گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشرِ علوم و معارف، تحت إشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان علامه آیت الله حاج سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی ره

پایگاه نشرِ علوم و معارف، تحت إشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان علامه آیت الله حاج سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی ره

۲۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عرفان و قرآن» ثبت شده است

یک آیه عرفان (قرآن توفیقات معنوی و علمی را رزق می داند)

خدای متعال می فرماید: ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیم﴾ (سوره تکاثر، آیه8) با تدبر در قرآن بدست می آید: وقتی در قرآن سخن از رزق می آید مراد فقط رزق ظاهری نیست، بلکه رزق معنوی را هم شامل می شود چنانچه از نبوت و ولایت تعبیر به رزق و نعمت شده است.

(یک آیه عرفان) منشأ بیماری اعتراض و پرخاش به خوبان و خوبی ها چیست؟

خدای متعال در آیات میانی از سوره مبارکه علق می فرماید: عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ ﴿5﴾کَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَى ﴿6﴾ أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى ﴿7﴾ إِنَّ إِلَى رَبِّکَ الرُّجْعَى ﴿8﴾ أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهَى ﴿9﴾ عَبْدًا إِذَا صَلَّى ﴿علق/10﴾

ای انسان این ما بودیم که تو را از هیچ خلق کردیم این ما بودیم علومی را در اختیارت قرار دادیم که اصلا نمی دانستی! چرا حالا که اندوخته ای از علم یا مال یا هرچیز دیگری پیدا کردی مبدأش را فراموش کردی؟ بدان این فراموشی مبدأ(توحید)، سرچشمه طغیان می شود ؛ درست باید در این آیات دقت کرد! خدای متعال علم را هرگز موجب طغیان نفس و حاجب از حق نمی داند؛

یک آیه عرفان (معنای یادگار بودن قرآن در میان ما از ناحیه پیامبر)

خدای متعال می فرماید: وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ ... (مائده/48)

پیامبر دارای هیمنه و سلطنت است ولی به قرینه سیاق کلام که انزال قرآن را قبل از مقام هیمنه آورده، می خواهد بفرماید: سلطنت، هیمنه، عظمت، شکوه و عزت و هرآنچه موجب بزرگی و بزرگواری پیامبر صلی الله علیه و آله است، همه از قرآنی است که ما در اختیار او گزاردیم تا وی را تصدیق کند پس تصدیق قرآن،

دستورالعمل هایی برای فیض بیداری و نماز شب

خیلی از مومنان و سالکان راه خدا تمنای بیداری شب و توفیق به عمل نمازشب را در دل دارند اما موفق به این عمل ممتاز نمی شوند یا گهگاهی از آنان فوت می شود لذا معمولا دنبال دستورالعمل یا راهکاری برای رسیدن به این فیض عظما هستند در این یادداشت بر اساس احادیث و کلام اولیای الهی به برخی از دستوراتی که می تواند در این زمینه موثر باشد اشاره شده است

یک آیه عرفان (پیروزی بر سختی ها)

خدای متعال می فرماید: فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿5﴾ اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿انشراح/6﴾

در این آیه دو نکته شگفت است اوّل: کمال در دنیا همراه با سختی است اما نتیجه اش شیرینی و حلاوت و آرامش است. دوّم: این نتیجه یعنی شیرینی، بعد از تلخی و سختی نیست بلکه

یک آیه عرفان (قدر و خصوصیّت شب برای مومن)

قال الله: وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى ﴿ضحی/2﴾

خدای متعال به شب آن هم به بخش پایانی آن یعنی سحر قسم می خورد اولا، قسم خدا در مقام انکار و در مقابل بینه نیست تا بخواهد چیزی را نفی کند چنانچه قسم انسان ها در محاکم در مقابل بینه و برای انکار است بلکه قسم خدا به خود

یک آیه عرفان (جهنم، نفهمیدن است)

خدای متعال می فرماید: وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ ﴿ملک/10﴾

بلندترین فریاد اهل جهنم این است: که نفهمیدیم؛ گفتند و شنیدیم ولی خود را به نشنیدن زدیم لذا همیشه سیره اولیای دین بر این بوده که فهم مردم را بالا ببرند و بدرستی باید گفت حقیقت سیر و سلوک الی الله بازشدن فهم انسان است! وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله از شخصی تعریف می کردند می فرمودند:

یک آیه عرفان (حقیقت موت و حیات جاهلی)

قال الله تعالی: وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً (سوره نساء (4) آیه 100)

ما که مردمان جاهلى را بعید معیب (دارای عیب) مى‏ دانیم براى این جهت است که روششان غلط بود. اگر کسى، پیغمبر حالا آمد و این پیغمبر را نشناخت یا از او تبعیت نکرد یا اسلام آورد ولى ایمان نداشت یا ایمان داشت ایمانش آن ‏طورى که باید و شاید رهبر او نبود یا آن ‏طورى که باید و شاید پیروى واقعى از آنها نکرد این عین همان مردمان جاهلى مى‏ ماند.

یک آیه عرفان (اساس زندگی مشترک در قرآن)

خدای متعال فرمود: وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ... ﴿نساء/19﴾ و فرمود: وَ مِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا... ﴿روم/21﴾

اساس زندگی در قرآن بر این دو اصل استوار است :

الف (برای مردان): رفتار با همسر بطوریکه دین و عقل آن را بپسندد و تحسین کند؛ زن کارگر منزل نیست؛ زن سالار خانه است؛ ب (برای زنان): درست است که مرد مسکن تهیه می‌کند هزینه زندگی را می پردازد اما سَکینت و آرامش بر عهده زن است؛ مرد سالار خانواده است.

یک آیه عرفان (راه بهشت باز و آسان است)

خدا فرمود: جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ ﴿سوره مبارکه ص آیه 50﴾

بهشت یک برکت است این آزادی و بازبودن، برکت دیگر است، نعمتی است روی نعمت، هیچ جا شما نمی‌ بینید که خدا بفرماید ما درِ بهشت و راه بهشت رفتن را می ‌بندیم، برای اینکه نه بیگانه می‌تواند بیاید نه آشنا از بهشت بیرون می‌رود ولی خود باز بودن دَر، نعمت و کرامتی است. اما جهنم عکس این مطلب است نه هیچ کسی حاضر است به جهنم برود و نه هیچ جهنمی می‌ تواند از جهنم بیرون بیاید، لذا فرمود: عَلَیْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَةٌ ﴿بلد/20﴾ در واقع کسانی که وارد جهنم می شوند از در بسته وارد می شوند، خدا درها را بسته بود اما برخی به سبب گناه به زور وارد شدند!! حرام همان در بسته است. در بهشت باز است یعنی راه بهشت رفتن باز و آسان است؛ 

یک آیه عرفان (موقعیت جغرافیایی قوم عاد)

قال الله تعالی:  وَ اذْکُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ (الاحقاف/21)

مفسّر کبیر قرآن حضرت علّامه طباطبایی در پاسخ به عارف کامل علّامه طهرانی رحمة الله علیهما که سوال می کنند: مراد از أحقاف در این آیه مبارکه چیست؟ می فرمایند: قریه ‏هائى بوده است بین سرزمین عراق و بین سرزمین یمن، که در آنجا هود پیغمبر، مردم را که قوم‏ عاد بودند دعوت کرد، و نپذیرفتند؛ و خداوند آنان را با فرستادن بادهاى سَموم هلاک کرد و فعلًا از آن سرزمین ها چیزى باقى نیست و همه از بین رفته ‏اند. (مهر تابان، متن، ص: 161)

*29 شوّال المکّرم طبق برخی روایات روز هلاکت قوم عاد به امر الهی است

یک آیه عرفان (زندگی مادّی، کودکی است)

قال الله تعالی:أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا ﴿نبأ/٦﴾ آیا زمین را مهد و گهواره شما قرار ندادیم؛

در این آیه ضمن بازگو شدن نعمت تکوینی زمین، از آن تعبیر به گهواره شده تا بفهماند ای انسان، اگر همه اش زمینی و مادّی فکر کنی و شب و روزت کسب پول باشد، بزرگ هم که باشی ثروتمند هم که شوی همان کودکی هستی که در گهواره است و با خیالاتش بازی میکند! همان که فرمود: دلا تا کی در این چرخ مجازی کنی مانند طفلان خاک بازی

یک آیه عرفان (بینایی و روشن دلی در قرآن)

قال الله تعالی: وَاذْکُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ أُوْلِی الْأَیْدِی وَالْأَبْصَارِ ﴿ص/45)

(و ای پیامبر، بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را یاد کن که داراى دستان و چشم ها بودند)

از خصوصیات انبیا و اولیا این است که صاحب دست و چشم هستند!! خب این آیه چه چیزی را می خواهد بیان کند؟ مسلّم است که اکثر انسان ها دست و چشم دارند! معلوم میشود

یک آیه عرفان (در دنیا بهشتی زندگی کنیم)

خدا می فرماید: وَالَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَ لَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ ﴿حشر/10﴾ از مهمترین خواسته های اهل ایمان در دنیا این است که در دل هایشان نسبت به دیگر مومنان کینه ای نداشته باشند؛ مردم مؤمن در دنیا چیزی را از خدا می‌خواهند که آن چیز را خدا در بهشت به مردمان بهشتی می‌دهد. چرا که خدا در بهشت کینه را از دل های اهل بهشت برمی دارد ﴿وَ نَزَعْنا ما فی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلِّ﴾ (اعراف/43) در واقع مومنان در دنیا با صفات اهل بهشت زندگی می کنند یعنی دنیا را بهشت خود می کنند

 

یک آیه عرفان (بقاء نفس از راه علم است)

قال الله تعالی: مَا عِندَکُمْ یَنفَدُ وَ مَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ... (نحل/96)

بقا از راه علم با عمل می‌گذرد. اگر کسی عالم است باید بکوشد عمل صالح را ضمیمه علم کند و اگر کسی عالم نیست هر دو جزء را باید تهیه کند، این ترغیب به بقاست از راه علم

یک آیه عرفان (حقّ با علیّ است یا علیّ با حقّ؟)

قال الله تعالی: ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبیرُ (حج/62)

﴿ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الْحَقُّ﴾، این کلام دارای حصر است؛ یعنی حقّ منحصراً برای خداست، غیر خدا چیزی حقّ نیست اما نه اینکه چیزی هست و حقّ نیست بلکه اصلا چیزی نیست که بخواهد حقّ باشد یا باطل. پس خدا حقّی است که مقابل ندارد،

یک آیه عرفان (ازدواج ابزار لذّت نیست، ظرف کمال انسان است)

قال الله تعالی: فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا وَ مِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا یَذْرَؤُکُمْ فِیهِ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ ﴿شوری/11﴾

(خداست آفریننده آسمان‏ ها و زمین. از خودتان برایتان جفت ‏هایى قرار داد، و از چهارپایان هم جفت‏ هایى آفرید تا شما را با این [تدبیر حکیمانه‏] زیاد ‏کند. هیچ چیزى مانند او نیست و او شنوا و بیناست‏)

دو نکته حائز اهمیت است: اوّل آنکه در اسلام نکاح صبغه ملکوتی دارد به واقع باید گفت: انبیاء نکاح آوردند نه صرفا ازدواج (جفت شدن و اجتماع نر و مادّه)! نکاح دارای یک فرهنگ الهی است

یک آیه عرفان (حرف بدون دلیل، هم مغضوب خداست هم مؤمن)

قال الله تعالی: : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿2﴾ کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿صفّ/3﴾ قال الله تعالی: الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَ عِندَ الَّذِینَ آمَنُوا... ﴿غافر/35﴾؛ این دو آیه در کنار هم می فرماید: بی ‌دلیل حرف زدن، علاوه بر آنکه مغضوب خداست مغضوب مؤمن هم هست؛ چون مؤمن متخلّق به اخلاق الهی‌ است، در گفتار و رفتارش سنّت الهی را رعایت می‌کند نه خیالات و منفعت نفس را. مؤمن اگر سخنی بگوید: اوّلا، تقوا را در نظر دارد، ثانیا، سَدید (محکم و با دلیل) می گویدیَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا ﴿احزاب/70

یک آیه عرفان (إخبار قرآن از اختراع ماشین و پیشرفت صنایع)

قال الله تعالی: ... وَ الْخَیْلَ وَ الْبِغَالَ وَ الْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوهَا وَ زِینَةً وَ یَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿نحل/8

خدای متعال می فرماید: ما اسبها و برخی دیگر از حیوانات را خلق کردیم تا از آنها در راستای کار و رفاه زندگی تان استفاده کنید و به تدریج صنایعی را برای زندگی و سواری تان جایگزین اینها می کنم که الآن آن را نمى ‏دانید.!! چرا که خزائن هر چیزی (امور معنوی و مادّی) در نزد خداست و به هر اندازه ای که صلاح بداند در وقتش، آن را در عالم اجرا می کند! فرمود: 

یک آیه عرفان (بازار مزایده الهی)

خدا می فرماید: إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى ... (توبه / 111)

در بازار مزایده قاعده آنست که فروشنده خواهان گران فروختن و خریدار طالب ارزان خریدن است؛ پس کسی که بیشتر بخرد کالا مال اوست؛ اما تنها بازار مزایده ای که خریداری که باید ارزان بخرد، گران و زیاد زیاد می خرد بازار مزایده الهی است!!! ایمان تنها بازاری است که خریدارش به مزایده می خرد.  امام سجاد علیه السلام در دعای 45 صحیفه سجادیه عرضه میدارد: وَ أَنْتَ الَّذِی زِدْتَ فِی السَّوْمِ عَلَى نَفْسِکَ لِعِبَادِکَ، تُرِیدُ رِبْحَهُمْ فِی مُتَاجَرَتِهِمْ لَکَ،... خدایا تنها خریداری که در بازار مزایده زیاد می خردی تو هستی...

یک آیه عرفان (زاد و راحله چیست؟)

خدای مهربان می فرماید: ... وَ تَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَ اتَّقُونِ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ ﴿سوره بقره آیه 197﴾

از آنجایی که همه مسافِر آخرتیم زاد (توشه راه) می خواهیم و چون مسافت بس طولانی و سفر سخت است راحله (مرکب) می خواهیم. گاهی توشه راه خوب است اما مرکبی که آن را حمل کند نیست! حال بگوییم زاد همان تقوا (ایمان و عمل صالح) است؛ اما راحله آنطور که از آیات و روایات برمی آید فقط محبّت به خدا و اهل بیت اوست، محبّت خوب مرکبی است.

یک آیه عرفان (با محبّت بهشت را بسازیم)

خدای متعال فرمود: وَ الَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ و َلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ ﴿سوره حشر، آیه 10﴾

کسانی وارد بهشت می شوند که هیچ گونه کینه و کدورتی در دل از برادران ایمانی شان ندارند؛ پس دلی که در آن کینه نباشد، بهشت است! در واقع بهشت را می بریم، با دلی خالی از کینه می سازیم؛ این یعنی آنهایی هم که می خواهند دنیایشان بهشت باشد و بهشتی زندگی کنند، دلشان را پر کنند از صفا و محبّت؛

یک آیه عرفان (مهربانی خدا تبدیل زشتی به زیبایی است)

خدا فرمود: إِلَّا مَن تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَ کَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا ﴿سوره فرقان آیه 70﴾

بارها و بارها فرموده که توبه و بازگشت تمام زشتی ها را به نیکی تغییر میدهد! البته این نکته را نباید غفلت کرد که جای این تبدیل دنیاست. وقتی کود بد بو را به خاک دهید و تحت تربیت قرار گیرد همان تبدیل به یاس خوشبو می شود! اصلا خاصیت عالم مادّه و این عالم خاکی تبدیل و تربیت است! زشت می گیرد زیبا تحویل می دهد؛ آیا خاصیت خدا کمتر از خاکِ دنیای اوست؟