گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «احادیث امام حسین» ثبت شده است

احادیث معصومین (آفت غربت و تنهایی)

امیر مومنان علیه السّلام می فرمایند: با گروهی که بر مدار حقیقتند همراه باشید! زیرا دست خدا با جمع شوندگان بر حق و حقیقت است و از تنهایی و تکروی و خودمحوری حذر کنید، زیرا کسانى که از جماعت حق کناره گیری مى کنند طعمه شیطان می شوند همانطور که وقتی گوسفندی از گله اش جدا افتاد خوراک گرگ می گردد.!

وَ الْزَمُوا السَّوَادَ الاَعْظَم فَإِنَّ یَدَ اللهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ، وَ إِیَّاکُمْ وَ الْفُرْقَةَ، فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّیْطَانِ، کَمَا أَنَّ الشَّاذَّةَ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْبِ. (نهج البلاغه)



احادیث معصومین (عاقبت طعن زنندگان به زوّار اهل بیت در کلام پیامبر) ابو عامر، واعظ اهل حجاز، گوید: رفتم به خدمت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام و سؤال کردم که یا ابن رسول اللَّه! چه ثواب دارد کسى که زیارت کند حضرت امیر المؤمنین علیه السلام را و تعمیر نماید تربت آن حضرت را؟ فرمودند: اى ابو عامر! خبر داد مرا پدرم از پدرش از جدّش از حضرت امیر المؤمنین علیه السلام که حضرت سیّد المرسلین فرمودند به من که: 
لمعات الحسین علیه اسلام (15) خطبه حضرت در شب عاشورا در جمع اصحاب

حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام روز تاسوعا نزدیک غروب آفتاب اصحاب خود را جمع نمودند. و حضرت علىّ بن الحسین زین العابدین علیه السّلام مى‏ فرماید: من نزدیک رفتم تا ببینم به آنها چه مى ‏گوید؛ و من در آن وقت مریض بودم. پس شنیدم که پدرم به اصحاب خود چنین فرمود:

لمعات الحسین علیه السلام (14) خطبه حضرت در توصیف خود و توصیف اهل کوفه‏

از طبرى نقل است که أبو مِخْنَف از عَقَبه بن أبى العِیزاز روایت کرده است که حسین علیه السّلام اصحاب خود و اصحاب حرّ را در بى ضَه مخاطب قرار داده‏ و بدین خطبه مشغول شد:

لمعات الحسین علیه السلام (12) خطبه حضرت در وقت ممانعت حر

چون حرّ بن یزید ریاحى از حرکت آن حضرت به کوفه و یا مراجعت به مدینه به شدّت منع کرد، آن حضرت در ذِى حَسَم بپا خاست، و طبق روایت طبرى در «تاریخ» از عَقَبه بن أبى العیزاز:

لمعات الحُسین علیه السلام (11) اشعار حضرت هنگام حرکت به سوى کوفه‏

چون آن حضرت به صَوب کوفه کوچ مى‏فرمود، فَرَزْدَق بن غالب که از شعراى نامى آن عصر بود، با آن حضرت در راه برخورد نموده و در ضمن ملاقات معروض داشت: اى پسر رسول خدا! چگونه به اهل کوفه اعتماد مى‏ نمائى؛ و اینان همان هائى هستند که پسر عمویت مُسلم بن عقیل و پیروان او را کشتند!؟

لمعات الحسین علیه السلام (10) خطبه حضرت در مکّه هنگام خروج به کربلا

وَ رُوِىَ أَنَّهُ علیه السلام لَمَّا عَزَمَ عَلَى الْخُرُوجِ إلَى الْعِرَاقِ قَامَ خَطِیبًا، فَقَال: الْحَمْدُ لِلَّهِ، مَا شَآءَ اللَهُ، وَ لَا قُوَّه إلَّا بِاللَهِ، وَ صَلّى اللَهُ عَلَى رَسُولِهِ. خُطَّ الْمَوْتُ عَلَى وُلْدِ ءَادَمَ مَخَطَّ الْقِلَادَة عَلَى جِیدِ الْفَتَاة. وَ مَا أَوْلَهَنِى إلَى أَسْلَافِى اشْتِیَاقَ یَعْقُوبَ إلَى یُوسُفَ. وَ خُیِّرَ لِى مَصْرَعٌ أَنَا لَاقِیهِ؛ کَأَنِّى بَأَوْصَالِى تَتَقَطَّعُهَا عُسْلَانُ الْفَلَوَاتِ بَیْنَ النَّوَاوِیسِ وَ کَرْبَلآءَ؛ فَیَمْلَانَ مِنِّى أَکْرَاشًا جُوفًا، وَ أَجْرِبَه سُغْبًا.

لمعات الحسین علیه السلام (9) دعوت از اصحاب براى تبلیغ ولایت‏

چون حضرت امام حسن مجتبى علیه السّلام در سنه 49 هجرى به زهر معاویه توسّط جُعده، دختر أشعث بن قیس که زوجه آنحضرت بود مسموم شده و به شهادت‏ رسیدند [1] ، پیوسته فتنه و بلاء بالا مى ‏رفت و شدّت امر بر شیعه بیشتر مى ‏شد؛ به طورى که در

لمعات الحسین علیه السلام (8) مواعظی درباره علم، تجربه، دوستى،.. و مظلوم‏

از کتاب «اعلام الدّین» روایتست که‏: قَالَ علیه السلام: دِرَاسَة الْعِلْمِ لِقَاحُ الْمَعْرِفَةِ. وَ طُولُ التَّجَارِبِ زِیَادَه فِى الْعَقْلِ. وَ الشَّرَفُ التَّقْوَى. وَ الْقُنُوعُ رَاحَه الأبْدَانِ. وَ مَنْ أَحَبَّکَ نَهَاکَ؛ وَ مَنْ أَبْغَضَکَ أَغْرَاکَ. 

لمعات الحسین علیه السلام (7) نامه حضرت درباره خیر دنیا و آخرت‏

از حضرت صادق علیه السّلام وارد است که فرمود: روایت کرد براى من پدرم، از پدرش- که بر آن دو سلام باد- که مردى از اهل کوفه، نامه ‏اى به محضر حضرت حسین بن علىّ نوشت بدین مضمون: اى سیّد من و آقاى من! مرا خبر ده که خیر دنیا و آخرت چیست؟

لمعات الحسین علیه السلام (6) راهکار پرهیز از گناه

و از جمله مواعظ آن حضرت است: رُوِىَ أَنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِىٍّ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ جَآءَهُ رَجُلٌ وَ قَالَ: أَنَا رَجُلٌ عَاصٍ، وَ لَا أَصْبِرُ عَنِ الْمَعْصِیَه؛ فَعِظْنِى بِمَوْعِظَه! فَقَالَ علیه السلام: افْعَلْ خَمْسَه أَشْیَآءَ؛ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ! فَأَوَّلُ ذَلِکَ: لَا تَأْکُلْ رِزْقَ اللَهِ، وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ! وَ الثَّانِى: 

لمعات الحسین علیه السلام (5) مواعظی در تحریض و تشویق بر کارهاى پسندیده‏

و از جمله خطبه ‏هاى آن حضرت است که علىّ بن‏عیسى إربلى آورده است: خَطَبَ الْحُسَیْنُ علیه السلام، فَقَالَ: أَیُّهَا النَّاسُ! نَافِسُوا فِى الْمَکَارِمِ، وَ سَارِعُوا فِى الْمَغَانِمِ، وَ لَا تَحْتَسِبُوا بِمَعْرُوفٍ لَمْ تَعْجَلُوا. وَ اکْسِبُوا الْحَمْدَ بِالنُّجْحِ، وَ لَا تَکْتَسِبُوا بِالْمَطَلِ ذَمًّا؛ 

لمعاتُ الحسین علیه السلام (3) وصیّت به محمّد بن حنفیّه‏

در وقتى که آن حضرت مى ‏خواستند از مدینه منوّره به مکّه مکرّمه حرکت کنند، وصیّت نامه ‏اى نوشته و آن را به خاتم خود ممهور نمودند؛ و سپس آن را پیچیده و به برادر خود محمّد بن حنفیّه تسلیم نمودند. و پس از آن با او وداع نموده و در جوف شب سوّم شعبان سنه شصت هجرى با جمیع اهل بیت خود به سمت مکّه رهسپار شدند. و آن وصیّت چنین است: 

لمعات الحسین علیه السلام (2) اصلاح مردم و بیان علت قیام خود

(امام حسین علیه السلام) خطبه ‏اى درباره ترک امر به معروف و نهى از منکر، و قیام ظَلَمه و حکّام جائر ایراد نموده ‏اند، و مفصّلًا از محرومیّت مظلومان و تفرّق از حقّ بیان مى ‏فرمایند، و در ضمن اینکه گوشزد مى ‏کنند که: مَجَارِى الامُورِ وَ الاحْکَامِ عَلَى أَیْدِى الْعُلَمَآءِ بِاللَهِ، الامَنَاءِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ؛ چنین مى‏ گویند که: