادى الاولى، یکهزار و چهارصد و یک هجریّه قمریّه در شهر مقدّس مشهد، به بازدید جناب مستطاب حضرت صدیق ارجمند، و سرور گرامى: آیة الله حاج سیّد على لواسانى دامت برکاته، فرزند برومند آیة الله آقاى حاج میرزا أبو القاسم لواسانى، فرزند مرحوم آیة الله آقاى حاج سیّد محمّد لواسانى، فرزند مرحوم آیة الله آقاى سیّد ابراهیم لواسانى رحمة الله علیهم أجمعین به منزلشان شرفیاب شدم. در ضمن مذاکرات،

حکایات (زهد و بى اعتنائى مرحوم کمپانی نسبت به زخارف دنیویّه‏)

یکى از سروران و دوستان حقیر که فعلًا از علماى نجف أشرف هستند: جناب الآیة الحجّة آقاى حاج سیّد محمّد رضاى خلخالى أدام الله برکاته براى حقیر نقل کردند که: من روزى در بازار حُوَیْش مى‏رفتم؛ و دیدم آقاى حاج شیخ محمّد حسین در وسط کوچه، خم شده است؛ و پیازها را جمع مى‏ کند؛ و پیوسته با خود مى ‏خندد.

حکایات (مکاشفه سیّد جمال الدّین گلپایگانی بر رحلت مرحوم کمپانی‏)

عارف کامل مرحوم علامه طهرانی رضوان الله علیه نقل می کنند: حضرت سند السّالکین، و جمال العارفین، آیة الله العظمى آقاى سیّد جمال الدین گلپایگانى، أفاض الله علینا من قدسیّاتِ نفسه المنیفة، براى حقیر نقل‏ کردند که: 

حکایات (شدّت اهتمام مرحوم آیة الله آخوند خراسانى‏ به امور طلّاب‏)

مرحوم علامه طهرانی رضوان الله علیه خود به امور شاگردان خصوصا طلاب اهتمام خاصی داشتند و در ضمن یادداشت های خود در اینباره حکایتی را بدین صورت نقل می کنند که جناب محترم آیةالله آقاى حاج سید مهدى روحانى (فرزند مرحوم آقاى حاج سید أبوالحسن) از مرحوم آیة الله آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانى نقل کردند که:

حکایات (اهتمام علّامه طهرانی نسبت به بازار نرفتن زنان و عدم اختلاط با نامحرم)

مرحوم علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه می فرمودند: سال اولی که به مشهد مقدس مُشرّف شده بودیم، زمستان خیلی سردی بود تقریباً طرف ‏های عصر و غروب بود که تب زیادی کردم؛ خانم آمدند و گفتند در منزل نان نداریم، 

حکایات (جذبه و عنایت خاصّه امام رضا علیه السلام به علامه طهرانی ره)

جذبات و انوار ملکوتی ساحت مقدس امام علی بن موسی الرضا علیه السلام بر کسی پوشیده نیست و هر کسی را به فراخور سعه و ظرفیت و از طرفی میزان خلوص و صدقش شامل می شود گرچه در این میان جذبات خاصه شامل اولیاء خداست؛ یکی از این جذبات خاصّه که مورد تایید علامه طباطبایی رحمة الله علیه بوده، در مورد علامه طهرانی اعلی الله مقامه است که آن را مرور می کنیم.

حکایات (دیزی سنگی، یادگاری از امام رضا علیه السلام)

هنگامى که ماءمون حضرت رضا علیه السلام را از مدینه به خراسان احضار کرد، آن حضرت در مسیر راه ، معجزات و کراماتى را به اذن خداوند متعال به مردم و همراهیان خود ارائه نمود.

حکایات (عاقبت کسی که حجّ واجب را عمداً ترک کند)

مرحوم آیة الله الحقّ و الیقین فقیه معظّم  آقای حاج شیخ جواد انصاری همدانی داستان عجیب و شگفت‌انگیزی درباره عدم اسلام مُسَوِّفِین حجّ بیان فرمودند: یکی از تجّار معروف و مشهور همدان که به صلاح و تقوی مشهور و معروف بود بواسطه عارضه مرض سکته قلبی فوت کرد؛ و فوت نابهنگام او أثر شدیدی در ارحام و بازماندگان و دوستان او گذاشت.

حکایات (حقّ استاد و عملگی علّامه طهرانی برای استادشان)

عارف کامل مرحوم حضرت آیت الله علامه طهرانی رضوان الله علیه می فرمودند: در منزل ایشان (مرحوم آقای انصاری همدانی) چاه آبى بود که رفقا براى تجدید وضو مى‏بایست از آن چاه، آب بکشند و آن هم با تلمبه که وسیله ‏اى بود در قدیم براى آب بالا کشیدن، و در عین حال بسیارى از اوقات آن تلمبه خراب مى‏ شد و رفقا با مشکل مواجه مى ‏شدند، 

حکایات (میهمان نوازى و سختی معیشت آقاى انصارى همدانی ره)

مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه نقل می کردند: مرحوم انصارى در همدان ملجأ دوستان راه خدا و سالکان إلى الله از اطراف و اکناف بود. در همه وقت از فصول سال، شیفتگان معرفت و ولایت از اقصى نقاط براى ادراک محضرش شَدّ رحال نموده چند روزى در منزل ایشان سکونت مى‏ نمودند

حکایات (در باب عظمت شخصیت حضرت معصومه سلام الله علیها)

آیت الله حاج شیخ حسن رمضانی از شاگردان حضرت آقای حسن زاده آملی حفظه الله تعالی می ‌گفتند: چندین سال قبل، دانشگاه قم برای تجلیل از مقام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها گردهمایی تشکیل دادند و از من خواستند که واسطه شوم و حضرت استاد علامه حسن زاده آملی را برای این مجمع دعوت کنم

حکایات (دشمنی هوای نفس)

مرحوم حاج شیخ محمد تقی آملی(نور الله قبره الشریف) می فرمودند:

من خواب دیدم، دشمن به حمله کرده است و به من پرخاش می کند. ناچار شدم که دست او را بگیرم. دستش را گاز گرفتم و ناگهان از شدت درد، بیدار شدم، دیدم دستم در دهان خودم قرار دارد .فهمیدم دشمن من، خودم هستم و کسی به سراغ من نمی آید.این نفس است که دشمن من است.ما از بیرون آسیب نمی بینیم،هرچه می بینیم از درون است. (40 قطب عرفانی ص 166)

حکایات (کیفیّت مناجات حاج سیّد احمد کربلائى در مسجد سَهْله‏)

مرحوم حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه در بیان مختصری از حالات عارف بی بدیل مرحوم حاج سید احمد کربلائی رضوان الله علیه در کیفیّت مناجات وی حکایت بسیار زیبائی را نقل می کنند که عین آن را تقدیم می کنیم.

27 شوّال المعظّم سالروز وفات آقا حاج سید احمد کربلایی است

حکایات (این گروه از ثروتمندان در بهشتند)

مرحوم سید نعمت الله جزایری می فرمود که به جهت تحصیل مراتب علم و کمال در اطراف بلاد اسلام گردش کردم. بعد شنیدم که علامه مجلسی در شهر اصفهان طلوع کرده، رفتم به اصفهان که از علوم ایشان اقتباس نمایم.

نظر علامه طهرانی درباره دکتر محمّد معین و آرزوی غفران برای وی

عارف کامل مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه می فرمودند:

دکتر محمّد معین‏ نیز تا زمانى که تحت نظر و نفوذ وى (إبراهیم پورداود*) بود... صریحاً از زردشتی ‏گرى حمایت مى‏ کرد. ولى از وقتى که در مجالس و محافل استاد معظّم آیة الله علّامه طباطبائى قدّس الله سرّه الزّکیّة براى ترجمه و وساطت‏ ردّ و بدل کردن مباحثات ایشان

خاطره ای از ملاقات مرحوم قاضی با فاضل مامقانی

شانزدهم ماه شوّال المکرّم سالروز ارتحال یکی از عالمانی است که خدماتش به جهان اسلام خصوصاً تشیّع بر هیچ اهل تحقیقی پوشیده نیست و تعابیر علامه طهرانی رحمة الله علیه در منزلت وی گویای آن است؛ بدین مناسبت حکایتی از ملاقات مرحوم قاضی رضوان الله علیه با فاضل مامقانی ذکر می گردد.

کرامتی از حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به نقل از علامه طهرانی‏

مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه نقل می کنند: پینه ‏دوزى بود سر کوچه حمّام وزیر که منزل ما در آنجا بود، و ما کفش هاى خود را براى پینه و وصله به او میدادیم. یک روز با حالت گریه به منزل آمد و این قضیّه را براى پدرم که عالم محلّه بود تعریف کرد، و من صغیر بودم و خوب به خاطر دارم.

حکایات (تبرّک جستن به چیزهایی که منسوب به اولیای الهی است)

عارف کامل مرحوم علّامه طهرانی رضوان الله علیه می فرمودند:  آقاى حدّاد می ‏گفتند: یک ‏مرتبه مرحوم آقاى قاضى به کربلا مشرّف شدند و تشریف آوردند به منزل ما، و یک دستمال ابریشمى از جیبشان درآوردند، و دستمال را بوسیدند و گفتند: «سیّد هاشم، میدانى این دستمال را چه کسى به من داده؟» گفتم: چه کسى داده؟ گفتند: «سیّد مرتضى‏ کشمیرى‏ به من داده!»

حکایات (خاطره ای از آقا شیخ هادی طهرانی ره)

مرحوم آقا شیخ‏ هادی‏ طهرانی‏ در علمیت از بزرگان نجف بود و یک قدری صراحت در کلام داشت و خیلی ‏ها هم از این نظر از او خوششان نمی‏آمد تا جاییکه در اواخر عمر حتی تکفیرش هم کردند،! معمولا چنین است که هر کسی که افراد زورشان به او نمی ‏رسد تکفیر و مرتدش می کنند! 

حکایات (هدیه، کدورت را رفع می کند)

یکی از شاگردان حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه الشریف که در کسوت اهل علم هستند نقل می کردند : یکبار بین من و همسرم کدورتی پیش آمد، خدمت حضرت علّامه رسیدم و عرض حال کردم. ایشان دست در جیبشان کردند و پولی را که زیاد هم بود به بنده دادند و فرمودند: همه این پول را برای اهل بیتتگل و شیرینی بخر . بنده هم عمل کردم و مشگلی که گره شدیدی خورده بود به همین راحتی با خرید گل و شیرینی باز شد.

حکایات (سختی قضاوت و دقت حساب در قیامت)

مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه در کتاب معادشناسی حکایتی بس شگفت را درباره سختی قضاوت و دقت در حساب در روز قیامت نقل می کنند و می نویسند:

خاطراتی از همسر شهید چمران از شاگردان علامه طهرانی ره سرکار خانم جابر، همسر دکتر چمران رحمة الله علیه از شاگردان سلوکی حضرت علامه طهرانی اعلی الله مقامه الشریف بود که همراه عده ای از شیعیان لبنان، از محضر عرفانی علامه استفاده می کردند. به مناسبت سالروز شهادت این شهید والامقام چند خاطره را از زبان همسرشان نقل می کنیم...
حکایات (اشراف علامه طهرانی بر زوایای پنهان بنی صدر)

در وقتی که شخصی به نام بنی صدر از قبل از انقلاب مورد توجه رهبران انقلاب بود و زوایای مرموز شخصیت واقعی وی بر همگان مخفی مانده بود تا جاییکه بعد از انقلاب به پست های مهم دست یافت و بر  مسند ریاست جمهوری تکیه زد، تنها یک مرد بود که بر اساس ربط با عالم سرّ بر باطن خبیث او اشراف داشت! فرزند دوم علامه طهرانی و مولّف کتاب اسرار ملکوت می نویسد:

حکایات (استمرار حالات روزه)

یکی از شاگردان حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه نقل می کرد: قبل از ماه مبارک رمضان خدمت حضرت علامه رسیدم ایشان یک دستوراتی درباره ماه رمضان و روزه و کیفیت آن و خلاصه حالات سالک الی الله در این ماه فرمودند،

حکایات (اسلام و کفر در میدان عمل و اخلاق)

از حذیفه روایت است از هشام که: در جنگ‏ بدر ظرفى از آب برداشتم که به یکى از برادران دینى خود که در گوشه میدان به روى زمین افتاده، خون از بدنش ریخته و در آستانه رحلت بود برسانم.

حکایات (خاطره ای از علامه طهرانی در زیارت مرقد حضرت خدیجه علیها السلام)

عارف کامل حضرت علامه طهرانی اعلی الله مقامه خاطره ای را در کیفیت احتجاج با یک مرد مطّلع سنّی مذهب در حقانیّت و افضیّلت امیر المومنین علیه السلام در امر خلافت و وصایت در سفر به حجّ خانه خدا و زیارت قبرستانی که حضرت خدیجه سلام الله علیها و اجداد پیامبر صلی الله علیه و آله در آنجا مدفون اند، نقل می کنند که بسیار زیباست؛ می فرمایند:

حکایات (حقّ استاد) در حالات عالِم وارسته مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد علی اراکی رحمة الله علیه نقل است که بارها دیده بودند که سر قبری می روند و فاتحه می خوانند وقتی پرسیده بودند آیا از خویشان است؟ فرموده بودند: نه صاحب این قبر داستانی از منقبت علی علیه السلام برایم تعریف کرده و بر من حق استادی پیدا کرده است.
حکایات (سفر امام حسن عسکری علیه السلام به ایران)

طبق روایتی که علاّمه مجلسی رحمة الله علیه نقل می‏کند، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام از روی اعجاز در زمان خویش به گرگان رفتند و با دوستان و یاران بی‏شمار خویش دیدار داشته است

نمونه ای از تبعات سوء حکومت والیان بی لیاقت

تبعات سوء مدیریت و حکومت افراد بی لیاقت در طول تاریخ بیش از آن است که در این مختصر بگنجد که در اینجا تنها به یک مورد از آن که در زمان حکومت و غصب خلافت عثمان لعنة الله علیه رخ داد و بسیار جانکاه بوده و موجب تاثر شدید حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه شده را اشاره می کنیم

حکایات (علت دفن امام حسن عسکری علیه السلام در منزلشان)

زمانی که خبر شهادت آن حضرت در شهر منتشر شد ناله مردم بلند شد و بازار و مغازه ها تعطیل شد. بزرگان شهر اعم از حکومتی و غیر حکومتی، قضاة، امراء و وکلاء و نویسندگان و سایر مردم در تشییع جنازه آن حضرت شرکت کردند و

حکایات (ارزشمند بودن کتاب نزد فاطمه زهرا سلام الله علیها)

صدّیقۀ کبرى فاطمه زهرا سلام الله علیها، أخبار و روایات پدر بزرگوارش را تحت عنوان مجموعه و کتابی جمع آوری کرده بود، ابن مسعود می گوید: مردى نزد حضرت زهرا علیها السلام رفت و گفت: آیا از پدرت رسول خدا یادگارى دارى که به من عنایت نمائى؟

حکایات (لذّتِ مطالعۀ کتاب)

آیت الله حسن زاده آملی در درس خود می‌فرمود: « شبی کشاورزی از آمل میهمان من شد به او شام دادم و رختخواب پهن کردم او خوابید و من به مطالعه مشغول شدم ساعتی گذشت بیدار شد نگاهی به من انداخت و چیزی نگفت. باز مقداری خوابید و

حکایات (از إدّعا تا عمل در معرفت خدا و اولیائش)

مَأْمُونٍ الرَّقِّی‏ مى ‏گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که سهل بن‏ حسن خراسانى وارد شد و به آن حضرت سلام کرد و نشست آنگاه عرض کرد: شما مهر و رحمت دارید. شما اهل‏ بیت امامت هستید. چگونه از حق خویش باز ایستاده ‏اید، با این که صد هزار شمشیرزن آماده به رکاب در خدمت ‏شما هستند. امام صادق علیه السلام فرمود: