گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت اشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت اشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

۲۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حکایات آموزنده» ثبت شده است

حکایات (زهد و بى اعتنائى مرحوم کمپانی نسبت به زخارف دنیویّه‏)

یکى از سروران و دوستان حقیر که فعلًا از علماى نجف أشرف هستند: جناب الآیة الحجّة آقاى حاج سیّد محمّد رضاى خلخالى أدام الله برکاته براى حقیر نقل کردند که: من روزى در بازار حُوَیْش مى‏رفتم؛ و دیدم آقاى حاج شیخ محمّد حسین در وسط کوچه، خم شده است؛ و پیازها را جمع مى‏ کند؛ و پیوسته با خود مى ‏خندد.

حکایات (شدّت اهتمام مرحوم آیة الله آخوند خراسانى‏ به امور طلّاب‏)

مرحوم علامه طهرانی رضوان الله علیه خود به امور شاگردان خصوصا طلاب اهتمام خاصی داشتند و در ضمن یادداشت های خود در اینباره حکایتی را بدین صورت نقل می کنند که جناب محترم آیةالله آقاى حاج سید مهدى روحانى (فرزند مرحوم آقاى حاج سید أبوالحسن) از مرحوم آیة الله آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانى نقل کردند که:

حکایات (اهتمام علّامه طهرانی نسبت به بازار نرفتن زنان و عدم اختلاط با نامحرم)

مرحوم علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه می فرمودند: سال اولی که به مشهد مقدس مُشرّف شده بودیم، زمستان خیلی سردی بود تقریباً طرف ‏های عصر و غروب بود که تب زیادی کردم؛ خانم آمدند و گفتند در منزل نان نداریم، 

حکایات (عاقبت کسی که حجّ واجب را عمداً ترک کند)

مرحوم آیة الله الحقّ و الیقین فقیه معظّم  آقای حاج شیخ جواد انصاری همدانی داستان عجیب و شگفت‌انگیزی درباره عدم اسلام مُسَوِّفِین حجّ بیان فرمودند: یکی از تجّار معروف و مشهور همدان که به صلاح و تقوی مشهور و معروف بود بواسطه عارضه مرض سکته قلبی فوت کرد؛ و فوت نابهنگام او أثر شدیدی در ارحام و بازماندگان و دوستان او گذاشت.

حکایات (حقّ استاد و عملگی علّامه طهرانی برای استادشان)

عارف کامل مرحوم حضرت آیت الله علامه طهرانی رضوان الله علیه می فرمودند: در منزل ایشان (مرحوم آقای انصاری همدانی) چاه آبى بود که رفقا براى تجدید وضو مى‏بایست از آن چاه، آب بکشند و آن هم با تلمبه که وسیله ‏اى بود در قدیم براى آب بالا کشیدن، و در عین حال بسیارى از اوقات آن تلمبه خراب مى‏ شد و رفقا با مشکل مواجه مى ‏شدند، 

حکایات (میهمان نوازى و سختی معیشت آقاى انصارى همدانی ره)

مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه نقل می کردند: مرحوم انصارى در همدان ملجأ دوستان راه خدا و سالکان إلى الله از اطراف و اکناف بود. در همه وقت از فصول سال، شیفتگان معرفت و ولایت از اقصى نقاط براى ادراک محضرش شَدّ رحال نموده چند روزى در منزل ایشان سکونت مى‏ نمودند

حکایات (هدیه، کدورت را رفع می کند)

یکی از شاگردان حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه الشریف که در کسوت اهل علم هستند نقل می کردند : یکبار بین من و همسرم کدورتی پیش آمد، خدمت حضرت علّامه رسیدم و عرض حال کردم. ایشان دست در جیبشان کردند و پولی را که زیاد هم بود به بنده دادند و فرمودند: همه این پول را برای اهل بیتتگل و شیرینی بخر . بنده هم عمل کردم و مشگلی که گره شدیدی خورده بود به همین راحتی با خرید گل و شیرینی باز شد.

حکایات (سختی قضاوت و دقت حساب در قیامت)

مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه در کتاب معادشناسی حکایتی بس شگفت را درباره سختی قضاوت و دقت در حساب در روز قیامت نقل می کنند و می نویسند:

حکایات (استمرار حالات روزه)

یکی از شاگردان حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه نقل می کرد: قبل از ماه مبارک رمضان خدمت حضرت علامه رسیدم ایشان یک دستوراتی درباره ماه رمضان و روزه و کیفیت آن و خلاصه حالات سالک الی الله در این ماه فرمودند،

حکایات (اسلام و کفر در میدان عمل و اخلاق)

از حذیفه روایت است از هشام که: در جنگ‏ بدر ظرفى از آب برداشتم که به یکى از برادران دینى خود که در گوشه میدان به روى زمین افتاده، خون از بدنش ریخته و در آستانه رحلت بود برسانم.

هیزم های کوچک (تاثیر گناهان کوچک)

کوچک دانستن گناه از کبائر است چه بسیار مکروهاتی که نفس را برای محرمات آماده نمودند مقاله حاضر اجمالی از یکی از سخنرانی های استاد حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی است که با اتکاء به سیره امام حسن عسکری علیه السلام به این موضوع پرداخته اند

حکایات (ارزشمند بودن کتاب نزد فاطمه زهرا سلام الله علیها)

صدّیقۀ کبرى فاطمه زهرا سلام الله علیها، أخبار و روایات پدر بزرگوارش را تحت عنوان مجموعه و کتابی جمع آوری کرده بود، ابن مسعود می گوید: مردى نزد حضرت زهرا علیها السلام رفت و گفت: آیا از پدرت رسول خدا یادگارى دارى که به من عنایت نمائى؟

حکایات (لذّتِ مطالعۀ کتاب)

آیت الله حسن زاده آملی در درس خود می‌فرمود: « شبی کشاورزی از آمل میهمان من شد به او شام دادم و رختخواب پهن کردم او خوابید و من به مطالعه مشغول شدم ساعتی گذشت بیدار شد نگاهی به من انداخت و چیزی نگفت. باز مقداری خوابید و

حکایات (آشنایی پرفسور سجادی نابغه چشم پزشکی جهان با علامه طهرانی)

پرفسور دکتر سجادی، به تحقیق یکی از برترین های چشم پزشکی دنیاست که به خاطر یک جلسه مداوا، به خیل ارادتمندان و شاگردان سلوکی حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه پیوست؛ کتاب "آیین رستگاری" حاصل جلسات توجیهی سلوکی علامه با ایشان است که از نفیس ترین بیانات علامه به حساب می آید که برای هر طالب و سالکی مطالعه آن ضروری است؛ فرزند دوم علامه در مقدمه این کتاب از نحوه این آشنایی می گوید.

حکایات (از إدّعا تا عمل در معرفت خدا و اولیائش)

مَأْمُونٍ الرَّقِّی‏ مى ‏گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که سهل بن‏ حسن خراسانى وارد شد و به آن حضرت سلام کرد و نشست آنگاه عرض کرد: شما مهر و رحمت دارید. شما اهل‏ بیت امامت هستید. چگونه از حق خویش باز ایستاده ‏اید، با این که صد هزار شمشیرزن آماده به رکاب در خدمت ‏شما هستند. امام صادق علیه السلام فرمود:

حکایات (ظاهرگرایی)

روزی ابو حنیفه پیشوای مذهب حنفی از مذاهب اهل سنّت، به حضور امام صادق علیه السلام آمد، هنگام خداحافظی، امام صادق علیه السلام به عصا تکیه داده بود، ابوحنیفه پرسید:

حکایات (معجزه ای از امام مجتبی علیه السلام)

روزى امام حسن مجتبى علیه السلام در جمعى از اقشار مختلف مردم حضور داشت ، که یکى از افراد آن مجلس گفت :
یابن رسول اللّه ! شما که این قدر قدرت دارید و مى توانید با دعا معاویه را نابود کنید و زمین عراق و شام را جابه جا نمائید؛ و حتّى کارى کنید که زن تبدیل به مرد شود؛ و یا مرد، زن گردد، چرا این همه ظلم هاى معاویه را تحمّل کرده و سکوت مى نمایید؟ بقیه در ادامه

حکایات (تقوا در صرف وجوهات شرعیه)

آقا سیّد محمّد حجّت کوه کمرى أعلَى اللهُ مقامَه الشّریف که از مراجع پاکیزه و عالیقدر حوزه علمیّه قم بوده‏ اند، که وقتى یک نفر مرد دهاتى از باب وجوه شرعیّه یک اسکناس پنج تومانى در دست ایشان گذاشت. ایشان چون آن وجه را گرفتند دست آن مرد را رها نمی کردند...

حکایات (مقصود از امام حسین علیه السلام خداست) در یکی از مسافرتهایی که به جهت زیارت امام حسین علیه السّلام می‌رفتیم، جهت خواندن نمازهای مستحب و واجب توقف کردیم اما رفقای ما عجله داشتند که هر چه سریعتر حرکت کنند و خود را به کربلا برسانند. من به آنها گفتم: آیا قصد ما از زیارت امام حسین علیه السّلام خداست؟ و یا اینکه قصد ما
حکایات (ادّعای تشیّع) هنگامی که امام رضا علیه السلام در خراسان بود گروهی از راه دور برای زیارت او به درب منزل حضرت آمدند و اجازه خواستند به حضور او شرفیاب گردند. دربان حضرت به حضور او رسید و عرض کرد: گروهی آمده اند و می خواهند به محضر شما برسند و می گویند ما شیعه علی علیه السلام هستیم. 
امام رضا علیه السلام فرمود: من مشغولم ، به آنها بگو برگردند. 
حکایات (تعصّبات جاهلانه)

مرحوم میرزا جواد آقاى ملکى تبریزى در تالیف ارزشمند خود در لقاء الله حکایت نموده است : حکیمى در اصفهان زندگى مى کرد که بر طبق عادت ، هر روز خدمتکار خویش را براى تهیه طعام خویش و کسانى که احیانا در آن روز میهمان او بودند، به بازار مى فرستاد...

حکایات (کرامت در حفظ اسرار و عیوب است)

بعضی از اولیای الهی در این عالم، باطن انسانها و صفات حیوانی آنان را می‌بینند و می‌شناسند، ولی از آن جا که مظهر صفت ستّار العیوب الهی‌اند، سرپوشی می‌ کنند و رازهای مردم را فاش نمی ‌کنندعارف فرزانه‌ی صمدانی مرحوم ملا حسینقلی همدانی از این چنین عظمت روحی برخوردار بود. شیخ محمد رازی در این رابطه، از زبان یکی از شاگردان آخوند نقل می‌ کند:

حکایات (وصال محبوب)

یکی از دانشمندان، آرزوی زیارت حضرت بقیة الله ارواحنافداه را داشت و از عدم موفقیّت خود، رنج می برد. مدت ها ریاضت کشید و آنچنان که در میان طلاب حوزه ی نجف مشهور است، شب های چهارشنبه به «مسجد سهله» می رفت و به عبادت می پرداخت، تا شاید توفیق دیدار آن محبوب عاشقان نصیبش گردد.

حکایات (لزوم انقیاد کامل نسبت به استاد در سیر الی الله) یکی از آقازاداگان حضرت علامه رحمة الله علیه نقل می کردند: قبل از انقلاب اسلامى ایران در زمان گذشته روزى فردى معمّم و متشخّص به مرحوم والد (علامه طهرانی)، رضوان الله علیه مراجعه مى ‏کند و از ایشان کسب تکلیف سلوکى و مقدمۀ موصله را مى ‏نماید. مرحوم والد پس از طى چند جلسه صحبت و تبیین مواضع و توضیح مراتب در جلسه آخر به او مى ‏فرمایند:
حکایات (عظمت روحى کودکان و حکایت فوت فرزند علامه طهرانی در کودکی) اسم او را سیّد محمّد جواد نهادیم. بچّه ‏اى بود بسیار با نور و با صفا و گوئى نور خالص بود که در همان کودکى مشهود بود؛ و بنده به او مسیح زمان، و نور خالص لقب داده بودم. هنوز راه نمیرفت و زبان باز نکرده بود، صبح ها از خواب بر مى ‏خاست بدون آنکه گریه کند یا شیر بخواهد و یا سراغ مادرش برود، با همان قنداقه دست و پا زنان به سوى من مى ‏آمد و در دامنم مى‏ نشست.
حکایت (هنر انتظار)

یکى از علماى بزرگ شیعه گفته بود: من باور نداشتم که این جمله را اباعبداللَّه فرموده باشد به این دلیل که با خودم فکر مى‏کردم اصحاب امام حسین خیلى هنر نکردند، دشمن خیلى شقاوت به خرج داد. امام حسین است، ریحانه پیغمبر است، امام زمان است، فرزند على است، فرزند زهراست؛ هر مسلمان عادى هم اگر امام حسین علیه السلام را در آن وضع مى‏دید، او را یارى میکرد