گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه

پایگاه نشر علوم و معارف اسلام تحت إشراف حجّة الاسلام و المسلمین حاجّ شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان عارف کامل حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه

۲۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حکایاتی از علامه طهرانی» ثبت شده است

پرسش و پاسخ (حرز امام رضا علیه السلام)

سلام علیکم سوالی داشتم از خدمتتون ممنون میشم جواب بدید بنده در سایتی حرزی از امام رضا علیه السلام دیدم که اسمش بود حرز رقعه الجیب… رقعة الجیب حرز حضرت رضا علیه السّلام است:...ایا بنده با وضو میتوانم این دعا را نوشته و همراه خود داشته باشم؟ یا شرایط خاصی دارد برای نوشتنش؟ پاسخ از حجت الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی

حکایات (ذکر لقب "علّامه" بر مرحوم علّامه طهرانی ره)

ممکن است در انظار عمومی این سوال مطرح شود که با توجه به اینکه اولیاء و عرفای بالله از هر گونه لقب و شهرت و عنوانی اجتناب می کردند پس چگونه است که مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه حتی در زمان حیات راضی شدند تا تمام مولفات و کتاب های ایشان به عنوان علامه آیة الله نوشته شود؟ روزى مرحوم علّامه طهرانى رحمة الله علیه در اینباره فرموده بودند:

حکایات (نورانیت صحیفهٔ سجّادیه)

مرحوم علامه آیت الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی اعلی الله مقامه در کتاب امام شناسی حکایت زیبایی را راجع به کتاب نورانی و وحیانی صحیفه سجادیه علیه السلام نقل می کنند که عین آن تقدیم می گردد

نفحات الاُنس (جایگاه شهدای حرم امام رضا علیه السلام در روز عاشوار سال 1415 ق) عارف کامل مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه می فرمودند: این زائرانی که در حرم مطهّر امام رضا علیه السلام به لقاء خداوند پیوستند اینها در حکم شهیدند و این اتّفاق گرچه به تقدیر الهی و به دست برخی از اشقیاء بود، ولی این یک روی سکّه است؛ روی دیگر سکّه آنست که ایشان به خداوند لبّیک گفته بودند و خداوند هم لبّیک ایشان را اجابت فرمود...
حکایات (عدم جواز مقایسه شهدا با حضرت علی اکبر علیه السلام)

اوائل انقلاب که افراد زیادی در راه برقراری حکومت اسلام شربت شهادت نوشیدند و بعد از آن هم که جنگ تحمیلی آغاز شده بود و عدّه ای از جوانان پاک و مخلص در جبهۀ جنگ شهید می شدند، برخی این شهدا را با شهدای کربلا مقایسه می کردند و گاه قدم را بالاتر نهاده، آنها را با حضرت علیّ اکبر سلام الله علیه قیاس می نمودند،

حکایات (آشنایی پرفسور سجادی نابغه چشم پزشکی جهان با علامه طهرانی)

پرفسور دکتر سجادی، به تحقیق یکی از برترین های چشم پزشکی دنیاست که به خاطر یک جلسه مداوا، به خیل ارادتمندان و شاگردان سلوکی حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه پیوست؛ کتاب "آیین رستگاری" حاصل جلسات توجیهی سلوکی علامه با ایشان است که از نفیس ترین بیانات علامه به حساب می آید که برای هر طالب و سالکی مطالعه آن ضروری است؛ فرزند دوم علامه در مقدمه این کتاب از نحوه این آشنایی می گوید.

حکایات (وصف حال علامه طهرانی در سرزمین منی )

(مرحوم حضرت آیت الله علّامه طهرانی رحمة الله علی)ه در طول عمر پر برکت خود مکرّر به حجّ مشرّف شدند و حال و انقلاب و انصراف و سوز و گداز در این سفر همواره در ایشان مشهود بود، و وارداتشان در حجّ بسیار بیشتر می شد.

نسبت علّامه طهرانی با علّامه مجلسی رحمة الله علیهما

یکی از حق دارترین عالمان شیعی که بر ذمّه تمام شیعیان بل مسلمانان جهان حقّ وافری دارد، مرحوم علاّمه ملّا محمّد باقر مجلسی صاحب بحارالانوار رضوان الله تعالی علیه است که سی ام مرداد را روز تکریم و بزرگداشت ایشان نام نهاده اند؛ مرحوم علّامه طهرانی اعلی الله مقامه همواره به نیکی و کرامت از او یاد کرده و چون از نوادگان ایشان بودند بر خود می بالیدند که در ادامه به آن اشاره می شود

حکایات (زهد و بى اعتنائى مرحوم کمپانی نسبت به زخارف دنیویّه‏)

یکى از سروران و دوستان حقیر که فعلًا از علماى نجف أشرف هستند: جناب الآیة الحجّة آقاى حاج سیّد محمّد رضاى خلخالى أدام الله برکاته براى حقیر نقل کردند که: من روزى در بازار حُوَیْش مى‏رفتم؛ و دیدم آقاى حاج شیخ محمّد حسین در وسط کوچه، خم شده است؛ و پیازها را جمع مى‏ کند؛ و پیوسته با خود مى ‏خندد.

حکایات (اهتمام علّامه طهرانی نسبت به بازار نرفتن زنان و عدم اختلاط با نامحرم)

مرحوم علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه می فرمودند: سال اولی که به مشهد مقدس مُشرّف شده بودیم، زمستان خیلی سردی بود تقریباً طرف ‏های عصر و غروب بود که تب زیادی کردم؛ خانم آمدند و گفتند در منزل نان نداریم، 

حکایات (جذبه و عنایت خاصّه امام رضا علیه السلام به علامه طهرانی ره)

جذبات و انوار ملکوتی ساحت مقدس امام علی بن موسی الرضا علیه السلام بر کسی پوشیده نیست و هر کسی را به فراخور سعه و ظرفیت و از طرفی میزان خلوص و صدقش شامل می شود گرچه در این میان جذبات خاصه شامل اولیاء خداست؛ یکی از این جذبات خاصّه که مورد تایید علامه طباطبایی رحمة الله علیه بوده، در مورد علامه طهرانی اعلی الله مقامه است که آن را مرور می کنیم.

حکایات (حقّ استاد و عملگی علّامه طهرانی برای استادشان)

عارف کامل مرحوم حضرت آیت الله علامه طهرانی رضوان الله علیه می فرمودند: در منزل ایشان (مرحوم آقای انصاری همدانی) چاه آبى بود که رفقا براى تجدید وضو مى‏بایست از آن چاه، آب بکشند و آن هم با تلمبه که وسیله ‏اى بود در قدیم براى آب بالا کشیدن، و در عین حال بسیارى از اوقات آن تلمبه خراب مى‏ شد و رفقا با مشکل مواجه مى ‏شدند، 

حکایات (میهمان نوازى و سختی معیشت آقاى انصارى همدانی ره)

مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه نقل می کردند: مرحوم انصارى در همدان ملجأ دوستان راه خدا و سالکان إلى الله از اطراف و اکناف بود. در همه وقت از فصول سال، شیفتگان معرفت و ولایت از اقصى نقاط براى ادراک محضرش شَدّ رحال نموده چند روزى در منزل ایشان سکونت مى‏ نمودند

کرامتی از حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به نقل از علامه طهرانی‏

مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه نقل می کنند: پینه ‏دوزى بود سر کوچه حمّام وزیر که منزل ما در آنجا بود، و ما کفش هاى خود را براى پینه و وصله به او میدادیم. یک روز با حالت گریه به منزل آمد و این قضیّه را براى پدرم که عالم محلّه بود تعریف کرد، و من صغیر بودم و خوب به خاطر دارم.

حکایات (هدیه، کدورت را رفع می کند)

یکی از شاگردان حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه الشریف که در کسوت اهل علم هستند نقل می کردند : یکبار بین من و همسرم کدورتی پیش آمد، خدمت حضرت علّامه رسیدم و عرض حال کردم. ایشان دست در جیبشان کردند و پولی را که زیاد هم بود به بنده دادند و فرمودند: همه این پول را برای اهل بیتتگل و شیرینی بخر . بنده هم عمل کردم و مشگلی که گره شدیدی خورده بود به همین راحتی با خرید گل و شیرینی باز شد.

حکایات (استمرار حالات روزه)

یکی از شاگردان حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه نقل می کرد: قبل از ماه مبارک رمضان خدمت حضرت علامه رسیدم ایشان یک دستوراتی درباره ماه رمضان و روزه و کیفیت آن و خلاصه حالات سالک الی الله در این ماه فرمودند،

نفحات الاُنس (ادب در محضر قرآن) عارف کامل مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه می فرمودند: کسی می خواسته از مرحوم آیت الله بروجردی رضوان الله علیه قرآن بگیرد و می پرسد: آیا قرآن خدمت شما هست؟ ایشان قرآنشان را از جیبشان در می آورند و فورا می فرمایند: ما در خدمت قرآنیم.
نمونه ای از تبعات سوء حکومت والیان بی لیاقت

تبعات سوء مدیریت و حکومت افراد بی لیاقت در طول تاریخ بیش از آن است که در این مختصر بگنجد که در اینجا تنها به یک مورد از آن که در زمان حکومت و غصب خلافت عثمان لعنة الله علیه رخ داد و بسیار جانکاه بوده و موجب تاثر شدید حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه شده را اشاره می کنیم

نفحات الاُنس (تجلّی نور قرآن)

عارف کامل علامه طهرانی رحمة الله علیه می فرمودند:

اینجانب که به شهر مقدس مشهد رضوى علیه و على آبائه السلام در سنه 1400، هجریه و قمریه در روز بیست و چهارم شهر جمادى الأولى براى اقامت و توطّن مهاجرت نموده؛ و در جوار این بضعه رسول الله بار خود را فرو آوردم؛ روزى دو نفر روضه خوان به دیدن من آمدند: 

حکایتی ناب از علامه طهرانی درباره آزادی خرمشهر

یکی از شاگردان مرحوم علامه طهرانی قدس سره نقل میکرد: ایام فتح خرمشهر بود که در منزل مرحوم علامه روی بالکن مشغول کار کردن بودم و ایشان در مکتبه ( کتابخانه) خود مشغول تالیف بودند که در آسمان صدای عبور هلی‌ کوپتر بلند شد و مرحوم علامه تشریف آوردند بیرون و پرسیدند چه خبر است؟ عرض کردم...

حکایات (همنشینی و معیّت با خدا)

یکى از دوستان ما که از طلّاب نجف بود، و سالیانى ادراک محضر مرحوم قاضى أعلى الله مقامه را نموده بود؛ براى حقیر مى ‏گفت: قبل از اینکه با حضرت ایشان آشنا شوم، هر وقت ایشان را مى ‏دیدم، خیلى دوست مى ‏داشتم؛ و چون در سلوک، و رسیدن به لقاء الله، و کشف وَحْدت حضرت حقّ شک داشتم؛ لهذا از رفتن به محضر ایشان کوتاه مى ‏آمدم. تا وقتى یکى از دوستان...

حکایات (لزوم انقیاد کامل نسبت به استاد در سیر الی الله) یکی از آقازاداگان حضرت علامه رحمة الله علیه نقل می کردند: قبل از انقلاب اسلامى ایران در زمان گذشته روزى فردى معمّم و متشخّص به مرحوم والد (علامه طهرانی)، رضوان الله علیه مراجعه مى ‏کند و از ایشان کسب تکلیف سلوکى و مقدمۀ موصله را مى ‏نماید. مرحوم والد پس از طى چند جلسه صحبت و تبیین مواضع و توضیح مراتب در جلسه آخر به او مى ‏فرمایند:
حکایات (عظمت روحى کودکان و حکایت فوت فرزند علامه طهرانی در کودکی) اسم او را سیّد محمّد جواد نهادیم. بچّه ‏اى بود بسیار با نور و با صفا و گوئى نور خالص بود که در همان کودکى مشهود بود؛ و بنده به او مسیح زمان، و نور خالص لقب داده بودم. هنوز راه نمیرفت و زبان باز نکرده بود، صبح ها از خواب بر مى ‏خاست بدون آنکه گریه کند یا شیر بخواهد و یا سراغ مادرش برود، با همان قنداقه دست و پا زنان به سوى من مى ‏آمد و در دامنم مى‏ نشست.